تبليغاتX
تارنمای پناهجویان سوئد

متاسفانه، شاهد صدور احکام و دستورات غیر عادلانه و بر خلاف واقع از جانب دولتهای اروپایی (به ویژه دولت سوئد) هستیم. افغانستان را امن دانسته اند!!!

این خبر را فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در شهر گوتنبرگ سوئد برای ما ارسال کرده است.

 عزیز محمدی از سوئد به افغانستان دیپورت شد

 

 

در اطلاعیه های قبلی به اطلاع رسانده بودیم که عزیز محمدی پناهجوی افغان در 26 ژوئیه به حکم دادگاه مهاجرتی سوئد بازداشت شد. علیرغم تظاهراتی که در روز پنجشنبه سوم اوت برای ممانعت از اخراج وی صورت گرفت و علیرغم بازتاب وسیع آن در رسانه های عمومی سوئد و تلاش وکیل مربوطه، پنجشنبه ساعت 9 شب عزیز محمدی در یک تماس تلفنی با دفتر فدراسیون خبر داد که "فردا جمعه 10 اوت قرار است  به افغانستان اخراج  شوم".

 

فرصت زیادی باقی نمانده بود. عبدالله اسدی و مهدی عارفی نیک و چند تن از فعالین فدراسیون و پناهجویان افغان تا ساعت 2 بامداد از طریق تلفن و یا رادیوهای محلی مردم را به شرکت در تظاهراتی برای روز جمعه ساعت 9 صبح دعوت نمودند.

 

بازداشتگاه اداره مهاجرت گوتنبرگ 15 کیلومتر از شهر فاصله دارد . ساعت 9 صبح عزیز را ملاقات کردیم. به او گفتیم: "ما آمده ایم که تا آخرین دقایق برای لغو حکم اخراج شما بجنگیم. راه  دور است و مردم دسته دسته اما پراکنده در حال رسیدن هستند. فرصت کم و شانس شما نیز برای ماندن اندک است." پلیس مخفی قبل از ما به مکان بازداشتگاه رسیده بودند و همه چیز تحت کنترل بود. در سوئد برطبق قانون، اخراج افراد زیر 18 سال ممنوع است و عزیز محمدی هنوز 18 سال را پر نکرده بود. آخرین درخواست وکیل برای آزادی عزیز از بازداشت بر اساس همین ماده از قانون بود که متاسفانه این درخواست نیز با پاسخ منفی دادگاه مهاجرتی مواجه شد. در بازداشتگاه عزیز را در آغوش گرفته و بار دیگر یادآور شدیم که تمام  تلاش  خود را برای جلوگیری از اخراج وی به کار خواهیم گرفت.  با بیرون آمدن از بازداشتگاه مسیر اتومبیلهای پلیس شخصی و غیر شخصی را سد کردیم.

 

اندکی بعد پلیسها از راه رسیدند. برایشان باورنکردنی بود که صبح زود مردم زیادی، خودشان را به اداره مهاجرت رسانده باشند.

رئیس گروه اعزامی پلیس با عبدالله اسدی دبیر فدراسیون سوئد که فراخوان دهنده این تظاهرات بود صحبت کرد و چندین مورد از وی خواست تا از تظاهرکنندگان بخواهد که مانع پلیس برای انجام مأموریتشان نشوند. عبدالله اسدی نیز تظاهرکنندگان را به مقاومت هرچه بیشتر تشویق می نمود.!!

در چندین مورد رئیس گروه اعزامی پلیس گفت: از آنجاییکه شما اجازه پلیس ندارید مقاومتتان در برابر پلیس جرم محسوب میشود، تظاهرکنندگان نیز اعلام میکردند که ما آمده ایم تا در مقابل تصمیم غیرانسانی اداره مهاجرت سوئد اعتراض نماییم. تظاهر کنندگان مدام اعلام میکردند: "حق با ماست. خشونت نکنید. عزیز را اخراج نکنید. در افغانستان امنیت وجود ندارد."

 

       

 

پلیس برای عزیز بلیط بازگشت به افغانستان تهیه کرده بود. هر چه زمان میگذشت به ساعت پرواز هواپیما نیز نزدیکتر میشد. پلیسها سراسیمه شده بودند. پشت بازداشتگاه اداره مهاجرت به کوه و جنگل منتهی میشود.در جاده های اطراف همه جا پلیس مستقر شده بود. تعدادی از اتومبیلهای شخصی پلیس مخفی که تظاهرکنندگان راه را بر آنها سد کرده بودند ناگهان آژیر بسیار کر کننده ای را به صدا درآوردند. در این فاصله از داخل جنگل پلیس وارد بازداشتگاه میشود و عزیز را غافلگیر و از ترس اینکه نتواند به تظاهر کنندگان خبر بدهد تلفنش را در دم میگیرند  و بیش یک کیلومتر او را کشان کشان  پیاده از داخل جنگل میبرند تا به جاده های اطرف برسانند.

 

در طول تظاهرات رادیوی سوئدی p4 چند مورد خبر آن را پخش کرد و دو خبرنگار از روزنامه یتوبوری پستن که لحظات آخر رسید ند عکس و گزارشی را از تظاهرات در روزنامه مذکور به چاپ رساندند.

 

سرانجام پس از دو هفته تلاش فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی، و تعدادی از انجمنهای افغان و پناهجویان در شهر گوتنبرگ،  متاسفانه عزیز محمدی از سوی دولت سوئد به افغانستان اخراج گردید و حال همه نیز گرفته شد.

 

 در مجموع 665 پناهجوی افغان از سوی اداره مهاجرت سوئد پاسخ منفی گرفته اند. در طول چند ساله گذشته عزیز محمدی اولین پناهجویی است که به افغانستان اخراج میگردد. ظاهرا مهلتی که برای این 665 نفر تعیین کرده اند، به پایان رسیده است و هنوز معلوم نیست چه اتفاقی خواهد افتاد!! بسیاری از آنان در شهر استکهلم از هفته گذشته در میدان مرکزی این شهر دست به اعتصاب غذای خشک زده اند. تاکنون تعدادی در حال بیهوشی به بیمارستان انتقال یافته اند. آمبولانسها مرتب در رفت و آمد هستند و هر روز تعدادی از اعتصابیون به بیمارستانهای شهر انتقال می یابند.

 

                                             

 

ففدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد از خواست پناهجویان افغان مبنی بر کسب حق زندگی در سوئد قاطعانه پشتیبانی مینماید. با توجه به شرایط هولناک زندگی در افغانستان هیچکس نباید به آن جهنم بازگردانده شود. در عین حال فدراسیون از همه پناهنجویان اعتصابی میخواهد که به اعتصاب غذای خود پایان دهند. اعتصاب غذا راه حل مناسبی برای ادامه مبارزه نیست. شما پناهجویان افغان برای نجات جان خود به سوئد آمده اید، اعتصاب غذا به جسم و روح و روان شما آسیبهای جبران ناپذیری وارد خواهد کرد و چه بسا در صورت ادامه آن به شکل کنونی، به مرگ کسانی نیز منجر شود. جان شما برای ما و همه انسانهای مترقی عزیز است. به اعتصاب غذای خود پایان دهید تا در ابعادی به مراتب وسیع و سراسریتر سد محکمی در مقابل سیاست غیر انسانی دولت سوئد در قبال پناهجویان ایجاد نماییم.

 

زنده  باد اتحاد و  همبستگی همه پناهجویان برای دفاع از حقوق خود

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- سوئد

11 اوت 2007

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 0:16 |

تظاهراتی گسترده برای دفاع از آزادی عزیز محمدی پناهجوی

 افغان از بازداشتگاه اداره مهاجرت سوئد

 

همانطور که در بیانیه های قبلی اعلام کرده  بودیم، به فراخوان فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی و انجمنهای افغان در شهر گوتنبرگ سوئد روز پنجشنبه دوم اوت تظاهراتی در مقابل اداره مهاجرت در این شهر برگزار گردید.

