تبليغاتX
تارنمای پناهجویان سوئد
تارنگار ما، پناهجویی و هدف ما انعکاس اخبارمهم، مشکلات و نابسامانیهای زندگی پناهجویان می باشد. هرچند هنوز در همان راه هستیم ولی وقایع ایران را در پیوند نزدیک با زندگی پناهجویان و ایرانیان خارج کشور می دانیم. همچنین سرنوشت ما با سرنوشت عزیزانمان در ایران گره خورده و تافته جدا بافته نیستیم، که فقط مشکلات خودمان را ببینیم.

چند روز پیش خبری دیدم در خصوص پیشنهاد واگذاری سرمایه های ایران از طرف رئیس اطاق بازرگانی به دولت ایتالیا.  محمد نهاوندیان که مدتی نمایندگی تام الاختیار ایران در مرکز تجارت جهانی را عهده دار بود؛ و همچنین معاونت اقتصادی دبیر شورای امنیت ملی دولت نهم را یدک می‏کشد، اینبار به عنوان نماینده ی گروه تحول خواهان در اتاق بازرگانی ایران، توانست ریاست اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران را تصاحب کند.
حال به این خبر توجه کنید: (۲۸ تیر ۱۳۸۶)
((به گزارش روابط عمومی اتاق بازرگانی ایران، دکتر محمد نهاوندیان رییس اتاق بازرگانی ایران در مجمع عمومی عادی سالانه اتاق مشترک ایران و ایتالیا ضمن بیان مطلب فوق گفت: حق ایران است که در اقتصاد جهانی نقش داشته باشد و برای دستیابی به این حق ایران از هرگونه تعامل با اقتصاد جهانی استقبال می کند.
وی افزود: سیاست های ایران بر روی خصوصی سازی اقتصاد متمرکز شده است و همگان به این نتیجه رسیده اند که عاملیت باید به بخش خصوصی سپرده شود.

                               
دکتر نهاوندیان در ادامه با اشاره به اهمیت موضوع امنیت انرژی در اروپا یادآور شد: انرژی و امنیت انرژِی یکی از دغدغه های اصلی اتحادیه اروپا است و این کشورها در حال برنامه ریزی برای تامین انرژی در نیمه دوم قرن بیستم هستند و با اصلاحات قانونی در ایران اروپا می تواند با بخش خصوصی ایران در خصوص سرمایه گذاری انرژی وارد مذاکره شود.
رییس اتاق بازرگانی ایران سپس با تاکید بر رابطه دیرینه فرهنگی و اقتصادی ایران و ایتالیا اظهار کرد: زمینه های فعالیت اقتصادی ایران و ایتالیا چندین برابر ارقام فعلی است و اتاق بازرگانی آماده همکاری با سرمایه گذاران و فعالان اقتصادی ایتالیا است.))

به یازده روز قبل بر می گردیم و این خبر را هم با هم مرور می کنیم:

رومانو پرودی، نخست وزیرایتالیا، که یکشنبه ۱۷ تیر، هشتم ژوئیه 2007 دیداررسمی خود را از اسرائیل وسرزمینهای فلسطینی آغازمیکند، دریک مصاحبه اختصاصی با روزنامه اسرائیلی معریو، که درشماره روزجمعه ششم ژوئیه دراین روزنامه منتشرشد، نسبت به نتیجه کوششهای دیپلماتیک بین المللی برای متقاعد کردن جمهوری اسلامی ایران ازدست برداشتن ازطرحهای غنی سازی اورانیوم ابرازنگرانی کرد و گفت:
"ساعت شنی برنامه اتمی حکومت ایران رو به پایان است و باید تصمیمات جدی اتخاذ کرد".
رومانوپرودی که ازحدود یک سال پیش مقام نخست وزیری ایتالیا را دردست دارد، دراین مصاحبه تاکید کرد که جمهوری اسلامی ایران خود را به انزوائی کشانده که ممکن است بیرون آمدن از آن دشوار باشد.

با مقایسه این دو خبر به نظرم نیازی نیست توضیح بیشتری بدهم، عمق فاجعه خود را نمایان می سازد و نیازی به پرگویی من نیست.ولی این خصوصی سازی که منابع نفت و گاز کشورمان را به تملک شخصی سردمداران حکومتی با مشارکت دول خارجی در می آورد، افتضاحش هزاران برابر بدتر از قرار دادهای دارسی یا گس/ گلشائیان است که منعقد شده بودند.

همه چیزمان را در توبره کرده اند، می برند و می بخشند و بر سرمان می زنند.

                         

  

 

بابک فرهمند

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در شنبه سی ام تیر 1386 و ساعت 18:25 |

                               گفتگوهای مجید خوشدل شنیدنی است.

 روزنامه نگاری تیزبین و زبر دست که جامعه ایرانی داخل و خارج کشور را می شناسد و با ظرافت و تیزبینی، گفتگوهایی درخور و قابل ملاحظه ترتیب می دهد. این بار با نسیم، شاعر جوان مصاحبه ای ترتیب داده است که توجه شما را به آن جلب می کنیم:

 

(( در جامعه‌ای که در هر کوی و برزن آن یک پادگان نظامی ـ امنیتی دایر کرده‌اند تا آمد و شدهای مردم و قشر جوان جامعه را کنترل کنند، اصل آزادی و رمز آزاد بودن انسان، لاجرم دنیایی را در برابر او قرار می‌دهد که در عرض کوچک، امّا درطول، طویل و پیچ در پیچ و بسیار پر هزینه است: دنیای زیرزمینی محفل‌های شبانه، تجربه‌های بی‌انتها، بزم‌های بی‌مرز و حتا خودزنی‌های اختیاری.

ایجاد و گسترش روزافزون این جهان پُررمز و راز به یک معنا می‌تواند تلاش بخش بزرگی از جامعه‌ی جوان و میان سال ایران برای یافتن هویت از دست‌ رفته‌ی خود در نظام هویت ستیز ایران اسلامی باشد.

در تجربه با بخشی از پناهجویان موج سوم، اهالی این جهان زیرزمینی را از اقشار و طبقات اجتماعی مختلف یافته‌ام: دانشجویان و دانش‌آموزان، فارغ‌التحصیلان بی‌کار، پشت دانشگاه مانده‌ها، جوانان و میان‌سال‌های جویای کار... و از نقطه‌نظر طبقاتی؛ طبقه‌ی مرفه و متوسط که در اقلیت‌اند، تا اکثریتی از لایه‌های پائینی طبقه‌ی متوسط و طبقه‌ی زحمتکش شهری.

 

                               

 

همزیستی این مجموعه‌ی متناقض و ناهمگون، و دوام آن در یک جامعه‌ی استبدادی را یک آیین‌نامه‌ی داخلی نانوشته توضیح می‌دهد: عملی را باید کرد که حکومت با آن مخالف است، و راهی را باید رفت که از راه دین فروشان حکومتی جدا شده باشد.

به باور من اغلب پناهجویانی که با متوسط سنی 25 سال ظرف سالهای اخیر به خارج کشور کوچ کرده‌اند، جامعه‌ی مألوف را به اشکال مختلف تجربه کرده و عوارض آن را با خود به کشورهای دیگر آورده‌اند.

*       *       *

 

«نسیم» یکی از صدها هزار پناهجویی‌ست که از رحل اقامت آنان در خارج زمان زیادی نمی‌گذرد. شناخت و معرفی نسیم را نمی‌توان به سنت «ژورنالیسم ایرانی» سپرد؛ مجموعه‌ای که یا متملق و مجیز‌گوی است و یا ویرانگر و تمامیت‌خواه. خصوصاً وقتی که فردی شاعر باشد و از زبان شاعری بزرگ ـ اسماعیل خویی ـ به این عنوان ملقب شده باشد!

 

              

 

غبار روبی از چهره‌ی نسیم و نسیم‌ها، زدودن زنگارها و رسیدن به «خود» آنها، هر چند کار ساده‌ای نیست و عمر نوح می‌خواهد و صبر ایوب، امّا این مهم ما را به آشنایی با جامعه‌ی جوان ایران و دنیای زیرزمینی آنان رهنمون می‌سازد.

اندیشمندان و مصلحان جامعه‌ی ما باید به خوبی بدانند که با الیتیزه کردن جامعه‌ی جوان ایران، نه تنها دردی از دردهای بی‌درمان جامعه‌ی ایران را درمان نمی‌کنند، بلکه با چشم بستن بر واقعیات، روند تغییرات بنیادین در کشورمان را کند خواهند کرد.))

برای خواندن ادامه گفتگو اینجا را کلیک کنید 

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 21:27 |
بنا بر آخرین آمار منتشر شده از سوی اداره مهاجرت سوئد   ،  در طی شش ماهه اول سال ۲۰۰۷ تعداد ۲۰۶ تبعه ایران به شرح زیر از سوئد تقاضای پناهندگی نموده اند:

ژانویه ۳۲ نفر، فوریه ۳۸ نفر، مارس ۴۱ نفر، آوریل ۲۷ نفر، مه ۳۱ نفر، و سرانجام در طی ماه ژوئن ۳۷ تبعه ایران از سوئد تقاضای پناهندگی نموده اند.جمعا ۲۰۶ نفر که فقط ۱ درصد از کل متقاضیان پناهندگی در سوئد را در طی این مدت زمانی تشکیل می دهد.