 

با وجود فرصت کم برای تبلیغات و مسافت نسبتا دور اداره مهاجرت تا شهر، مردم دسته دسته رأس ساعت یک از راه رسیدند. تظاهرات ساعت 13:20 دقیقه در مقابل ساختمان مرکزی اداره مهاجرت سوئد با حمل پلاکاردهای بسیار و با شعار اخراجها را متوقف کنید شروع شد و تظاهرکنندگان در خیابانهای اطراف این اداره به راهپیمایی پرداختند.

 

از آنجاییکه از قبل طی بیانیه های مطبوعاتی خبر تظاهرات به آگاهی روزنامه ها و رسانه های عمومی رسیده بود، رادیوی p4 سوئد طی مصاحبه ای با مجید حمیدیان از مسئولین روابط عمومی فدراسیون در سوئد گزارش مفصلی را از این تظاهرات پخش کرد. روزنامه Göteborg Posten (GP) نیز گزارشی را به همراه 2 عکس یکی از تظاهرکنندگان و دیگری از عزیز محمدی پناهجوی بازداشتی که از پشت شیشه بازداشتگاه با شکیبا حاجیه که از طریق تلفن صحبتهای وی را برای خبرنگار این روزنامه ترجمه میکرد، در این روزنامه به چاپ رساند.

خبر این تظاهرات از طریق رسانه های مختلف به سرعت در سطح سوئد انعکاس یافت. همزمان یکی از رادیوهای فارسی زبان شهر با عبدالله اسدی دبیر فدراسیون سوئد و عزیز محمدی پناهجوی بازداشتی و تعدادی از تظاهرکنندگان مصاحبه هایی انجام داد و شعارها و فریاد تظاهرکنندگان را مستقیما از رادیو پخش نمود.

 

در طول مدت تظاهرات مجید حمیدیان از طرف فدراسیون و اسماعیل حاجی از طرف انجمنهای افغان به داخل اداره مهاجرت رفتند و با دو نفر از مسئولین این اداره بطور مفصل در مورد حکم اخراج عزیز و کلیه پناهجویان صحبت کرده و خواهان لغو حکم اخراج عزیز و به رسمیت شناختن حق پناهندگی وی شدند. بعلاوه در مورد شرایط بشدت ناامن افغانستان با مسئولین مربوطه به صحبت پرداختند.

 

2 نفر از زنان شرکت کننده در تظاهرات به نامهای آناندا و شکیبا در مدت 2 ساعت تظاهرات از طریق بلندگو بطور مداوم شعار داده و توجه افکار عمومی را هر چه بیشتر به این تظاهرات جلب نمودند.

 

در پایان تظاهرات، اسماعیل حاجی و عبدالله اسدی هر کدام به نوبت از تظاهرکنندگان بخاطر شرکت و حس هم سرنوشتیشان و ضمن تأکید بر اتحاد و همبستگی برای ممانعت از اخراج پناهجویان به افغانستان، ایران، عراق، فلسطین و جای جای دنیا و تلاش برای دفاع از حق پناهندگی  قدردانی کردند.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد همه پناهجویان را به مبارزه متشکل برای دفاع از حقوق پناهندگی خود فرا میخواند.

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – سوئد

سوم اوت 2007

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 16:9 |
توضیح: نوشته زیر در تکمیل نوشته پست قبلی و رفع برخی ابهامات تهیه وتنظیم شده است.

این حرکت آفا رگه هایی از خشونت داشت، ولی هیچ گونه آسیب جسمی و جانی و مالی در بر نداشته است. همچنین بنا بر اظهارات افراد این گروه خشونتی که در بطن تصمیم آن قاضی پنهان است و انسانها را به کام مرگ می کشاند، در برابر این خشونت رنگ می بازد. در هر صورت قضاوت در این قسمت را بر عهده شما می گذارم ولی به دلایل تحسین خود از (آفا) می پردازم:

                       

۱. زمانی که دادگاههای مهاجرتی جانشین اداره اتباع بیگانه شدند، بسیاری از کارمندان(حقوقدان)آن اداره بر مسند قضاوت یعنی کار قضایی که تطبیق قانون با وضعیت پرونده است، تکیه زدند.متاسفانه ایشان همان روش اداری قبل که تایید احکام ناعادلانه و غیر قانونی اداره مهاجرت بود در پیش گرفتند.دادگاه که باید علی القاعده مستقل از دولت و اداره مهاجرت باشد و فقط به قوانین داخلی و معاهدات بین المللی نظر داشته باشد و اعمال خلاف قانون دولت و اداره مهاجرت را با احکام خود باطل سازد، عملا تبدیل به دستگاهی شده که دنباله رو سیاستهای ضد پناهندگی دولت سوئد است.

۲. قاضی دادگاه عالی گوتنبرگ به آسانی اعلام می کند که در عراق امنیت وجود دارد و هر عراقی باید ثابت کند که اگر به عراق برگردد با خطر مرگ روبرو ست. حال این قاضی چه طور به این نتیجه رسیده است که در عراق امنیت وجود دارد و اینکه یک شهروند عراقی چه طور باید ثابت کند که در صورت بازگشت به عراق با خطر مرگ روبروست؟! یک نکته به ذهن من می رسد و آن سیاست است نه قانون. آقای قاضی در لباس قضاوت که رنگ و بوی بی طرفی و عدالت دارد، سیاستمدارانه و به دروغ حکم رانده است. اگر امروز این بلا بر سر پناهجویان بیاید که هیچگونه حمایت مدنی و بین المللی ندارند و ضعیفترین قشر جامعه هستند، قدرت حکومتی در صدد فتح بیشتر خاکریزهای حقوق انسانی بر خواهد آمد و کم کم گریبان دیگر اقشار جامعه را به طرق مختلف خواهدگرفت.

۳. سکوت مطبوعات سوئد در خصوص امور پناهجویان بسیار معنا دار و بی سابقه است.در حال حاضر هیچ یک از مطبوعات سوئد علاقه ای به درج مشکلات پناهجویان، تصمیمات غیر منصفانه اداره مهاجرت و دادگاههای مهاجرتی و همچنین تصمیماتی که از سوی دادگاه عالی(مانند رای وحدت رویه) صادر می شود و افغانها و عراقیها را به روز سیاه می کشاند، ندارند.

گویی با سکوت معنا دار خود این مفهوم را می گسترانند که هیچ مشکلی متوجه پناهجویان نیست و یا اصلا هیچ پناهجویی در این کشور وجود ندارد. 

مهمترین مساله این است که شهروندان سوئدی در جریان مصیبتهایی که به پناهجویان می رود نیستند. اکثر احزاب سوئد که متاسفانه مطبوعات را در اختیار دارند نیز به دنبال بی خبر نگاه داشتن مردم از این امور هستند. آنها می خواهند با استناد به نیمچه امنستی که یک سال و اندی پیش تصویب کردند مساله پناهندگی در سوئد را تمام شده تلقی کنند و از این به بعد با همین حربه پناهجویان دیگر را آواره کنند.

 

(آفا) در پی شکستن این خفقان مطبوعاتی است و می خواهد به این طریق نظر مردم سوئد را به مشکلات پناهجویان جلب کند. اگر خواننده سوئدی به این خبر توجه کند، قطعا برآوردی از حکم قاضی ارشد شهر گوتنبرگ خواهد داشت. او در ضمن محکوم کردن خشونت آفا، به طرزی شدیدتر آن سیاستمدار قاضی نمای شهر گوتنبرگ را در نزد وجدان خود محکوم خواهد کرد. 

نکته آخر اینکه اگر به میزان یک در صد احتمال می دادم که (آفا) می خواهد دق دل یا کینه خود را بر سر آن قاضی خالی کند، هیچ گاه تحسینش نمی کردم. آنها جوانان سوئدی هستند و هیچ خارجی در بین آنها نیست و در ضمن زندگی مرفهی دارند. تا به حال صابون احکام اداره مهاجرت هم به تنشان نخورده است که به صرف احساسات به این عمل دست بزنند. آنها انسانیت را ارج می نهند و برای جان انسان ارزش قائلند. 

                     

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در شنبه سیزدهم مرداد 1386 و ساعت 17:9 |
شب منتهی به چهارشنبه ۲۹ ژوئیه اعضای گروه موسوم به آفا (آنتی فاشیستیک آکشون) که اکثرا از جوانان چپ و تندرو سوئدی تشکیل شده اند، در اقدامی بی سابقه به منزل مسکونی (سه ون آندرش هاگسگوردز) قاضی ارشد دادگاه مهاجرتی شهر گوتنبرگ سوئد حمله کرده و خساراتی به آن وارد آورده اند. منزل مسکونی این قاضی بلند پایه دادگاه مهاجرتی گوتنبرگ، از جمله با بمبهای رنگی قرمز مورد حمله قرار گرفته است.

                       

دلیل حمله این جوانان تندرو چپ به منزل این قاضی مهاجرتی، شرکت وی در اتخاذ تصمیمی است که به عنوان خط مشی اداره مهاجرت در اخراج متقاضیان پناهندگی به عراق قرار خواهد گرفت. به عقیده (آفا) تصمیم این قاضی مبنای اخراج انسانها به کام مرگی حتمی است. در وب سایت جوانان آفا آمده است که مجبور نمودن یک انسان در بازگشت به کام مرگ اقدامی خشونت آمیز است. اقدام ما در خراب کردن یک دیوار در مقابل آن، اقدام خشونت آمیزی نیست.

برای دیدن اصل خبر و متن کامل آن به سایت استکهلمیان مراجعه فرمایید.

عملکرد چپهای اروپا در برخورد با مشکلات پناهجویان و مهاجرین و همچنین گلوبالیزاسیون یا همان جهانی شدن در خور تقدیر و ستایش است.

عده ای از پناهجویان سوئد به دلیل تصویب قانون موقت پناهندگی به شدت آسیب دیدند و از بسیاری حمایتهای اجتماعی و بین المللی محروم شدند. بعد از گذشت یک سال و اندی از تصویب این قانون، اقامت یک ساله افغانها لغو شده و به عراقیها نیز اقامت نمی دهند. و کلیه بازماندگان قانون موقت در شرایطی بسیار بحرانی و غیر قابل تحمل و تصور به سر می برند. در حال حاضر از این قانون به عنوان حربه ای مهلک برای پناهجویان محروم از حق پناهندگی، استفاده می شود به شرح زیر:

۱. تا صحبت از اعطای اقامت به بازماندگان قانون موقت پناهندگی می شود، کلیه احزاب از جمله حزب چپ که در ظاهر خود را مدافع پناهجویان معرفی می کند ولی (به نظر شخصی من) چنین نیست، و چندین بار از جانب این حزب لطماتی به پناهجویان وارد شده است. قانون موقت را به رخ پناهجویان می کشند و با ذکر ارقام می گویند که به این تعداد پناهجو اقامت داده ایم. آیا به نظر شما دادن این جواب به ایشان شرم آور نیست؟ زمانی که به هزاران نفر دیگر اقامت ندادید و بدترین شیوه ها در رفتار با آنها را در پیش گرفته اید، این ارقام را بر ضد آنها به کار می برید. در مجامع بین المللی و حقوق بشری اعلام می کنند که به خانواده های یچه دار اقامت دادند. این کار بسیار نیکو و پسندیده بوده است ولی نباید از آن برضد پناهجویان دیگر استفاده کرد.

۲. دو گروه عمده پناهجویان وجود دارند که به دلایلی اخراجشان از سوئد ممکن نیست. گروه اول کوبائیها هستند که فاقد پاسپورت می باشند و در صورت دیپورت آنها، دولت متبوعشان از پذیرش آنها خودداری می کند. گروه دوم ایرانیها هستند که دقیقا وضعیتشان مشابه وضعیت کوبائیها می باشد. دولت سوئد به کوبائیها به دلیل این وضعیت اقامت می دهد ولی از دادن اقامت به ایرانیها خودداری می کند. و با وجود این وضعیت، از ایرانیها می خواهد که به سفارت کشور متبوعشان مراجعه و همکاری لازم جهت دیپورت خود را به عمل آورند. (توضیح: این کار خلاف مقتضای ذات حقوق پناهندگی و در مخالفت و تضاد آشکار با قانون اساسی سوئد، معاهدات بین المللی و قوانین حمایت کننده از پناهندگان است.) در صورتی که پناهجویان از این کار خودداری کنند، اداره مهاجرت از تمدید و ارائه کارت شناسایی به آنان خودداری کرده و حقوق دریافتی ماهانه آنها را قطع می کند و اجازه کار نیز به آنان نمی دهد. در نتیجه پناهجو از کلیه حقوق اجتماعی و انسانی محروم می شود. این عمل نیز مخالف قانون اساسی سوئد و دیگر معاهدات بین المللی است که دولت سوئد ذیل آنها را امضا کرده و متعهد به اجرای آنهاست. حال این برخورد دوگانه که با پناهجویان ایرانی و کوبایی که در شرایطی کاملا یکسان هستند(البته به جرات می توان گفت شرایط ایرانیها بسیار وخیم تر از کوباییها می باشد) بسیار سوال برانگیز است. پس ملاحظه می شود که توسط دولت سوئد فشار بیشتری به پناهجویان ایرانی وارد می شود. در اینجا می توان به جای کلمه بی عدالتی، ظلم و اجحاف را به کار برد. 

۳. دولت سوئد کار را به آنجا رسانده که تصمیم دارد پناهجویان عراقی را به کشورشان بازگرداند. و عراق را امن توصیف می کند. قبلا در مطلبی مستقل با عنوان (تعریف جدید امنیت از نظر اداره مهاجرت سوئد و ماکیاولی) به این موضوع پرداخته شده است: همین وبلاگ، در هفته سوم تیر ماه.

واکنشی که اخیرا توسط جوانان چپ (آفا) صورت گرفته، واکنش به همین روشهای ناپسند و ظالمانه و غیر انسانی دولت است.

واقعا دهانی که باز و بسته می شود و (در عراق امنیت وجود دارد) را نشخوار می کند، فجایع بزرگتری در گلوی خود نهفته دارد که معلوم نیست در آینده دور یا نزدیک بر سر کدام تنابنده ای، این مائده ی نبلعیده را فرود آورد.

من به نوبه خود این عملکرد آفا را تحسین می کنم. تا نظر علیرضا، دیگر پناهندگان و شما خواننده گرامی چه باشد؟   

                 

 

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 18:23 |
صدها تن از متقاضیان پناهندگی تبعه افقغانستان در سوئد که در چهار چوب قانون موقت پناهندگی دارای اقامت موقت هستند، در خطر اخراج از سوئد به سر می برند. مقامات مهاجرتی سوئد در تصمیمی که خط مشی آینده در مورد اتباع افغانستان محسوب می شود، اخراج این افراد به افغانستان را بلامانع و برای آنان بدون خطر اعلام نموده اند.

     

پناهجویان افغانی مقیم سوئد به دنبال این تصمیم مقامات مهاجرتی با همکاری انجمن افغانهای سوئد از روز جمعه ۲۷ ژوئیه دست به برپایی یک راهپیمایی افغانستان ۱۷۰ کیلومتری زده اند که از مقر اداره مهاجرت در شهر نورشوپینگ سوئد شروع و به مقر پارلمان سوئد در استکهلم خاتمه خواهد یافت. معترضین در جریان این راهپیمایی از چندین شهر سوئد عبور کرده اند.

تجمع نهایی در مقابل پارلمان سوئد مابین ساعت ۱۶ الی ۱۸ روز چهارشنبه اول ماه اوت خواهد بود.