                                    

منبع: استکهلمیان

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 19:7 |

گزارش تشریحی عفو بین الملل از «نقض حقوق بشر در ایران»

سازمان عفو بین الملل که مقر آن در لندن است، روز جمعه ۱۳ ژوئیه در گزارشی ، نگرانی شدید خود را از نقض حقوق بشر در ایران به ویژه از آنچه «دستگیری مدافعان حقوق بشر، احکام روزافزون اعدام و سنگسار» نامید، اعلام کرده است.

عفو بین الملل در این گزارش از مقامات ایرانی می خواهد تا به قوانین بین المللی احترام بگذارند و کسی را به دلیل اظهار عقیده و یا تجمع صلح آمیز دستگیر نکنند.

سازمان عفو بین الملل نگرانی خود را از سنگسار افراد در ایران ابراز داشته و خواستار تعلیق تمامی احکام اعدام و حذف آن از قوانین ایران در آینده شده است.

این سازمان با جزییات به موارد اخیر نقض حقوق بشر در ایران پرداخته است.

                                  

                                       ........دستگیری مدافعان حقوق بشر .......

به گزارش عفو بین الملل محمد صادق کبودوند، مدیر سازمان حقوق بشر کردستان و جلال قوامی از اعضای هیات مدیره این سازمان در اوایل ماه ژوئیه دستگیر شدند.

عفو بین الملل می گوید که محمد صادق کبودوند که توسط لباس شخصی ها در  روز اول ژوئیه دستگیر شد به دلیل مقاله هایش در نشریه توقیف شده «پیام مردم کردستان» به یک سال زندان محکوم شده است.

این سازمان گزارش می دهد که جلال قویمی از خبرنگاران «پیام مردم کردستان» و از اعضای سردبیری مجله «دیدگاه» در نهم ژوئیه زمانی که به دادگاه انقلاب اسلامی در سنندج احضار شده بود، دستگیر شد.

به نوشته سازمان عفوبین الملل آقای قویمی به دلیل سازماندهی تظاهراتی آرام به منظور اعتراض به کشته شدن شوان قادری، جوان مهابادی، به دست ماموران امنیتی به سه سال زندان محکوم شد و درخواست وی برای تجدید نظر در حکم صادر شده رد شده است.

عفو بین الملل می افزاید این امکان وجود دارد که سعید ساعدی، روزنامه نگار دیگر کرد که به همین اتهام به دو سال ونیم زندان محکوم شده بود ، به زودی دستگیر شود.

                             

                                ......دستگیری دانشجویان در سالگرد ۱۸ تیر.....

عفو بین الملل همچنین در مورد دستگیری ۱۶ نفر در روز  ۱۸ تیر که مصادف بود با  هشتمین سالگرد سرکوب نهضت  دانشجویان  گزارشی تهیه کرده است.

به نوشته این نهاد، بهاره هدایت، سرپرست «کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت» به همراه پنج نفر دیگر از اعضای کمیته مرکزی این سازمان به نام های محمد هاشمی، علی نیکو نسبتی، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی و علی وفاقی در روبه روی دانشگاه امیرکبیر در تهران دستگیر شدند.

                                 

عفو بین الملل می افزاید که ده نفر دیگر  در دفاتر سازمان« دانش آموختگان ایران اسلامی» بازداشت  شدند و ماموران امنیتی در زماندستگیری آنها تیر هوایی شلیک کرده، کامپیوتر و مدارک موجود در این دفاتر را ضبط کردند.

                          

به نوشته این سازمان، علیرضلا جمشیدی، سخنگوی قوه قضاییه، دستگیری این ۱۶ نفر را تایید کرده و گفت که تحقیق در مورد شرکت این افراد در گردهم آیی های غیر قانونی در جریان است.

                                               

                            ......تحت فشار قرار دادن اتحادیه های کارگری.....

عفو بین الملل در بخش دیگری از خود گزارش خود، از بازداشت اخیر منصور اسانلو، رييس هئيت مديره  سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران خبر می دهد.

به نوشته این سازمان، آقای اسانلو روز ۱۰ ژوئیه توسط افرادی  ناشناس مورد حمله قرار گرفت و آنها او را با زور به داخل خورویی کشاندند.

 به گزارش عفو بین الملل، آقای اسانلو هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین است و وی پیشتر به مدت هشت ماه بین دسامبر ۲۰۰۵ و اوت ۲۰۰۶ و به مدت یک ماه نیز بین نوامبر و دسامبر ۲۰۰۶ در زندان بسر برده است.

                                                       

                                   .....شلاق و زندان برای فعالان حقوق زنان.......

عفو بین الملل در مورد ادامه سرکوب فعالان برابری حقوق زنان گزارش می دهد که دست کم سه نفر از فعالان زن به دلیل شرکت در تظاهراتی در سال ۲۰۰۶ که خواهان اصلاحات در قوانین تبعیض آمیز کشور شده بودند، به زندان محکوم شدند.

در گزارش این سازمان از دل آرام علی نام برده شده که متهم به شرکت در تظاهرات غیر قانونی و تبلیغات علیه نظام شده و  دادگاه او را به ۳۴ ماه زندان و ده ضربه شلاق محکوم کرده است.

به گفته این سازمان مدافع حقوق بشر، عالیه اقدم دوست به  سه سال و چهار ماه زندان و ۲۰ ضربه شلاق و نسیم سلطان بیقی نیز به دو سال زندان  محکوم شده است.

 سازمان عفو بین الملل می گوید این سه نفر در حال حاضر آزاد هستند و در انتظار حکم دادگاه در مورد تقاضای فرجام خود هستند. عفوبین الملل می گوید در صورت زندانی شدن این سه نفر این سازمان آزادی بی قید و شرط آنها را درخواست کرده و این سه فعال حقوق زنان را به عنوان زندانی عقیدتی خواهد شناخت.

عفو بین الملل  تنبیه بدنی مانند شلاق زدن را امری غیر انسانی، بی رحمانه و تحقیرکننده و در حد شکنجه می داند.

                                                   

                                                          ....اعدام ها .....

به نوشته عفو بین الملل ایران یکی از کشورهایی در جهان است که بیشترین حکم اعدام را اجرا می کند و از ابتدای سال ۲۰۰۷ دستکم ۱۲۰ نفر در این کشور اعدام شدند و تا پایان امسال این تعداد می تواند شامل ۱۷۷ نفر شود.

عفو بین الملل گزارش می دهد که در سال ۲۰۰۷ که هم اکنون در ميانه آن به سر می بريم، ايران تاکنون تنها کشوری در جهان به شمار می رود که حکم اعدام برای نوجوانان را صادر و اجرا کرده است:«طی اين سال، ما دست کم دو مورد از اعدام نوجوانان در ايران را ثبت کرده ايم: محمد موسوی که در هنگام ارتکاب جرم ۱۶ سال و در هنگام جاری شدن حکم اعدام در ماه آوريل ۱۹ سال داشت؛ و کودکی بلوچ به نام سعيد قنبر زهی که در ماه مه امسال در زاهدان اعدام شد و در هنگام ارتکاب جرم تنها ۱۷ سال داشت.»

در پایان عفو بین الملل در مورد سنگسار جعفر کیانی در تاکستان قزوین گزارش می دهد و نگرانی خود را از سنگسار شدن مکرمه ابراهیمی ابراز داشته است.

سازمان عفو بین الملل از مقامات ایرانی می خواهد تا روابط جنسی بین افراد بالغ را که با رضایت دو طرف بر قرار می شود، جرم تلقی نکند و به طور کلی حکم اعدام را لغو کند.

  منبع: رادیو فردا

                                          

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 17:50 |

سوسن ضیائی پناهجوی آزاده ایرانی با دختر کوچکش در سوئد زندگی می کند. آزادیخواهیش، ظلم ستیزیش، و شجاعت کم نظیر و در عین حال فروتنانه اش در بین پناهجویان زبانزد است. دمی پای صحبتش می نشینیم:

 همان طو ر که ا ز پله ها ی و ا قع در ميد ا ن مرکزی شهر استکهلم (سرگل) با لا می رفتم حس عجیبی داشتم. از  دور چادر سفید تحصن را دیدم.  بنظرم یک دژ سنگی محکمی آمد که دیوارهایش هزاران بار محکمتر از دژ ههای ساخته شده در طول تاریخ است. وقتی به درون چادر رفتم حس عجیبی همه وجودم را فرا گرفت. چند نفر داخل چادر نشسته بودند وعده ای در گوشه ای بيرون چادر با هم صحبت می کردند.هر کسی از خا طره ای یا از مصیبتی که بر سرش رفته، تعریف می کرد. همگی در یک جا نقطه اشتراک داشتیم و آن این بود که:همة ما از عدالت اسلامی فرار کرده ايم.  در اعما ق نگا ه های سر گشته زن جوانی که دادگاه های اسلامی حضانت فرزندش را  از او گرفته اند و وی مجبور شده برای نگهداری فرزندش راه فرار را برگزیند، خواهری که برادرش توسط جباران انسان ستيز کشته شده، مردی که از مجازات سنگسار گریخته و... می توان قربانیان عدالت اسلامی را مشاهده نمود. در برابراین ظلم، ما در خیابانها هستیم و فریاد می زنیم، زمانی که انسانها  را به خاطرباورها، عقاید وداشتن روابط جنسی اعدام می کنند، نمی توانیم آرام باشیم. آیا این معنی عدالت اسلامی است که اکثریت مردم شریف ایران در فقر زندگی کنند و بسیاری از آنان مجبور گردند برای تامین حداقل معاش زندگی ، اعضای بدن خود را بفروشند؟ تا زمانی که اعدام هست، تا زمانی که سنگسار هست و تا زمانی که بی عدالتی و ظلم هست ما ساکت نخواهیم نشست. به امید برقراری آزادی، برابری و عدالت

نوشته: سوسن ضیائی

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 21:14 |
قبلا در گزارش روز اول تحصن شهر استکهلم شعر غریبه ی بنتی محمدی را درج کردیم.