منبع: استکهلمیان

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 18:5 |

نباید اجازه داد عزیز محمدی را به افغانستان دیپورت کرد

تصمیم دادگاه مهاجرتی سوئد به اخراج عزیز محمدی پناهجوی افغان، غیر قابل قبول است. عزیز محمدی که 2 سال است از کشور سوئد درخواست پناهندگی کرده است. در 25 ژوئن سال جاری  از سوی دادگاه مهاجرتی گوتنبرگ  حکم اخراجش صادر گردید و روز پنج شنبه 26 ژوئیه دستگیر و به  قصد اخراج به افغانستان بازداشت شده است.

عبدالله اسدی دبیر فدراسیون سوئد روز شنبه 28 ژوئیه او را در بازداشتگاه اداره مهاجرت ملاقات کرده  است. عزیز محمدی که جوانی 19 ساله است در این ملاقات گفت: " من 6 سال بیشتر نداشتم که پدرم بدست نیروهای طالبان کشته شد، مادرم نیز مدتی بعد بر اثر سکته جانش را از دست داد و تنها برادرم نیز در یک نزاع  بدست یکی از وابستگان خود به قتل رسید و خود من نیز مدتها سختی کشیدم تا خود را به  کشور سوئد رساندم."

همین چند خط از گذشته عزیز و خانواده اش کافی است تا تصمیم سیاسی و غیر انسانی دادگاهی که حکم دیپورت وی را صادر کرده است به زیر سؤال برد. این چه عدالتی است؟ چه سیاستی است؟ و کدام کنوانسیون حقوق بشر است که از افغانستان بعنوان کشوری امن نام میبرد و پناهجویان را به آنجا اخراج مینماید؟ مگر نه اینکه  نه دولت کرزای و نه سربازان ناتو هنوز نتوانسته اند امنیت و آسایش را به افغانستان بازگردانند؟ مگر در افغانستان جنگ داخلی وجود ندارد؟ مگر گروهها و دستجات مختلف هر روز بر زندگی مردم افغانستان خون نمی پاشند؟

آقای توبیاس بیلستروم وزیر مهاجرت سوئد اظهار داشته است که جنگ داخلی و ناامنی در کشورهای نظیر عراق و افغانستان از این به بعد مبنایی برای پذیرش پناهندگان از آن کشورها نخواهد بود. وزیر مهاجرت سوئد در ادامه نظریه جدید خود گفته است  که علیرغم هر شرایطی که بر آن کشورها حاکم است هر کس باید شخصا اثبات نماید که جانش در خطر بوده است در غیر این صورت حق پناهندگی به آنها تعلق نخواهد گرفت.

سؤال ما از آقای بیلسترم این است که چه کسانی در کشورهایی مانند افغانستان، عراق و یا ایران و فلسطین میتواند جان و زندگیشان در امان باشد؟ آیا واقعا صرف اینکه کسی از افغانستان آمده باشد کافی نیست تا بعنوان فردی که جان و زندگیش در خطر بوده است بعنوان پناهنده پذیرفته شود؟

از نظر هر کس که اخبار عراق و افغانستان را تعقیب کرده و به زندگی جهنمی مردم آن دو کشور می اندیشد، گفته های وزیر مهاجرت و دولت سوئد در مغایرت کامل با همان حقوق بشری تلقی خواهد شد که دولت سوئد خود را به آن پایبند میداند.

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی، تصمیمات دادگاه مهاجرتی  و دولت سوئد را در مورد پناهجویان افغان و بویژه تصمیم به بازداشت و اخراج عزیز محمدی را غیر قابل قبول میداند و افکار عمومی جامعه سوئد و سازمانها و نهادهای دفاع از حقوق پناهندگی را به دفاع از حق پناهندگی عزیز محمدی فرا میخواند.

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد

30 ژوئیه 2007

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 21:14 |
این بار هادی خرسندی و مریم شبانی ما را به دادگاه می برند!

 

                                       

 

محاکمه‌ي يک فعال دانشجوئي
« ..... در آشپزخانه كه هيچ، در حمام و دستشويي هم به دنبال مدرك مي گردند و در نهايت تمامي دست نوشته ها و تعداي از كتاب ها و وسايل شخصي او را با خود مي برند. آنها حتي گوني برنج و پلاستيك هاي عدس و شكر را هم زيرورو مي كنند.»
گزارش مریم شبانی از بررسی مأموران امنیتی در منزل عبدالله مؤمنی، فعال دانشجوئی که دستگیر شده. (روزآنلاین)

قاضی – شما متهم هستی به برنج.
متهم – بله؟
قاضی – شما متهم هستی به ده کیلو تیلدا باسماتی.
متهم – چند کیلو؟
قاضی – ده کیلو. ده کیلو برنج.
متهم – چه برنجی؟
قاضی – برنج تیلدا. تیلدا باسماتی.
متهم – تیلدا باسماتی؟
قاضی – بله. متهم چرا تفهیم اتهام نمیشود؟
متهم – دارم میشوم.
قاضی – از خودت دفاع کن.
متهم – دفاعی ندارم. اعدامم کنید.
قاضی – الکی که نمیشود. باید دفاع کنی.
متهم – اگر دفاع نکنم چکار میکنید؟
قاضی – باید دفاع کنی. مأموران امنیتی یک بسته ده کیلوئی برنج در منزل شما پیدا کرده‌اند.
متهم – تیلدا باسماتی؟
قاضی – بعله. آخرین بار که با سفارت پاکستان تماس گرفتی چه تاریخی بوده؟
متهم – تیلدا باسماتی مال هندوستان است.
قاضی – آخرین بار که با سفارت هند تماس گرفتی کی بوده؟
متهم – برای برنج؟
قاضی – گرفتی ما را؟
متهم – خیر.
قاضی - «از این طرف پاره کنید»، یعنی چی؟
متهم – از کدام طرف؟
قاضی - خودت را به آن راه نزن. چرا باید از آن طرف پاره کرد؟
متهم - منظورتان را نمیفهمم.
قاضی – روی کیسه‌ی برنج نوشته شده. منظور از کدام طرف است؟
متهم – از بالای کیسه.
قاضی – رمز است؟
متهم – نه به قرآن.
قاضی – به کمرت بزند.
متهم – چشم.
قاضی – مأموران ما در منزل شما پلوپز پیدا نکردند.
متهم – همه جا را خوب گشته‌اند؟
قاضی – اگر پلوپز ندارید پس برنج را برای چی میخواهید؟
متهم – تیلدا را؟
قاضی – بله.
متهم – همان که باید از آن طرف باز کنیم؟
قاضی – بله. متهم اینقدر وقت دادگاه را تلف نکند. میخواستی انقلاب پلوئی راه بیندازی؟
متهم – چه‌جوری؟
قاضی – میخواستی دَمُکنی بگذاری روی جامعه؟
متهم – منظورتان را متوجه نمیشوم.
قاضی – پس انقلاب کوبائی میخواستی راه بیندازی. بسته‌ی شکر هم در خانه داشتی.
متهم – نه به قرآن.
قاضی – پس اعتراف کن که چه انقلابی میخواستی راه بیندازی؟
متهم – انقلاب عدسی.
قاضی – آهان! پس آن بسته عدس که در خانه‌تان بود.....؟
متهم – خودشه. خودشه!
قاضی – قبول نیست. این متهم ما را دست انداخته!
جلسه‌ی دادگاه برای شکنجه‌ي متهم تعطیل.