بنتی عاشق انسان است. آزادی، آزادگی و برابری را می ستاید. با اینکه در سوئد با اقامت دائم زندگی مرفهی دارد، پناهجویان بی پناه را فراموش نکرده و از خود آنها بر سرنوشتشان دلسوزتر است. از او به خاطر توجه و حمایتش از پناهجویان بسیار سپاسگزاریم. حال ((ناامید)) اش که درد دل بسیاری از غربتزدگان است را می خوانیم:

در سیاهی دل شب

فشار وحشت واندوه، امانم را بریده است.

درد بی امیدی

چون آتش، بر جانم نشسته است.

آه، ای شب سیه!

درد و رنج، خواب از چشمم بریده است.

یک لحظه سکوت در این درد!!!

امشب

حیات دارم و می خواهم مرگ را آرزو کنم.

یا بگذارم صبح آید و فردا رسد

فردای هولناک!

فردایی که آفتابش، صد نقش بی امیدی

بر در و دیوار کشیده

و خورشید از این دیار پر می کشد.

                                                       

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 19:33 |

اجرای احکام اسلامی نباید تعطیل شود. از زمان مشروطه دغدغه علمای اعلام همین بود. الان هم که یکه تاز میدان قدرت هستند با صدای بلند اعلام می کنند، که: شیخ فضل الله آسوده بخواب که ما بیداریم.

 به جز 6 - 5 نفر ، مردم روستای مذکور حاضر به حضور در مراسم اجرای حکم نشدند و سنگسار توسط مأموران صورت گرفت.

   
عصرایران - خبرهای رسیده به عصرایران حاکی از آن است که متهم مرد پرونده زنای محصنه در تاکستان سنگسار شده است .
یک منبع مطلع در تاکستان در گفت و گوی تلفنی با خبرنگار عصرایران گفت: پس از مخالفت های مردم تاکستان و نیز رجب رحمانی ، نماینده این شهرستان در مجلس شورای اسلامی با سنگسار متهمان این پرونده در تاکستان ، قاضی اجرای احکام دستور داد حکم در روستای "آقچه کند" اجرا شود .
وی که نخواست نامش ذکر شود ، افزود: بر این اساس متهم مرد این پرونده که از 17 سال پیش در زندان به سر می برد سنگسار شد و "مکرمه" متهم زن پرونده همچنان در زندان منتظر آینده نامعلوم خود است .
وی با تأکیدبر اینکه هیچکدام از این دو نفر ار اهالی تاکستان نبوده اند نوشت: مردم این شهرستان عمدتا از دو طایفه "رحمانی" و "طاهرخانی" هستند که متهمان این پرونده متعلق به هیچ کدام از این دو طایفه نیستند بلکه به این منطقه مهاجرت کرده بودند .
این منبع مطلع در باره اجرای حکم سنگسار در "آقچه کند" گفت: آن طور که شنیده ام  به جز 6 - 5 نفر ، مردم روستای مذکور حاضر به حضور در مراسم اجرای حکم نشدند و سنگسار توسط مأموران صورت گرفت .
منابع رسمی در تأیید یا رد این خبر واکنشی نشان نداده اند.
گفتنی است آیت الله شاهرودی در راستای حفظ منافع و چهره نظام در سطح جهانی ، خواستار توقف اجرای حکم سنگسار شده بود .

بعد از خواندن این خبر به یاد جمله ای معروف از سزار بکاریا(فیلسوف قرن )     ۱۸

افتادم که می گفت: قتل که همچون جرمی دهشتناک به ما معرفی می شود، بار دیگر با خونسردی  و بدون ندامت و پشیمانی تکرار می شود. و منظورش قتلی بود که دولت به نام اعدام و به شنیع ترین وجه مرتکب می شود.

بابک فرهمند

 

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در دوشنبه هجدهم تیر 1386 و ساعت 4:2 |
سایت استکهلمیان: بنا بر تصمیمی که در روز پنج شنبه از سوی اداره مهاجرت سوئد اتخاذ شده و خط مشی این اداره در مورد پرونده های مشابه خواهد بود هزاران تبعه عراقی در خطر اخراج از سوئد قرار گرفته اند.

بر اساس این تصمیم ناامنی و وضعیت فعلی عراق دلیلی جهت دریافت اقامت در سوئد برای اتباع عراقی نخواهد بود. و هر متقاضی باید به صورت فردی ثابت نماید که مورد تهدید یا آزار قرار گرفته است.

برای دیدن خبر کامل استکهلمیان دات کام را کلیک کنید

                                  

این اداره مهاجرت تبدیل به فرهنگستان سیاسی شده و چنان تعاریفی از امنیت سیاسی و اجتماعی  ارائه می دهد، که حتی اگر ماکیاولی سر از قبر بیرون بیاورد، با انگشت تحیر در دهان به بازنگری در آثار خود می پردازد، چه بسا از مسئولین محترم اداره مهاجرت سوئد، و همچنین دولتمردان سوئدی، در تکمیل (شهریار، اثر معروفش) کمک بخواهد. اگر اینها به او کمک کنند یک شهریاری می نویسد که دنیای سیاست، حقوق بشر، انسانیت، جوانمردی و شرف یکباره چنان دچار تحولات عمیق و عجیبی می شود که در تاریخ کم سابقه بوده است . و پیش بینی کنید دنیایی که اینگونه ساخته شود!!! و ماکیاولی اینجا با خود زیر لبی میگوید: بابا اینا دیگه روی من رو سفید کردند.

 

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 17:6 |
دیروز۱۳ تیر،  جشن تیرگان بود. این روز به روایتی، یادمان آرش کمانگیر است. ولی اخبار دیروز ایران نمک بر زخم غربت پاشید. گویی در دوزخ سرد با کتاب سوزی به بزرگداشت اساطیر کهن دیارمان می روند.

                     

در این راه چنان سرمست از نیروی بی همتا، شمشیر فریب از نیام بر کشیده و می دوند که در راه جان ستاندن جوانان (به اتهام ناروای اراذل و اوباش) در پشت درهای بسته یا دادرسیهای ساختگی، درنگ نمی کنند. گویی کشتن شهروندان دربند، دست بسته و بی دفاع از موجبات سربلندی شهریار قدرتمدار است.

خبر اول:

کتابهای نامناسب از کتابخانه های اصفهان جمع آوری می شود
در بیست و چهارمین جلسه شورای فرهنگ عمومی استان اصفهان که ظهر دیروز در استانداری اصفهان برگزار شد ، از شناسایی 107 عنوان کتاب مفید و معرفی آنها به مراکز خرید و کتابخانه ها و نهاد کتابخانه های عمومی کشور خبر داده شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، این جلسه به ریاست آیت الله طباطبایی نژاد - نماینده ولی فقیه در استان - و دبیری سیدعلیرضا حسینی - مدیرکل ارشاد اصفهان - و با حضور آذین معاون سیاسی امنیتی استانداری اصفهان و کلیه اعضا تشکیل شد.

در این جلسه گزارشی از آموزش کتابداران در جهت معرفی کتاب های مفید ارایه شد. بر اساس این گزارش کتب ادبی به ویژه رمان و داستان بیشترین تعداد مخاطب را دارند. همچنین 107 عنوان کتاب مفید شناسایی و به مراکز خرید و کتابخانه ها و نهاد کتابخانه های عمومی کشور معرفی شده تا پس از جمع آوری کتاب های نامناسب ، این کتابها خریداری و جایگزین شود.

در این جلسه اعلام شد: کلیه کتابداران استان در زیرمجموعه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان و شهرداری اصفهان در دوره های آموزشی لازم جهت معرفی کتاب به مخاطب شرکت کرده اند و همگی نسبت به نحوه راهنمایی مراجعان توجیه هستند .همچنین به مشخصات نامناسب و کتابهای غیرمفید که جز خیال پردازی و افکار بی اساس نتیجه دیگری برای خواننده ندارد اشاره شد.

در ادامه سیدعلیرضا حسینی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان گفت: نکته قابل توجه در بحث جمع آوری کتاب های مضر، جایگزین نمودن کتب مفید است و با مطرح شدن این مساله مشخص می شود چقدر در حوزه ادبیات داستانی کم کار کرده ایم و آن کتابهایی هم که در این بخش تالیف شده اند به خوبی شناسایی نشده اند.

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان گفت : 2 مرحله باید برای ارایه کتابهای مناسب به جامعه طی شود. اول شناسایی کتابهای مفید که این کار انجام شده است و دوم اعلام نیاز به داستان ها و رمانهای مفید که با برگزاری جایزه ادبی اصفهان این مشکل نیز به مرور زمان مرتفع خواهد شد.

منبع خبر: مهر نیوز

                            

منبع :   www.irancartoon.com 

و خبر دوم:

ايسنا : داديار ويژه امنيت تهران با بيان اين كه دادستان تهران روز دوشنبه هفته آينده تعداد اراذل و اوباش اعدامي و اتهامات آنها را اعلام مي‌كند، درخصوص حوادث شب سهميه‌بندي بنزين اظهار كرد: متهمان دستگير شده در اين شب هم اكنون در زندان اوين و به صورت انفرادي نگهداري مي‌شوند.
علي نمازي در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا اظهار كرد: پرونده متهمان شب سهميه‌بندي بنزين به معاونت امنيت تهران ارجاع شده است و آنها در حال حاضر در زندان اوين هستند.
وي درباره‌ي علت ارجاع پرونده از دادياري ويژه امنيت تهران به معاونت امنيت تهران گفت: به علت تعدد دستگيرشدگان و احتياج به رسيدگي دقيق‌تر، پرونده به اين معاونت ارجاع شد.
نمازي درباره‌ي روند رسيدگي به پرونده اراذل و اوباش به‌نام دستگيرشده نيز گفت: اين كه چه تعدادي از اين اراذل اعدام مي‌شوند و جزييات دقيق‌تر از پرونده آنها، روز دوشنبه هفته آينده از سوي دادستان تهران اعلام مي‌شود.

منبع خبر:      پیک

             

منبع کاریکاتور...www.alicartoon.blogfa.com

 

یاد سیاوش کسرایی و آرش کمانگیر(.سروده بی نظیرش) را گرامی می داریم

بابک فرهمند

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 16:11 |

                            عبدالله اسدی          

 

0046737178819        abe.asadi@glocalnet.net                                      

              در دلهایشان امیدهای تازه ای جوانه  زد

 تصویری از تحصن پناهجویان ایرانی در استکهلم سوئد

 ..               فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد مدتهاست که درگیر یک مبارزه سخت در دفاع از حق پناهندگی بویژه پناهجویان ایرانی در این کشور است.

دولت سوئد به دنبال پایان جنگ سرد و دنیای دو قطبی و فروپاشی شوروی، از قوانین پناهندگی که خود سالها به آن پایبند بود 180 درجه فاصله گرفت. فاصله گرفتن دولت سوئد از یک سیاست نسبتا سخاوتمندانه در زمینه پناهنده پذیری، هزاران پناهجو را در این کشور با سرنوشتی نامعلوم و آینده ای تیره و تار مواجه ساخت. نتیجه اتخاذ چنین سیاستی حتی به یک اختلاف نظر در میان احزاب پارلمانی سوئد سالهاست  دامن زده است.

حزب محافظه کار سوئد که هم اکنون قدرت دولتی را در دست  دارد به همراه حزب مردم بشدت از آنچه که به قوانین پناهنده پذیری مرسوم بود پشت کرده اند و بر اقامت از طریق کار تأکید میکنند. حزب چپ و حزب محیط زیست در درجه اول خواهان اخذ اقامت به همه پناهجویانی هستند که مدتها بطور مخفی زندگی کرده اند و سالهاست در سوئد به سر می برند. احزاب سوسیال دمکرات، دمکرات مسیحی و مرکز هم در این زمینه حرفی برای گفتن ندارند.

                       

 در هر حال حق پناهندگی به یک پدیده مهم و لاینحل در کشور سوئد تبدیل شده است. بطوریکه بحث برسر مسائل پناهندگی به هیچ وجه تمامی ندارد. همانطور که گفتم فدراسیون سوئد درگیر یک مبارزه سخت در دفاع از حق پناهندگی در این کشور است و در این راستا گامهای مهمی را برداشته است. یکی از مهمترین این گامها این است که پناهجویان ایرانی  در سوئد زیر چتر فدراسیون بعنوان ظرف مبارزه خود برای گرفتن حق پناهندگی متشکل شده اند. تا آنجاییکه به پناهجویان ایرانی برمیگردد این مبارزه  بطور متشکل به پیش میرود. گستردگی این مبارزه و پیشتازی فدراسیون در این عرصه توجه های زیادی را به مبارزه در دفاع از حق پناهندگی جلب کرده است.

 دفاع از حق پناهندگی در کشورهای اروپایی بویژه سوئد به یک ضرورت مهم حتی برای بخشهای زیادی از مردم بومی این کشورها تبدیل شده است چه رسد به ضرورت و اهمیت این مبارزه در میان پناهندگان و پناهجویان. اینکه  فدراسیون در سوئد به ایجاد هماهنگی و برنامه ریزی چنین تحصنی به مدت 7 شبانه روز دست میزند، در واقع دارد به یک نیاز و یک ضرورت واقعی مردم پاسخ  میدهد. در این مبارزه در کشور سوئد، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی تنها نیست. از اعضای پارلمانی سوئد گرفته تا بخشهایی از احزاب تشکیل دهنده دولت تا توده پناهنده و پناهجو تا سازمانهای مختلف سوئدی، هر کدام به درجه ای در این مبارزه شریک و سهیم هستند و در این راستا فعالیت میکنند.

اما نقش فدراسیون در این مبارزه برجسته است و به الگوی خوبی در این حرکتها و در جنبش پناهندگی تبدیل شده و ابتکار عمل این مبارزه را بدست گرفته است. اینها واقعیاتی است که تنها من عنوان نمی کنم همه دارند می بینند و بر آن مهر تائید میگذارند.

تحصن یک هفته ای پناهجویان ایرانی در شهر استکهلم.

 بدنبال تحصن ماه فوریه در شهر گوتنبرگ، طرح برگزاری چنین تحصنی نیز درشهر استکهلم آماده  شده بود. پیش بینی کرده بودیم که چنین تحصنی با آن برنامه ریزی و تدارک گسترده که در نظر گرفته بودیم میتواند تأثیرگذار باشد، میتواند کلیه پناهجویان در سوئد را یکبار دیگر به تحرک در آورد، میتواند تصویر بسیار ابژکتیو از آنچه که برسر مردم تحت حاکمیت رژیم اسلامی در ایران میگذرد به افکار عمومی جامعه سوئد بدهد، میتواند بر وجدان و افکار نمایندگانی که از احزاب مختلف دولتی برای پاسخگویی به سؤالات پناهجویان دعوت شده بودند تأثیر مثبت بگذارد. به علاوه گفته بودیم، مبارزه و تلاش بی وقفه پناهجویان ایرانی در سوئد میتواند به یک الگویی مهم از مبارزه در میان دیگر پناهجویان از کشورهای مختلف در جهت سراسری کردن این مبارزه تاثیر گزار و تعیین کننده باشد.

 برای برگزاری این تحصن و دادن یک تصویر زنده از زندگی امروز مردم در ایران و معرفی این تصویر به افکار عمومی جامعه سوئد نمی شد به یک اطلاعیه مختصر با خواست لغو دیپورت به ایران اکتفا کنیم و خیالمان را راحت کنیم که در این دوران سخت ضد پناهندگی توجه کسی را به زندگی فلاکتبار پناهجویان  در سوئد جلب کرده ایم. از اینرو لازم دیدیم برای دادن یک تصویر واقعیتر از سرکوب و اختناق در ایران و دلایل فرار مردم  نشریه ویژه ای را  در 8 صفحه به زبان سوئدی  تهیه  نماییم و این کار هم به خوبی صورت گرفت. علاوه بر فرستادن آن برای همه احزاب و سازمانهای دولتی و غیر دولتی، این نشریه برای  کلیه روزنامه ها و رسانه های عمومی در سوئد فرستاده شد. مضاف بر آن  در طول شش شبانه روز تحصن، این نشریه را وسیعا در میان مردم توزیع کردیم. من نیز بعنوان دبیر فدراسیون در سوئد قبل از شروع تحصن نامه ای را برای Tobias Billström وزیر مهاجرت سوئد نوشته بودم. در این نامه نیز با جزئیات به نقض حقوق بشر در ایران و دلایل فرار مردم از آن کشور انگشت گذاشته بودم.

 از دیگر اقدامات مهم این تحصن، دائر کردن نمایشگاه عکسی بود که از جنایات جمهوری اسلامی از جمله از صحنه های اعدام، سنگسار، قطع دست، ضرب وشتم زنان بدلیل عدم رعایت حجاب و پوشش اسلامی و دهها صحنه دیگر از جنایات این رژیم تهیه و دراطراف چادر تحصن نصب شده بود. ویژگی این نمایشگاه این بود که بطور گسترده ای توجه ها را به آنچه که بر مردم ایران میگذرد جلب می کرد. بلندگوهای بزرگی هم در اطراف چادر نصب شده بود که در تمام طول روز از طریق آن موزیک پخش میشد و یا  در مورد دلایل فرار مردم از ایران و سیاست  غیر انسانی پناهنده پذیری دولت سوئد رو به مردم صحبت میشد.

 شبها تعداد زیادی در چادر تحصن میماندند و به بحث و تبادل نظر سیاسی می پرداختند. علاوه بر عابرین سوئدی توریستهای بسیاری از ایران و دیگر کشورها بطور چشمگیری به چادر تحصن مراجعه میکردند و در مورد شرایطی که در ایران حاکم است، سؤال  و اظهار نظر میکردند. استقبال پناهجویان از چادر تحصن نه تنها چشمگیر بود، بلکه در تمام امور اداره این تحصن نقش بسیار برجسته ای داشت. علاوه بر پناهجویان در شهر استکهلم، تعدادی نیز از شهرهای یوله، نورشوپینگ، کارسکوگاه، وستروس و گوتنبرگ به این تحصن  پیوسته بودند.