-------------------------


اين هم چند حکايت منتشر نشده از عبيد زاکاني 


آخوندی بر منبر روضه میخواند. آخوند دیگری میگریست. گفتند تو چرا گریه میکنی؟ گفت چند گریه به او بدهکارم.
×××
آخوندی روضه میخواند. آخوند دیگر سخت میگریست. پرسیدند چه چیز در او تو را بی‌تاب کرده؟ ابتکارش در ذکر مصیبت؟ گفت اقتدارش در هیئت دولت.
×××
آخوندی روضه میخواند. آخوندی آشنای او آمده بود پای منبرش زار میزد. روضه‌خوان ذکر مصیبت نگهداشت، از بالای منبر او را گفت " د. برو پدرسگ!".
×××
آخوندی از منبر بالا میرفت. در نیمه‌ی راه صدائی از او خارج شد. چون به بالا رسید نشست و جا به جا شد و چشم بر جمعیت انداخت و پرسید: "کی بود گوزید؟".
×××
یکی آخوندی برای ختم پدر میخواست. آخوند گفت از آنجا که من روی منبر خود را کتک میزنم ، دوبرابر نرخ معمول میگیرم. پدر مرده گفت پدرم مرا به صرفه‌جوئی وصیت کرده. اجرت معمول بگیر در پایان من میآیم کتکت میزنم.
×××
آخوندی در مجلس حلوای چرب و شیرین میخورد و ملچ ملوچ میکرد. گفتند این چه صوت است؟ گفت حَلــَوات میفرستم.

 

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 3:39 |
مصاحبه های زیر را خبر نگار نشریه اصغر آقا (هادی خرسندی) تنظیم کرده است. بهتر دیدیم به جای آوردن اصل اخبار و یا اظهار نظرهای مختلف که گاهی خسته کننده است، به زبان دیگری رویدادها را دنبال کنیم:

  «خودزني شرور پاکوتاه هنگام دستگيري»
يکشنبه 17 تير ماه 1386. 23:32 :«شرور معروف به پاکوتاه که مردم را تهديد به قتل مي کرد، در اقدام ضربتي از سوي ماموران انتظامي تهران بزرگ دستگير شد. به گزارش «جام جم»، روز گذشته ماموران انتظامي با دريافت گزارشي مبني بر حضور دوباره يک شرور تحت تعقيب به نام عليرضا (معروف به پاکوتاه) در بوستان خليج فارس در بزرگراه آزادگان ، اين متهم را به محاصره خود درآوردند و در اقدام ضربتي او را دستگير کردند. هنگام دستگيري متهم ، وي براي رعب و وحشت خودزني کرد که اين ترفند نيز بي فايده بود و ماموران با قاطعيت او را دستگير کردند .....» - خبر ادامه دارد.
نظر به اهمیت موضوع خبرنگار اصغرآقا با یکی از مأموران انتظامی تهران بزرگ که در این عملیات محاصره و ضربتی شرکت داشته، مصاحبه کرده است:
خبرنگار ما – چگونه شرور پاکوتاه را دستگیر کردید؟
مأمور انتظامی تهران بزرگ – همانطور که خبرگزاری جام جم به تفصیل گزارش داده، ابتدا او را محاصره کردیم ...
خبرنگار ما – بعد؟
مأمور انتظامی تهران بزرگ – بعد در اقدام ضربتی دستگیرش کردیم.
خبرنگار ما – متهم هنگام دستگیری برای رعب و وحشت اقدامی نکرد؟
مأمور انتظامی تهران بزرگ – سؤال خوبی بود. متهم برای رعب و وحشت خودزنی کرد.
خبرنگار ما – این ترفند فایده‌ای داشت؟
مأمور انتظامی تهران بزرگ – خیر. این ترفند نیز بی‌فایده بود.
خبرنگار ما – چرا «نیز»؟
مأمور انتظامی تهران بزرگ – نیز دیگه. منظورتون چیه؟
خبرنگار ما – منظورم این است که ترفند دیگری هم زده بود؟
مأمور انتظامی تهران بزرگ – خیر. به او فرصت ندادیم. همانطور که در خبر آمده ما با قاطعیت او را دستگیر کردیم.
خبرنگار ما – اگر خودزنی نمیکرد ....
مأمور انتظامی تهران بزرگ – معمولی دستگیرش میکردیم.
خبرنگار ما- بدون قاطعیت؟
مأمور انتظامی تهران بزرگ – بله. معمولاً اگر کسی خودزنی نکند بدون قاطعیت دستگیرش میکنیم.
خبرنگار ما – نیروی انتظامی تهران بزرگ پیش از این هم کسی را دستگیر کرده بود یا اولین بارش بود؟
مأمور انتظامی تهران بزرگ – نه‌خیر. ما خیلی دستگیر میکنیم. همان روز یک شرور دیگر را هم دستگیر کردیم.
خبرنگار ما – چه کرده بود؟
مأمور انتظامی تهران بزرگ – تصمیم گرفته بود سیاست‌های آمریکا و صهیونیزم را در ایران پیاده کند و انقلاب ملوس راه بیندازد.
خبرنگار ما – از کجا متوجه شدید؟
مأمور انتظامی تهران بزرگ – یک داستان کوتاه در باره‌ی گربه‌اش نوشته بود و قصد فرار داشت.
خبرنگار ما – از کجا میخواست فرار کند؟
مأمور انتظامی تهران بزرگ – از صفحه‌ی 119 به 120، که گرفتیمش.
خبرنگار ما – هنگام دستگیری خودزنی نکرد؟
مأمور انتظامی تهران بزرگ – نه. خودمان زدیمش. ما خودزنی‌اش کردیم.
خبرنگار ما – خبر این را هم مطبوعات نوشتند؟
مأمور انتظامی تهران بزرگ – نه‌خیر. خبر پاکوتاه را که مفصل نوشته بودند، این دیگه جا نشد.
خبرنگار ما – پیامی ندارید؟
مأمور انتظامی تهران بزرگ – ما از مطبوعات و خبرگزاری‌های جمهوری اسلامی کمال تشکر را داریم که حقایق را به طور کامل و مشروح مینویسند. مردم باید از همه چیز اطلاع داشته باشند و جزئیات را هم بدانند. البته اگر در رسانه‌ها مشروح کامل خبرها را ادیت نکنند بهتر است.
دنباله‌ی خبر: «سرهنگ احمدي ، رئيس مرکز اطلاع رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ در ارتباط با اين متهم به خبرنگار ما گفت: شرور معروف به پاکوتاه ، در تحقيقات مقدماتي اعتراف کرد دقايقي پيش از دستگيري ، يک شهروند را مجروح کرده بود که قمه خوني ، اظهارات متهم را تاييد مي کرد. احمدي افزود: از متهم علاوه بر قمه ، مقاديري کراک و ابزار و ادوات مربوط به استفاده از اين ماده افيوني کشف و ضبط شد. رئيس مرکز اطلاع رساني تهران بزرگ افزود: تحقيقات اوليه پليس حاکي است که اين فرد شرور پيش از اين با ايجاد مزاحمت براي نواميس مردم ، آنها را تهديد مي کرد که در صورتي که عليه وي شکايت کنند، آنها را به قتل مي رساند.»
يک مصاحبه‌ي ديگر:
خبرنگارما – جناب سرهنگ! ما با یکی از مأموران انتظامی تهران بزرگ درباره‌ی این خبر مصاحبه کردیم. حالا لطفاً شما هم بفرمائید که این شرور را چگونه شناسائی کردید؟
سرهنگ احمدي ، رئيس مرکز اطلاع رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ – از پاهاش.
خبرنگار ما – ممکنه بیشتر توضیح بدهید؟
سرهنگ احمدي ، رئيس مرکز اطلاع رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ - من اینها را مفصل گفته بودم، اما متأسفانه مطبوعات و خبرگزاری‌ها خبرها را خلاصه میکنند. مدتی بود ما تمام شهروندان پاکوتاه را در منطقه زیر نظر گرفته بودیم.
خبرنگار ما – چطور؟
سرهنگ احمدي ، رئيس مرکز اطلاع رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ - یعنی هرکس پاهایش کوتاهتر از اندازه‌ای بود که دایره‌ی اینفورماتیک نیروهای انتظامی تهران بزرگ تعیین کرده است، تحت تعقیب ما بود و بازداشت میشد. تا اینکه بالأخره توانستیم شرور پاکوتاه را از بین آنها شناسائی کنیم.
خبرنگار ما- با بقیه‌ی شهروندان پاکوتاه چه کردید؟
سرهنگ احمدی – همه‌شان را با قید کفیل آزاد کردیم.
خبرنگار ما – گویا قبل از او یک نویسنده را هم دستگیر کردید؟
سرهنگ احمدي ، رئيس مرکز اطلاع رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ - کی به شما گفت؟ چنین چیزی نیست.
خبرنگار ما – یک نفر که راجع به گربه‌اش داستان نوشته بوده.
سرهنگ احمدی – آهان. یادم نبود. بعله. چون در داستانش نسبت به گربه خشونت کرده بوده توسط نیروهای ویژه‌ی انجمن حمایت حیوانات دستگیر شده. ربطی به نیروهای انتظامی ندارد. کی به شما گفت؟
خبرنگارما – پیامی ندارید؟
سرهنگ احمدي ، رئيس مرکز اطلاع رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ - من به عنوان رئيس مرکز اطلاع رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ پیامی ندارم. متشکرم.