 در طول شبانه روز بویژه هنگام برگزاری جلسات با نمایندگان احزاب، دسته دسته مردم و پناهجویان وارد چادر تحصن میشدند و از این ابتکار جالب اظهار خوشحالی میکردند و به دست اندرکاران برپایی این تحصن دست مریزاد میگفتند.

تحصن از هر نظر چنان پرقدرت و مورد توجه بود که پناهجویانی که مدتها بود بدلیل بسته شدن پرونده هایشان و قطع هزینه زندگیشان ناامید شده بودند بار دیگر قدرت و ابتکار خود را باز یافته  و شور و شوق زیادی در چهره تک تک آنها دیده میشد و در دل آنان امیدهای تازه ای جوانه زده بود.

 فکوس اصلی تحصن بطور کلی روی جمهوری اسلامی و جنایاتی که بطور روزمره در ایران اتفاق می افتد بود. از نمایشگاه عکسی که آنجا برقرار بود،

                              

 تا بحثهایی که با نمایندگان احزاب دولتی صورت میگرفت. از نشریه ای که به زبان سوئدی به این امر اختصاص یافته بود تا نامه ای که به وزیر مهاجرت نوشته شده بود. از شعارها و باندرولهایی که بر درو دیوار و در اطراف چادر نصب شده بود، تا بلندگوهای بزرگی که آنجا نصب گردیده بود و از طریق آن رو به جامعه صحبت میشد و تا نامه اعتراضی که برای دولت سوئد تهیه و تنظیم و حول آن هزاران امضاء جمع آوری شده بود؛ همه و همه مجموعه ای  از افشاگری از رژیمی بود که 28 سال است در ایران و فقط از طریق سرکوب خونین مردم و اختناق سیاسی سرکار مانده است.

 پناهجویان ایرانی در سوئد به خوبی بر این امر واقفند که امروز و در شرایط  سختی که برای آنها به وجود آمده است بدون افشای جمهوری اسلامی و بدون توضیح دلایل واقعی فرارشان از ایران امکان گرفتن حق پناهندگی وجود ندارد و کسی نیز به آن بهایی نمی دهد.

 در طول شش روز تحصن، 6 نماینده از احزاب پارلمانی سوئد به چادر تحصن آمده و به سؤالات پناهجویان و مسئولین فدراسیون درمورد سیاست سخت پناهنده پذیریشان و دیالوگشان با رژیم اسلامی پاسخ دادند. در میان این نمایندگان، هم نماینده حزب مردم و هم نماینده حزب چپ اعلام کردند که تنها راه نجات مردم ایران سرنگونی جمهوری اسلامی است.

                                             

 بحث با نمایندگان احزاب پارلمانی در مورد ایران وضعیت پناهجویان ایرانی و سیاست دیالوگ دولت سوئد با رژیم اسلامی بسیار جدی و تعیین کننده بود. به دنبال دعوت از منوچهر متکی وزیر خارجه ایران که بطور مشخص از سوی حزب محافظه کار سوئد(مدرات) صورت گرفته بود، نمایندگان این حزب بسیار تحت فشار بوده و سرافکنده به نظر میرسیدند. ایوا بیورلینگ (Eva Björling) یکی از مقامات بلند پایه دولت از حزب مدرات برای آمدن به تحصن از کیمیا پازوکی تضمین خواسته بود. او اظهار داشته بود که "اگر قرار است برخوردی که به منوچهر متکی شد به من نیز بشود به این تحصن نخواهم آمد." کیمیا پازوکی نیز به وی این تضمین را داده بود. با این وجود خانم بیورلینگ با چند پلیس و منشی خود وارد چادر تحصن شد. در گفته های ایشان به نظر میرسید که تغییرات قابل توجهی در سیاست آنها نسبت به جمهوری اسلامی به وجود خواهد آمد. بی شک هر نوع تغییری در سیاست آنها برزندگی پناهجویان ایرانی تاثیرات مثبت خواهد گذاشت.

 در مجموع تحصن پناهجویان ایرانی در استکهلم از هر نظر مورد توجه قرار گرفت. هزار نسخه از نشریه سوئدی ویژه این تحصن در میان مردم توزیع گردید. اطلاعیه بسیار زیادی از روی میز برداشته شد و هزاران نفر نامه اعتراضی فدراسیون را به دولت سوئد در دفاع از پناهجویان ایرانی امضاء کردند. در طول  شش شبانه روز با عابرین و مراجعه کنندگان در مورد ایران و دلایل پناهندگی ایرانیان صحبت میشد و توجه مردم به فضای سرکوب و اختناق در ایران جلب می گردید.

 روزنامه             city از زبان کیمیا پازوکی گزارشی را از تحصن به چاپ رسانده بود. رادیو پژواک رادیوی سراسری سوئد با من و رحیم یزادنپرست مصاحبه ای را انجام داد. بسیاری از رادیوهای محلی در سوئد بطور مرتب با مسئولین فدراسیون و پناهجویان متحصن مصاحبه میکردند و خبر آن را منعکس میکردند.

 تعدادی از رستورانهای ایرانی و مردم شهر استکهلمم غذای چند روز تحصن را تهیه کردند. شمیم خواننده خوش صدا اکثر اوقات در چادر تحصن و در کنار پناهجویان متحصن حضور داشت و هر از چند گاهی با ترانه های پرمعنی اش به ایجاد فضایی شاد و اجتماعی در چادر تحصن  کمک میکرد.

 در روز آخر تحصن در اقدامی مشترک، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد، حزب کمونیست کارگری ایران واحد استکهلم و کمیته بین المللی علیه اعدام در مقابل چادر تحصن با درست کردن قلبی بزرگ بر روی زمین و قرار دادن تصاویر تعدادی از جانباخته گان در 30 خرداد 60 و محکومین به اعدام و چیدن شمع و گل به دور آنها، یاد قربانیان 30 خرداد 60 را گرامی داشته و یکبار دیگر به مردم سوئد اعلام کردند آنهاییکه در سوئد و جای جای دنیا اعلام پناهندگی کرده اند بازماندگان قربانیان 30 خرداد 60 و سالهای پس از آن هستند.

                          

 تحصن در روز شنبه 16 ژوئن ساعت 8 بعد از ظهر و در میان ابراز احساسات شرکت کنندگان و شور و شوق مبارزاتی که ایجاد شده بود به کار خود پایان داد.

 دست اندرکاران این تحصن یکی دو تا نبودند از آنهاییکه حضور فیزیکی در تحصن نداشتند و پشت صحنه به ما کمک میکردند تا کسانی که در طول شش شبانه روز دنبال جبران کمبودها و تکمیل کار تحصن بودند. از واحد فدراسیون در استکهلم تا واحد فدراسیون در گوتنبرگ تا کسی که اطلاعیه ها را مینوشت و یا آن دیگری که نشریه به زبان سوئدی را تهیه و تنظیم کرد. از تشکیلات سوئد حزب کمونیست کارگری ایران تا پناهجویانی که در تمام شبانه روز با دل و جان کار میکردند و مسئولیت اداره امورتحصن را به عهده گرفته بودند همه ترکیبی از کار و نیروی جمعی بود که این تحصن عظیم و با شکوه را ممکن ساخت.

 من به سهم خود از همه این عزیزان و همه کسانی که از شهرهای یوله، کارلسکوگاه، نورشوپینگ، وستروس و گوتنبرگ آمده بودند  قدردانی میکنم و این حرکت بزرگ را به همه این عزیزان تبریک میگویم.

 

 

27 ژوئن 2007

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 14:20 |

                      دعوت به میتینگ اعتراضی

 

در اعتراض به  حقوق  پناهندگی , همبستگی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در شهر کاسل، برای  دفاع از حق و حقوق  پناهندگی کلیه پناهندگان  را به یک میتینگ اعتراضی در مقابل دادگاه شهر کاسل فرا می خواند.

لازم  به  یاد آوری است  که دادگاه این شهر  پرونده  پناهندگانی  را که  از زیر تیغ  حکومت های دیکتاتوری  جان سالم به در برده اند  را بدون  هیچ  دلیلی  رد می کند . امروز در همین  شهر کاسل  ده ها  پناهنده  در بلاتکلفی  کامل  بسر می برند  و از ابتدائی  ترین  حقوق  انسانی  محروم هستند وخیلی از پناهندگان  بنا به همین دلیل دچار بیماریهای روحی و روانی  شده اند  که  مسئولیت  آن به عهده دولت آلمان است. 

 علت این بدبختی  و وضعیتی که ما در آن گرفتار آمده ایم  نیتجه  مماشات , روابط و مناسبات  دوستانه  ای است که این دولتهای  اروپائی با دولتهای  دیکتاتوری  چون جمهوری اسلامی   در ایران دارند .

   ما  انسان هستیم و این حق طبیعی ماست که از یک  زندگی  انسانی  برخودار باشیم  خیلی  از ما بیشتر از چندین  سال است که در کمپهای  پناهندگی  در وضعیت غیر انسانی   اسیر هستیم واز  ابتدائی ترین  حقوق انسانی  که چیزی جز داشتن کار و یک خانه  امن  برای  آسایش نیست محروم هستیم.

  ما نباید اجاز دهیم  که به راحتی با جان , زندگی و امنیت  ما بازی کنند .

 تنها راه موفقیت در مقابل این شرایط و قوانینی که مسئولان ما را به آن دچار کرده اند, شرکت در این مبارزات و اعتراضات در دفاع از حقوق پناهندگی که دفاع از حقوق تک تک ما است میباشد .

در اینجا همگان را برای یک حرکت بزرگ اعتراضی در مقابل دادگاه شهر کاسل که حقوق پناهجویان را بدون توجه به عواقب آن به رسمیت نمیشناسد دعوت مینمائیم .  ما باید متحدانه در مقابل سیاستهای راست و ضدپناهندگی دولت آلمان به میدان آمده و مخالفت خود را با این سیستم و شرایط ضد انسانی با صدایی بلند به گوش عموم برسانیم .

 

این میتینگ اعتراضی در روزجمعه3 آگوست2007در مقابل دادگاه پناهندگی شهر کاسل واقع در  Tischbeinstr شماره 32 راس ساعت 9 صبح برگزارمیشود و تا ساعت 13 ادامه خواهد داشت.

 

            برای اطلاعات بیشتر در شهر کاسل  :                       017622616748 : Tel

            عباس تدریسی                                                      de.oohya @tadrissy 

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 14:2 |
سران گروه ۸ کشور صنعتی جهان موسوم به (G8) در سی و سومین گردهمایی خود، گرد آمده بودند تا سرنوشت بیش از ۷ میلیارد انسان را تعیین کنند. بنا به دستور کار این بلوک، بازار جهانی باید میان قدرتهای مالی و نظامی جهان تقسیم شود. جنگ کنونی در خاور میانه، مرگ سیاه در آفریقا، و نابودی زیست-بومی کره زمین، گسترش تروریسم دولتی و مذهبی در سراسر جهان، بیکاری، بی نانی و بی خانمانی میلیونها انسان به کارگزاری سران کشورهایی به پیش می رود که به نمایندگی از سرمایه در این نشست گرد آمده بودند. تاثیر تصمیمات آنها بر وضعیت پناهندگان و مهاجرین بر کسی پوشیده نیست. سیل عظیم پناهجویان آفریقایی، آسیایی(خصوصا خاور میانه به علت وضعیت بحرانی اجتماعی، سیاسی و جنگ و فقر و ترور که دست پخت همین حضرات است) به سوی کشورهای ثروتمند سرازیر می شوند، جالب است که برخوردهای غیر انسانی با این پناهجویان نیز در دستور کار آنها قرار می گیرد. به هر حال صحبت در مورد جهانی شدن یا گلوبالیزاسیون بسیار مفصل است و در این حوصله کوتاه نمی گنجد.

نظر شمارا به عکسهای دولتمردان و نمایندگان قدرتهای بزرگ اقتصادی جلب می کنم. آنها به وسیله امواج مغزی با هم در ارتباط هستند. توضیح آنکه عکسها در تارنمای دنیای ما درج شده است. (دنیای ما در فهرست لینکهای ما موجود است)

سارکوزی به رئیس جمهور آفریقای جنوبی:.... آره من خودم خارجی ام. ولی از هر چی خارجی و سیاه و عرب که بعد از من به فرانسه اومده بدم می آد!

         

برای دیدن بقیه عکسها و شرح احوال اینجا را کلیک کنید.

 

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 15:24 |

                

 یوران لیند بلاد نماینده پارلمان سوئد از حزب مدرات (راستگرایان) در روز جمعه ۱۵ ژوئن، به چادر تحصن اعتراضی پناهجویان شهر استکهلم آمد و سخنانی پیرامون ماموریتش از شورای اروپا برای تنظیم گزارش وضعیت هسته ای ایران و همچنین امور پناهندگی ایراد کرد. تارنمای پناهجویان سوئد سخنان ایشان را در تارنما درج کرده است. امروز ۲۸ ژوئن، سایت پیک ایران به نقل از خبرگزاری روسی نووستی، به همین گزارش، به شرح زیر پرداخته است.

خبرگزاری «نووستی» :  گزارش "گورن لیندبلاد" نماینده پارلمان سوئد در خصوص اوضاع پیرامون مسئله هسته ای ایران در مجمع پارلمانی شورای اروپا قرائت خواهد شد.
در متن این گزارش که در آستانه ارائه آن در مجمع در اختیار «نووستی» قرار گرفته آمده است: "مسئله هسته ای ایران مانند گذشته موجب نگرانی جدی جامعه جهانی است".
مجمع پارلمانی شورای اروپا همچنین از این حقیقت نگران است که "تهران هر گونه تلاش برای یافتن راه حل هایی در این زمینه و کمک به رفع نگرانی در مورد ماهیت برنامه هسته ای خود را رد کرده  و خواسته قطعنامه های شورای امنیت که در آنها بر توقف غنی سازی اورانیوم تاکید شده است را نادیده می گیرد".
مولف در این گزارش به وقایعی در این زمینه اشاره می کند که بعد از تصویب قطعنامه 1436 بوقوع پیوسته که در آنها مجمع پارلمانی شورای اروپا از ایران خواسته که با جامعه جهانی در زمینه برنامه هسته ای خود همکاری کند.
لیندبلاد به مجمع پارلمانی شورای اروپا پیشنهاد می کند که " با نمایندگان ایرانی در مورد مسائل مربوط به ارزش های پایه شورای اروپا دیالوگی برقرار کرده که اجازه رفع عدم اعتماد متقابل را دهد".

برای دیدن اصل خبر اینجا را کلیک کنید.

قسمتی از متن سخنان لیند بلاد در این خصوص که از نوار پیاده شده در زیر می آوریم (البته به لحاظ اینکه به اصل ترجمه خللی وارد نشود، از اصلاح ساختاری و دستوری جملات خودداری کردیم. و آنچه که از ترجمه شنیدیم به همان کیفیت در تار نگار درج کردیم.):

من گزارشگر شورای اروپا هستم در رابطه با بحران هسته ای ایران. همچنین در مورد نقض خشن حقوق بشر گزارش تهیه می کنم. این گزارشی که دادیم قرار است تا اخر یونی به شورای اروپا برود وقطعنامه ای نوشته بشود. در رابطه با قطعنامه گزارشهایی که قبلا در رابطه با کمونیسم نوشتم، در امریکا در مورد کسانی که مورد جنایت کمونیستها قرار گرفته بودند، یک مجسمه ساختند و در مورد ایرانیها گفتند که نمیخواهیم ۵۰ سال صبر کنیم و بعد این مجسمه را بسازیم، باید همین الان این کار را کرد. در رابطه با گزارش بحران هسته ای مطمئنم چیزی که در ایران درست میشود برای درست کردن برق نیست. این فقط برای رعب و وحشت و گرفتن قدرت است. رژیم جمهوری اسلامی تمامی چیزهایی که میگوید دروغ است. با سفیر فرانسه در ایران ملاقات داشتم که گفته تمام صحبتهای دولت ایران در رابطه با انرژی هسته ای دروغ است. و فقط برای قدرت گرفتن در منطقه است. تمام قطعنامه هایی که امضا کرده زیرش زده است و اگر این سلاح به دستش برسدخیلی خطرناک است. رژیم ایران به حماس و حزب الله کمک میکند.  ومیخواهد در منطقه قدرت باشد نه تنها قدرت بلکه پشتیبانی بکند از گروههای تروریستی. حقوق بشر در ایران نقض میشود و همه اگاهیم در نوامبر ایران بودم وقتی که به ایران رفتم گفتند که ما حقوق بشر داریم حقوق زن داریم ولی طبق قوانین شریعت.

برای مطالعه بیشتر می توانید به گزارش روز پنجم تحصن پناهجویان ایرانی در شهر استکهلم در این تارنگار مراجعه کنید!

نکته قابل توجه اینجاست که نماینده محترم مجلس سوئد، به درستی مفاد گزارش خود را برای پناهجویان اعلام می کند، ولی در مورد پیشنهادش برای دیالوگ با جمهوری اسلامی (که نووستی به آن اشاره کرده و به رنگ قرمز نوشته شده است) صحبتی به میان نمی آورد!!!

قضاوت را بر عهده خوانندگان گرامی می گذاریم.   

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در پنجشنبه هفتم تیر 1386 و ساعت 22:49 |
                                

در کتابی از م.امید یا اخوان ثالث به شعری برخورد کردم که مضمونش به وضعیت پناهجویان آزاده ایرانی کاملا منطبق است.  آوردنش خالی از لطف نیست:

بسان رهنوردانی که در افسانه ها گویند،

گرفته کول بار زاد ره بر دوش،

فشرده چوب دست خیزران در مشت،

گهی پر گوی و گه خاموش،

در آن مه گون فضای خلوت افسانگیشان راه می پویند،

ما هم راه خود را می کنیم آغاز.

سه ره پیداست.

نوشته بر سر هر یک به سنگ اندر،

حدیثی که ش نمی خوانی بر آن دیگر.

نخستین:راه نوش و راحت و شادی .