 

            

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 3:29 |
هنگامی که روضه انگلیسی را شنیدم، ناخودآگاه به یاد شیخ کافی (خطیب و روضه خوان مشهور) افتادم که در یکی از مراسم روضه خوانی، به وسیله تلفن از بالای منبر با کربلا ارتباط برقرار کرد.

    

نوآوری، ابتکار، اختراع و اکتشاف فقط متوجه دانشمندان علوم تجربی نیست. همه می توانند در این بستر بخت آزمایی کنند، چنانچه علمای ماوراءالطبیعه بالا چنین کردند.

شاید این روضه انگلیسی برای غربتزدگانی بود که فارسی را فراموش کرده اند. ولی تا آنجایی که معلوم است، کسانی که فارسی می دانند و به روضه علاقه مند هستند، منابع بسیاری جهت رفع نیاز دارند. کسی هم زبان فارسی از یادش نرفته که نیازی به روضه انگلیسی داشته باشد. اعراب نیز خودشان اساتید بلامنازع این فن شریفند. اگر هم برای دیگر ملل دنیا تهیه و تنظیم شده، کمی جای تعجب دارد.

به علیرضا می گویم: شاید برای ما پناهجویان خوانده است!

جبران خلیل جبران در این زمینه در پیامبرش گفته است:

و آن کس که رفتارش را با قواعد کردار راه می برد، پرنده ی ترانه خوان خود را در قفس محبوس می کند.

آزاد ترین ترانه از پشت میله ها و سیمها بیرون نمی آید.

و آن کس که پرستش از برایش پنجره ای است که او باز می کند، و نیز می بندد هنوز به در خانه روح خود در نیامده است، که پهنای پنجره هایش از سپیده دمان است تا سپیده دمان.

       روضه انگلیسی   اینجاست   

         ............................. آهنگ سیاوش قمیشی به نام نقاب.....................................

        

  بابک فرهمند

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 14:24 |

تلويزيون ماهواره اى كانال جديد شروع به كار كرد

 

برنامه هاى تلويزيونى همبستگى به زودى بر روى شبكه هات برد شروع به كار ميكند.

به اطلاع میرسانیم که برنامه های آزمایشی کانال جدید از عصر جمعه ٢٠ ژوئیه (٢٩ تیرماه) شروع به کار کرد. برنامه های عادی کانال جدید از روز چهارشنبه ٢٤ ژوئیه (٣ مردادماه) شروع خواهد شد.  همزمان با شروع به كار برنامه هاى كانال جديد،  تلويزيون همبستگى صدا و تصوير اعتراض و مبارزه متشكل  پناهندگان نيز شروع به كار خواهد كرد. از طريق اين شبكه پناهجويان و پناهندگان ايرانى نيز به يك ابزار مهم تبليغى ترويجى و سازماندهى مسلح ميشوند. 

 

برنامه هاى كانال جديد را مشاهده كنيد و کیفیت پخش کانال جدید را به ما گزارش دهید. ما از همه شهرها و محلات مختلف شهرها و همینطور کشورهای همجوار احتیاج به گزارش شما داریم. 

 

شروع به کار برنامه های ٢٤ ساعته کانال جدید را به اطلاع دوستان و آشنایان خود برسانید. آگهی را در سطح شهر، در کارخانه و دانشگاه و هرجا میتوانید وسیعا پخش کنید.

 

مشخصات فنی کانال جدید به این شرح است:

 

ماهواره هات برد        ٨

فرکانس                     ١٢٣٠٣ مگاهرتز

سیمبل ریت               ٢٧٥٠٠

اف ای سی                  ۴/۳

پلاریزاسیون عمودی    (Vertical)

 

 

همبستگى فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى

٢٠ ژوئیه ٢٠٠٧، ٢٩ تیرماه ١٣٨۶

کانال جدید:

آدرس سایت: http://www.newchannel.tv

آدرس تماس: kanaljadid@yahoo.com

تلفن تماس: ٠٠٤٤٧٩٠٤٤١٣٥٢٥

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 14:32 |

جنبش اقامت عمومى براى پناهجويان و مهاجرين در اروپا گسترش ميابد

 

 

 

پس از هلند، كشورهاى انگلستان، آلمان، ايتاليا و بلژيك زير فشار جنبش اقامت عمومى قرار گرفته اند

 

ميليونها نفر پناهجو و مهاجر در كشورهاي مختلف اروپايي سالهاست كه در شرايط سخت و بدون داشتن اقامت عمومى مشغول كار و زندگى ميباشند. دول اروپايي به جاي حل معضل ميليونها انساني كه سالها در اين كشورها در سخت ترين شرايط و در اوج بي حقوقى كار و زندگى ميكنند تلاش ميكنند شرايط سخت ترى را به اين انسانها تحميل كنند. راه حل وزارتخانه هاي مهاجرت در اروپا عموما دستگير و اخراج پناهجويان و مهاجرين است. اما در مقابل يك جنبش وسيع در كشورهاي مختلف اروپايي براي دفاع از حق اقامت اين افراد شبانه روز فعاليت ميكند. تلاش و مبارزه گسترده و سراسرى اين جنبش در اروپا به ويژه بعد از موفقيت اين جنبش در اسپانيا و هلند، باعث شده  كه موضوع اقامت عمومي به پناهجويان و مهاجرين در كشورهاي مختلف اروپا روي ميز دولت ها و پارلمان هاي اين كشورها قرار گرفته و اكنون به يك بحث جدي در اروپا تبديل شده است. همبستگى فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى ضمن استقبال از اين پيشروي مهم در جنبش دفاع از حق اقامت عمومي براي مهاجرين و پناهجويان به سهم خود تلاش ميكند در كليه اين كشورها با فعاليتهاي نقشه مند نقش و تاثير جدي در اين مبارزه و پيروز كردن آن بگذارد.

 

در حال حاضر موقعيت جنبش اقامت عمومي در چند كشور اروپايي به شرح زير است:

 

انگلستان،( اقامت عمومى براي ٥٠٠٠٠٠ نفر)

 

گفته ميشود در بريتانيا بيش از ٨٧٠٠٠٠ نفر بدون اجازه اقامت قانونى در اين كشور كار و زندگى ميكنند. اما دولت بريتانيا معتقد است تعداد افراد بدون مجوز اقامت در اين كشور بيش از ٥٧٠٠٠٠ نفر نميباشد. جنبش دفاع از حق شهروندى اين افراد در بريتانيا مدت زيادى است كه در اشكال مختلفى فعاليت ميكند. دهها تظاهرات چند هزار نفره در شهرهاي لندن منچستر بيرمنگهام و غيره سازمان داده شده است. فعاليتهاى جنبش اقامت عمومي براي پناهجويان و مهاجرين اخيرا گسترش يافته است. براساس روزنامه تلگراف موسسه تحقيقات سياسى تينك تانك گزارشى را به دولت و پارلمان بريتانيا ارائه داده است كه در آن گزارش از طرح اقامت عمومي براي كليه پناهجويان و مهاجرين غيرقانونى در بريتانيا حمايت كرده است. شايان ذكر است كه اين گزارش از زاويه تامين منافع اقتصادى بريتانيا تهيه شده است و بر اين اساس درخواست اقامت عمومى را بعنوان مفيدترين آلترناتيو اقتصادى براى اين معضل انسانى طرح كرده است. در گزارش تاكيد شده براي اخراج اين افراد از بريتانيا دولت بايد مبلغي معادل ٤ ميليارد و ٧٠٠ ميليون پوند هزينه كند، در حاليكه اعطاى اقامت عمومى به اين افراد باعث ميشود سالانه مبلغ ١ ميليارد پوند از طريق درآمد حاصله از ماليات كار اين افراد به خزانه دولت سرازير شود.