به ننگ آغشته، اما رو به شهر و باغ و آبادی

دو دیگر: راه نیمش ننگ، نیمش نام،

اگر سر بر کنی غوغا، و گر دم درکشی آرام.

سه دیگر: راه بی برگشت، بی فرجام.

من اینجا بس دلم تنگ است.

و هر سازی که می بینم بد آهنگ است.

بیا ره توشه برداریم،

قدم در راه بی برگشت بگذاریم.

ببینیم آسمان(( هر کجا)) آیا همین رنگ است؟

...

 کجا؟ هر جا که پیش آید.

به آنجایی که می گویند

چو گل روییده شهری روشن از دریای تر دامان.

و در آن چشمه هایی هست،

که دائم روید و روید گل و برگ بلورین بال شعر از آن

...

کجا؟ هر جا که اینجا نیست.

من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم.

ز سیلی زن، ز سیلی خور،

وزین تصویر بر دیوار ترسانم.

درین تصویر،

عمر با سوط بی رحم خشایر شا،

زند دیوانه وار، اما نه بر دریا.

به گرده ی من، به رگهای فسرده ی من،

به زنده ی تو، به مرده ی من.

بیا تا راه بسپاریم

به سوی سبزه زارانی که نه کس کشته، ندروده

به سوی سرزمینهایی که در آن هر چه بینی بکر و دوشیزه ست

و نقش رنگ و رویش هم بدینسان از ازل بوده،

که چونین پاک و پاکیزه ست.

به سوی آفتاب شاد صحرایی،

که نگذارد تهی از خون گرم خویشتن جایی.

و ما بر بی کران سبز و مخمل گونه ی دریا،

می اندازیم زورقهای خود را چون کل بادام.

و مرغان سپید بادبانها را می آموزیم،

که باد شرطه را آغوش بگشایند،

که می رانیم گاهی تند، گاه آرام.

بیا ای خسته خاطر دوست؟! ای مانند من دلکنده و غمگین!

من اینجا بس دلم تنگ است.

بیا ره توشه برداریم،

قدم در راه بی فرجام بگذاریم.

 

ما هم به راه بی بازگشت و بی فرجام قدم نهادیم تا بدینجا رسیدیم.

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در چهارشنبه ششم تیر 1386 و ساعت 0:5 |

نامه سرگشاده به اداره مهاجرت سوئد

موضوع: آدلین کارزی قربانی   

 

اداره مهاجرت سوئد اقامت آدلین کارزی  

که چهار سال و نیم پیش از طریق ازدواج به سوئد آمده بود را پس گرفت.

 

دلیل اداره مهاجرت این است که ازدواج قبلی آدلین ساختگی بوده است. تصمیم اداره مهاجرت مبنی بر لغو اقامت آدلین در حالی صورت گرفته که همسر قبلی اش نیز نه تنها ازدواج با آدلین را رد نمی کند بلکه در دادگاه نیز بر واقعی بودن ازدواج با آدلین شهادت داده است. به علاوه تصمیم اداره مهاجرت برای پس گرفتن اقامت آدلین در حالی گرفته میشود که آدلین به دنبال جدایی از همسر قبلی اش از دوست پسر جدیدش یک فرزند 9 ماهه دارد.

 

آدلین کارزی از زمانی که به سوئد آمده است یکی از اعضای فعال فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در شهربروس بوده و در بسیاری از فعالیتهای فدراسیون در مبارزه برای آزادی زنان در ایران و بر علیه قوانین اسلامی شرکت داشته است.

از نظر ما تصمیم اداره مهاجرت مبنی بر باز پس فرستادن آدلین به ایران نه تنها با معیارهای دفاع از حقوق انسانی همخوانی ندارد بلکه با قوانین پناهندگی که دولت سوئد به آن پایبند است کاملا در تناقض می باشد.

 

به همین دلیل فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد با تمام نیرو از حق اقامت آدلین کارزی دفاع می کند. اداره مهاجرت باید توجه داشته باشد که حتی اگر از کلیه فعالیتهای سیاسی که آدلین در سوئد داشته چشم پوشی کنیم، در صورت بازگشت وی به ایران به دلیل اینکه کودکی را خارج از ازدواج به دنیا آورده است از نظر قوانین جمهوری اسلامی مورد شدیدترین مجازاتها قرار خواهد گرفت. بنابراین ما خواستار اعطای مجدد اقامت به آدلین کارزی و برداشتن کابوس اخراج  بالای سر او هستیم و همه سازمانها و نهادهای دفاع از حقوق پناهندگی را به دفاع از جان و زندگی آدلین کارزی قربانی فرا میخوانیم.

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- سوئد

25  ژوئن 2007

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت 20:46 |

 

      abe.asadi@glocalnet.net                          

      0046737178819                               

                تصویری از تحصن پناهجویان ایرانی در استکهلم سوئد

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد مدتهاست که درگیر یک مبارزه سخت در دفاع از حق پناهندگی بویژه پناهجویان ایرانی در این کشور است.

 

دولت سوئد به دنبال پایان جنگ سرد و دنیای دو قطبی و فروپاشی شوروی، از قوانین پناهندگی که خود سالها به آن پایبند بود 180 درجه فاصله گرفت. فاصله گرفتن دولت سوئد از یک سیاست نسبتا سخاوتمندانه در زمینه پناهنده پذیری، هزاران پناهجو را در این کشور با سرنوشتی نامعلوم و آینده ای تیره و تار مواجه ساخت. نتیجه اتخاذ چنین سیاستی حتی به یک اختلاف نظر در میان احزاب پارلمانی سوئد سالهاست  دامن زده است.

 

حزب محافظه کار سوئد که هم اکنون قدرت دولتی را در دست  دارد به همراه حزب مردم بشدت از آنچه که به قوانین پناهنده پذیری مرسوم بود پشت کرده اند و بر اقامت از طریق کار تأکید میکنند. حزب چپ و حزب محیط زیست در درجه اول خواهان اخذ اقامت به همه پناهجویانی هستند که مدتها بطور مخفی زندگی کرده اند و سالهاست در سوئد به سر می برند. احزاب سوسیال دمکرات، دمکرات مسیحی و مرکز هم در این زمینه حرفی برای گفتن ندارند.

 

در هر حال حق پناهندگی به یک پدیده مهم و لاینحل در کشور سوئد تبدیل شده است. بطوریکه بحث برسر مسائل پناهندگی به هیچ وجه تمامی ندارد. همانطور که گفتم فدراسیون سوئد درگیر یک مبارزه سخت در دفاع از حق پناهندگی در این کشور است و در این راستا گامهای مهمی را برداشته است. یکی از مهمترین این گامها این است که پناهجویان ایرانی  در سوئد زیر چتر فدراسیون بعنوان ظرف مبارزه خود برای گرفتن حق پناهندگی متشکل شده اند. تا آنجاییکه به پناهجویان ایرانی برمیگردد این مبارزه  بطور متشکل به پیش میرود. گستردگی این مبارزه و پیشتازی فدراسیون در این عرصه توجه های زیادی را به مبارزه در دفاع از حق پناهندگی جلب کرده است.

 

 دفاع از حق پناهندگی در کشورهای اروپایی بویژه سوئد به یک ضرورت مهم حتی برای بخشهای زیادی از مردم بومی این کشورها تبدیل شده است چه رسد به ضرورت و اهمیت این مبارزه در میان پناهندگان و پناهجویان. اینکه  فدراسیون در سوئد به ایجاد هماهنگی و برنامه ریزی چنین تحصنی به مدت 7 شبانه روز دست میزند، در واقع دارد به یک نیاز و یک ضرورت واقعی مردم پاسخ  میدهد. در این مبارزه در کشور سوئد، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی تنها نیست. از اعضای پارلمانی سوئد گرفته تا بخشهایی از احزاب تشکیل دهنده دولت تا توده پناهنده و پناهجو تا سازمانهای مختلف سوئدی، هر کدام به درجه ای در این مبارزه شریک و سهیم هستند و در این راستا فعالیت میکنند.

 

اما نقش فدراسیون در این مبارزه برجسته است و به الگوی خوبی در این حرکتها و در جنبش پناهندگی تبدیل شده و ابتکار عمل این مبارزه را بدست گرفته است. اینها واقعیاتی است که تنها من عنوان نمی کنم همه دارند می بینند و بر آن مهر تائید میگذارند.

     

تحصن یک هفته ای پناهجویان ایرانی در شهر استکهلم.

 بدنبال تحصن ماه فوریه در شهر گوتنبرگ، طرح برگزاری چنین تحصنی نیز درشهر استکهلم آماده  شده بود. پیش بینی کرده بودیم که چنین تحصنی با آن برنامه ریزی و تدارک گسترده که در نظر گرفته بودیم میتواند تأثیرگذار باشد، میتواند کلیه پناهجویان در سوئد را یکبار دیگر به تحرک در آورد، میتواند تصویر بسیار ابژکتیو از آنچه که برسر مردم تحت حاکمیت رژیم اسلامی در ایران میگذرد به افکار عمومی جامعه سوئد بدهد، میتواند بر وجدان و افکار نمایندگانی که از احزاب مختلف دولتی برای پاسخگویی به سؤالات پناهجویان دعوت شده بودند تأثیر مثبت بگذارد. به علاوه گفته بودیم، مبارزه و تلاش بی وقفه پناهجویان ایرانی در سوئد میتواند به یک الگویی مهم از مبارزه در میان دیگر پناهجویان از کشورهای مختلف در جهت سراسری کردن این مبارزه تاثیر گزار و تعیین کننده باشد.