 

بحث حول اعطاى اقامت عمومى براي نيم ميليون نفر در حال حاضر بحث باز و داغي در محافل سياسى بريتانياست. در اين شرايط فعالين فدراسيون با كمك سازمانها و گروههاي مدافع حقوق انساني از زاويه دفاع از ارزشها و حقوق انساني در يك جبهه متحد بايد دولت و پارلمان بريتانيا را زير فشارهاي راديكال و مداوم خود قرار داده و از حق اقامت كليه اين افراد دفاع كند.

 

آلمان، ( اقامت عمومى براي بيش از ٢٠٠٠٠٠ دولدونگى)

 

گفته ميشود در آلمان حدود ٢٠٠٠٠٠ نفر دولدونگي وجود دارد. دولدونگ در اصطلاح آلماني به كسانى گفته ميشود كه درخواست پناهندگى و اقامتشان در آلمان مورد پذيرش قرار نگرفته و دولت بطور موقت حضور آنها در آلمان را تحمل ميكند.اين افراد نيز مانند افراد غيرقانونى در ساير كشورهاي اروپايي در شرايط سخت و دشواري در آلمان كار و زندگى ميكنند. دولت آلمان بيشترين تلاش خود را انجام داده تا اين افراد را از آلمان اخراج كند. اما مقاومت فردى و دسته جمعى اين افراد و تلاش و مبارزه وسيع سازمان هاي مدافع پناهندگان در آلمان باعث شده دولت نتواند در اخراج اين افراد موفق شود. بحث اعطاي اقامت عمومى به كليه اين افراد اكنون بيش از ٣ سال است كه در محافل سياسى آلمان مطرح است. جبش وسيعى حول اعطاي اقامت عمومى به كليه اين افراد  ايجاد شده و صدها تظاهرات و آكسيون سراسري و محلى در اين كشور سازمان داده شده و فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى يكي از سازمان هاي مهم و ذي نفوذ در اين جنبش ميباشد. در حال حاضر هنوز يك توافق جمعى در محافل دولتي و مقامات محلي براي ااعطاي اقامت عمومى ايجاد نشده است. موفيت و پيروزى نهايي در اين امر در گرو گسترش اين مبارزات در آلمان و تحميل حق اقامت عمومي به كليه اين افراد به دولت آلمان است. فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى در آلمان مجددا فعاليتهاى خود را براي تاثير گذاري و به سرانجام رساندن اين مبارزه در آلمان از سر گرفته است كه تظاهرات جمعه ٣ آگوست پژواك از سر گيري اين مبارزه وسيع و سراسري در آلمان است.

 

ايتاليا، (تلاش براي بسته شدن گتوهاى غيرقانونى و اقامت عمومى به دهها هزار نفر)

 

ايتاليا يكي از كشورهايي است كه سالانه هزارن نفر از كشورهاي جنگ زده و اسير اختناق و سركوبهاي پليسي به آن پناه مياورند. ايتاليا در مناطق مختلف كشور گتوها (كمپ هاي دربسته اي) ايجاد كرده و پناهجويان و مهاجرينى كه اقامت نداشته را در آنجا نگه داشته تا ترتيب اخراج آنها را فراهم سازد. تا كنون براي بسته شدن اين گتوها  و اعطاي اقامت عمومى به كليه پناهجويان و مهاجرين فاقد اقامت قانونى، توسط سازمانهاي مدافع پناهندگى فعاليتهاي زيادى انجام شده است. هم اكنون بحث بسته شدن اين گتوها و اعطاي اقامت عمومى به اين افراد در ايتاليا در سطح محافل پارلماني و دولتى باز شده است. اگر چه كماكان مانند ساير كشورهاي اروپايي بخشي از سياستمداران ايتاليايي در مقابل اعطاي اقامت عمومي به اين افراد مقاومت ميكنند. اما گسترش و تشديد مبارزه جنبش دفاع از حق اقامت عمومي در ايتاليا ميتواند اين جنبش را به دروازه هاي موفقيت كامل برساند.

 

بلژيك، ( مقاومت تعدادي از شهرداران بلژيكي عليه اخراج پناهجويان و گردش شبح اقامت عمومى در اين كشور)

 

بلژيك سالهاست كه درگيري يك مبارزه و جنگ و گريز طولانى مدت بر سر حق اقامت عمومي به كليه مهاجرين و پناهجويان است. از سويي نهادها و سازمانهاي مدافع حقوق پناهندگى با دفاع از حق اقامت عمومى دهها تظاهرات بزرگ و كوچك با شركت دهها هزار نفر سازمان داده اند و از سوي ديگر دولت و احزاب حاكم دولتي به اشكال مختلف تلاش ميكنند در مقابل اين مطالبه مقاومت كرده و زير بار اعطاي اقامت عمومى نروند. اخير حول مسئله اخراج پناهجويان با كمك شهرداريها و در اثر تداوم فشارها و مبارزات جنبش دفاع از حق انساني و پناهندگى تعدادي از شهرداريهاى بلژيك اعلام كرده اند كه براي اخراج پناهجويان از مناطق تحت نفوذشان از دستورات دولت تبعيت نخواهند كرد. يكي از شهردارهاي فلامن (هلندي زبان) به خبرنگاران اظهار داشته :" به نظر من اخراج خانواده ها و كودكانى كه در جامعه ادغام شده اند اقدامي غيرانسانى است" سرپيچى شهرداريهاى بلژيك از همكاري با طرح اخراج پناهجويان دقيقا مشابه اقداماتي است كه زير فشار جنبش دفاع از حق پناهندگى در هلند انجام گرفت. شبح اقامت عمومى براي دهها هزار نفر از سال ٢٠٠٠ در اين كشور ميچرخد. بلژيك در طول اين سالها شاهد مبارزات حاد و وسيعى چه از جانب پناهجويان و چه از جانب سازمان هاى مدافع حقوق پناهندگى بوده است.

 

سازماندهى مبارزه براي اقامت عمومى صدها هزار نفر در اروپا يكي از وظايف عاجل فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى است. ما معتقديم با ايجاد يك شبكه ائتلافى از نيروها و سازمان هاي مدافع حقوق پناهندگى در سراسر اروپا و گسترش يك مبارزه وسيع اجتماعي و قطبى كردن كل جامعه حول برسميت شناختن اين حق، ميتواند و بايد اين مطالبه را به سرانجام رساند. فدراسيون سراسري پناهندگان ايرانى از هم اكنون در كشورهاي مختلف در تدارك سازماندهى اين مبارزه است. همينجا از كليه پناهجويان در سراسر اروپا ميخواهيم كه براي تقويت اين مبارزه و گسترش آن و به سرانجام رساندن اين مبارزه به فدراسيون پيوسته و آن را مورد حمايت وسيع خود قرار دهند.

 

پناهجويان و مهاجرين

اكنون به دنبال موفقيت كسب حق اقامت عمومي در اسپانيا و هلند زمان مناسبى براي طرح اين مطالبه در سراسر اروپا فراهم آمده است. با يك خيزش عمومى و سراسرى ميتوان در كشورهاي مختلف اروپا هزارن پناهجوى مخفي و مستاصل را از حق اقامت برخوردار كرد. آينده زندگى تك تك شما به اين مبارزات امروز گره خورده است. شما نيروى مهمى در تاثير گذاري بر سرنوشت خودتان هستيد. اين جنبش حول مقاومت و مبارزه تك تك شما ميتواند پررنگ تر شود. در هر جايي كه هستيد به فدراسيون و به اين مبارزه پيوسته و شادي اين پيروزى را به صدها هزار انسان همسرنوشت تان هديه دهيد.

 

زنده باد همسبتگى جهاني در دفاع از حقوق انسانى

زنده باد اقامت عمومى

 

همبستگى فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى

٢٢ ژوئيه ٢٠٠٧

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 2:9 |

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر :  برخی از دانشجویان بازداشتی دانشگاه امیرکبیر که به تازگی با قرار وثیقه از بند 209 زندان اوین آزاد گشته اند، از اعمال شکنجه فیزیکی در این بند جهت گرفتن اعتراف خبر داده اند.

                                            


برخی اخبار تأیید نشده حاکی است، که در رابطه با این دانشجویان از کابل و شلاق جهت شکنجه استفاده گردیده است.
همچنین گفته می شود پروژه نشریات دانشجویی دانشگاه امیرکبیر که با بازداشت 8 تن از دانشجویان همراه شده بود، در انتها با قربانی شدن احسان منصوری به پایان می رسد و وزارت اطلاعات پس از دوره بازداشت بیش از 70 روزه ی این دانشجویان موفق گردیده تحت فشار و شکنجه، تمامیت سناریوی امیرکبیر را متوجه احسان منصوری نموده و فیلم اعترافی را از وی ضبط نماید که در آن این دانشجو نه تنها وادار به پذیرش ایده اولیه این طرح بلکه فریب دیگر دانشجویان بازداشت شده جهت انتشار نشریات، شده است.
گفته می شود ظرف چند هفته آتی این فیلم از سیمای جمهوری اسلامی پخش گردیده و پس از آزادی 5 تن از دانشجویان بازداشتی،  مجید توکلی، احمد قصابان و به خصوص احسان منصوری  به عنوان عاملین و متهمین این قضیه معرفی می شوند. این در حالی است که این 3 دانشجو از 10 روز پیش دست به اعتصاب غذا زده اند.

          

منبع: پیک ایران

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 22:34 |

۱۶ نفر در ایران اعدام شدند

يک خبرگزاری نزديک به محافظه کاران در ايران روز يکشنبه، ۳۱ تير، به نقل از دادستان عمومی و انقلاب تهران اعلام کرد ۱۶ نفر از افرادی، که وی آنها را «اراذل و اوباش» ناميد، در تهران اعدام شده اند. سعيد مرتضوی به خبرگزاری فارس گفت:«۱۶نفر از اراذل و اوباش دستگيرشده مشهور تهران که مرتکب تجاوز به عنف، شرارت و آدم ربايی شده بودند، اعدام شدند.»

وی افزود:« ۱۲نفر از اين اشرار، سحرگاه روز ۳۱ تير در زندان اوين به دار مجازات آويخته شدند

سعيد مرتضوی اشاره کرد که حکم اعدام چهار نفر ديگر نيز هفته گذشته اجرا شده بود.

دادستان عمومی و انقلاب تهران، اتهام اعدام شدگان را که از آنها به عنوان اراذل و اوباش نام برد،  شرارت ، زورگيری، تجاوز به عنف، قمه کشی و آدم ربايی توصيف کرد.

سعيد مرتضوی همچنين خبر داد که برای ۱۷ نفر ديگر نيز درخواست صدور حکم اعدام شده است.

نیروی انتظامی جمهوری اسلامی از اواخر اردیبهشت ماه گذشته طرحی را با افرادی که از آن به عنوان «مقابله با ارذل و اوباش» نام برده است به مرحه اجرا درآورد.

در این عملیات که با سر و صدای زیادی در رسانه های گروهی روبرو شد، گروه هایی از ماموران يگان ويژه که در تصاوير انتشار يافته لباس های سياه و نقاب هايی بر چهره داشتند به مناطق جنوبی و فقير نشين پايتخت هجوم برده و ده ها تن را که به گفته احمدرضا رادان، فرمانده نيروی انتظامی تهران، از«اراذل و اوباش اين محلات» بودند، بازداشت کردند.

افراد دستگير شده توسط ماموران با «آفتابه هايی بر گردن» در محلات چرخانده می شدند. در برخی تصاوير منتشره از اين عمليات، بر روی سر بازداشت شده ها نیز گونی کشيده شده بود.

پيش از اين، عليرضا جمشيدی، سخنگوی قوه قضاييه جمهوری اسلامی ايران، روز ۱۹ تير، از صدور ۲۰حکم اعدام برای کسانی که او «اراذل و اوباش و متجاوزين به نواميس مردم» ناميد، خبر داد.

عليرضا جمشيدی گفت: «حکم اعدام اين تعداد طی روزهای آينده اجرا خواهد شد.»

                             

وی افزود:«کيفر خواست ۱۵ نفر از اراذل و اوباش نيز در حال آماده شدن است که برای اين تعداد نيز تقاضای حکم اعدام شده است.»

سخنگوی قوه قضاييه، علنی يا غير علنی اجرا شدن حکم اعدام را بستگی به تصميم دادستان تهران دانست.

او همچنين گفت:«در بعضی از شهرستان ها نيز درمورد اراذل و اوباش احکامی اعدام صادر شده که در مرحله رسيدگی نهايی است.»

سخنگوی قوه قضاييه  در پاسخ به اين پرسش که آيا اين افراد کسانی هستند که در قالب اجرای طرح امنيت اجتماعی بازداشت شدند، گفت:«ما به مساله، اين گونه نگاه نمی کنيم. اينها کسانی هستند که اتهام شان همان هايی است که گفته ام و احکامشان نهايی شده و اجرا می شود.»

درگزارش خبرگزاری فارس    ، اشاره ای به نام اعدام شدگان نشده است.

بر اساس گزارش های موجود، در سال جاری تاکنون ۱۳۷ نفر در ايران اعدام شده اند. اکثر اعدام شدگان درملاء عام به دار آويخته شده اند.

این گزارش ها حاکیست که حداقل ۱۷۷ نفر نيز در سال گذشته اعدام شدند.

                                     

به طور معمول، اتهامات اعدام شدگان، قتل، تجاوز، شرارت، سرقت مسلحانه، قاچاق مواد مخدر، فحشا و جاسوسی بوده است.

سازمان های حقوق بشری در ایران با انتقاد شدید از جمهوری اسلامی به خاطر تعداد زیاد اعدام ها در کشور، از مقام های قضایی جمهوری اسلامی خواسته اند که این روند را متوقف کند.

ایران به همراه چین دارای بالاترین میزان اعدام در جهان است.

منبع: رادیو فردا

زمانی که متهمی در بند است، هیچگونه نیروی دفاعی یا پشتیبانی ندارد. حکومت با نیروی بر گرفته شده از تک تک مردم (نزدیک ۷۰میلیون نفر) هر بلایی سر این انسان کت بسته می تواند بیاورد. برخی این مثال را آورده اند که، اعدام کردن توسط یک دولت مانند این است که شخصی تنومند و بی رحم که مسلح به خنجری تیز و بران است بر کودکی ضعیف مسلط شود و در ملا عام و بی دغدغه بر گردن کودک خنجر بمالد و جمعیت حاضر برایش هورا بکشند. هر چند مجرم کودکی بی گناه نیست ولی در مقایسه قدرت یک شخص دربند با یک دولت این مثال تقریبا منطبق است. کشتن مجرم به نام اعدام ارتکاب قتل دوباره (هرچند هیچ یک از این متهمان مرتکب قتل نشده بودند) توسط حکومت است که به مراتب سیاهتر و فجیع تر از عمل مجرمانه ارتکابی (اگر صورت گرفته باشد) رخ می نماید.

بابک فرهمند 

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 3:56 |