 

برای برگزاری این تحصن و دادن یک تصویر زنده از زندگی امروز مردم در ایران و معرفی این تصویر به افکار عمومی جامعه سوئد نمی شد به یک اطلاعیه مختصر با خواست لغو دیپورت به ایران اکتفا کنیم و خیالمان را راحت کنیم که در این دوران سخت ضد پناهندگی توجه کسی را به زندگی فلاکتبار پناهجویان  در سوئد جلب کرده ایم. از اینرو لازم دیدیم برای دادن یک تصویر واقعیتر از سرکوب و اختناق در ایران و دلایل فرار مردم  نشریه ویژه ای را  در 8 صفحه به زبان سوئدی  تهیه  نماییم و این کار هم به خوبی صورت گرفت. علاوه بر فرستادن آن برای همه احزاب و سازمانهای دولتی و غیر دولتی، این نشریه برای  کلیه روزنامه ها و رسانه های عمومی در سوئد فرستاده شد. مضاف بر آن  در طول شش شبانه روز تحصن، این نشریه را وسیعا در میان مردم توزیع کردیم. من نیز بعنوان دبیر فدراسیون در سوئد قبل از شروع تحصن نامه ای را برای Tobias Billström وزیر مهاجرت سوئد نوشته بودم. در این نامه نیز با جزئیات به نقض حقوق بشر در ایران و دلایل فرار مردم از آن کشور انگشت گذاشته بودم.

        

 

از دیگر اقدامات مهم این تحصن، دائر کردن نمایشگاه عکسی بود که از جنایات جمهوری اسلامی از جمله از صحنه های اعدام، سنگسار، قطع دست، ضرب وشتم زنان بدلیل عدم رعایت حجاب و پوشش اسلامی و دهها صحنه دیگر از جنایات این رژیم تهیه و دراطراف چادر تحصن نصب شده بود. ویژگی این نمایشگاه این بود که بطور گسترده ای توجه ها را به آنچه که بر مردم ایران میگذرد جلب می کرد. بلندگوهای بزرگی هم در اطراف چادر نصب شده بود که در تمام طول روز از طریق آن موزیک پخش میشد و یا  در مورد دلایل فرار مردم از ایران و سیاست  غیر انسانی پناهنده پذیری دولت سوئد رو به مردم صحبت میشد.

  

       

شبها تعداد زیادی در چادر تحصن میماندند و به بحث و تبادل نظر سیاسی می پرداختند. علاوه بر عابرین سوئدی توریستهای بسیاری از ایران و دیگر کشورها بطور چشمگیری به چادر تحصن مراجعه میکردند و در مورد شرایطی که در ایران حاکم است، سؤال  و اظهار نظر میکردند. استقبال پناهجویان از چادر تحصن نه تنها چشمگیر بود، بلکه در تمام امور اداره این تحصن نقش بسیار برجسته ای داشت. علاوه بر پناهجویان در شهر استکهلم، تعدادی نیز از شهرهای یوله، نورشوپینگ، کارسکوگاه، وستروس و گوتنبرگ به این تحصن  پیوسته بودند.

 

در طول شبانه روز بویژه هنگام برگزاری جلسات با نمایندگان احزاب، دسته دسته مردم و پناهجویان وارد چادر تحصن میشدند و از این ابتکار جالب اظهار خوشحالی میکردند و به دست اندرکاران برپایی این تحصن دست مریزاد میگفتند.

تحصن از هر نظر چنان پرقدرت و مورد توجه بود که پناهجویانی که مدتها بود بدلیل بسته شدن پرونده هایشان و قطع هزینه زندگیشان ناامید شده بودند بار دیگر قدرت و ابتکار خود را باز یافته  و شور و شوق زیادی در چهره تک تک آنها دیده میشد و در دل آنان امیدهای تازه ای جوانه زده بود.

 

فکوس اصلی تحصن بطور کلی روی جمهوری اسلامی و جنایاتی که بطور روزمره در ایران اتفاق می افتد بود. از نمایشگاه عکسی که آنجا برقرار بود، تا بحثهایی که با نمایندگان احزاب دولتی صورت میگرفت. از نشریه ای که به زبان سوئدی به این امر اختصاص یافته بود تا نامه ای که به وزیر مهاجرت نوشته شده بود. از شعارها و باندرولهایی که بر درو دیوار و در اطراف چادر نصب شده بود، تا بلندگوهای بزرگی که آنجا نصب گردیده بود و از طریق آن رو به جامعه صحبت میشد و تا نامه اعتراضی که برای دولت سوئد تهیه و تنظیم و حول آن هزاران امضاء جمع آوری شده بود؛ همه و همه مجموعه ای  از افشاگری از رژیمی بود که 28 سال است در ایران و فقط از طریق سرکوب خونین مردم و اختناق سیاسی سرکار مانده است.

 

پناهجویان ایرانی در سوئد به خوبی بر این امر واقفند که امروز و در شرایط  سختی که برای آنها به وجود آمده است بدون افشای جمهوری اسلامی و بدون توضیح دلایل واقعی فرارشان از ایران امکان گرفتن حق پناهندگی وجود ندارد و کسی نیز به آن بهایی نمی دهد.

 

در طول شش روز تحصن، 6 نماینده از احزاب پارلمانی سوئد به چادر تحصن آمده و به سؤالات پناهجویان و مسئولین فدراسیون درمورد سیاست سخت پناهنده پذیریشان و دیالوگشان با رژیم اسلامی پاسخ دادند. در میان این نمایندگان، هم نماینده حزب مردم و هم نماینده حزب چپ اعلام کردند که تنها راه نجات مردم ایران سرنگونی جمهوری اسلامی است.

     

 

بحث با نمایندگان احزاب پارلمانی در مورد ایران وضعیت پناهجویان ایرانی و سیاست دیالوگ دولت سوئد با رژیم اسلامی بسیار جدی و تعیین کننده بود. به دنبال دعوت از منوچهر متکی وزیر خارجه ایران که بطور مشخص از سوی حزب محافظه کار سوئد(مدرات) صورت گرفته بود، نمایندگان این حزب بسیار تحت فشار بوده و سرافکنده به نظر میرسیدند. ایوا بیورلینگ (Eva Björling) یکی از مقامات بلند پایه دولت از حزب مدرات برای آمدن به تحصن از کیمیا پازوکی تضمین خواسته بود. او اظهار داشته بود که "اگر قرار است برخوردی که به منوچهر متکی شد به من نیز بشود به این تحصن نخواهم آمد." کیمیا پازوکی نیز به وی این تضمین را داده بود. با این وجود خانم بیورلینگ با چند پلیس و منشی خود وارد چادر تحصن شد. در گفته های ایشان به نظر میرسید که تغییرات قابل توجهی در سیاست آنها نسبت به جمهوری اسلامی به وجود خواهد آمد. بی شک هر نوع تغییری در سیاست آنها برزندگی پناهجویان ایرانی تاثیرات مثبت خواهد گذاشت.

 

در مجموع تحصن پناهجویان ایرانی در استکهلم از هر نظر مورد توجه قرار گرفت. هزار نسخه از نشریه سوئدی ویژه این تحصن در میان مردم توزیع گردید. اطلاعیه بسیار زیادی از روی میز برداشته شد و هزاران نفر نامه اعتراضی فدراسیون را به دولت سوئد در دفاع از پناهجویان ایرانی امضاء کردند. در طول  شش شبانه روز با عابرین و مراجعه کنندگان در مورد ایران و دلایل پناهندگی ایرانیان صحبت میشد و توجه مردم به فضای سرکوب و اختناق در ایران جلب می گردید.

  

 

روزنامه city از زبان کیمیا پازوکی گزارشی را از تحصن به چاپ رسانده بود. رادیو پژواک رادیوی سراسری سوئد با من و رحیم یزادنپرست مصاحبه ای را انجام داد. بسیاری از رادیوهای محلی در سوئد بطور مرتب با مسئولین فدراسیون و پناهجویان متحصن مصاحبه میکردند و خبر آن را منعکس میکردند.

 

تعدادی از رستورانهای ایرانی و مردم شهر استکهلمم غذای چند روز تحصن را تهیه کردند. شمیم خواننده خوش صدا اکثر اوقات در چادر تحصن و در کنار پناهجویان متحصن حضور داشت و هر از چند گاهی با ترانه های پرمعنی اش به ایجاد فضایی شاد و اجتماعی در چادر تحصن  کمک میکرد.

   

 

در روز آخر تحصن در اقدامی مشترک، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد، حزب کمونیست کارگری ایران واحد استکهلم و کمیته بین المللی علیه اعدام در مقابل چادر تحصن با درست کردن قلبی بزرگ بر روی زمین و قرار دادن تصاویر تعدادی از جانباخته گان در 30 خرداد 60 و محکومین به اعدام و چیدن شمع و گل به دور آنها، یاد قربانیان 30 خرداد 60 را گرامی داشته و یکبار دیگر به مردم سوئد اعلام کردند آنهاییکه در سوئد و جای جای دنیا اعلام پناهندگی کرده اند بازماندگان قربانیان 30 خرداد 60 و سالهای پس از آن هستند.

     

 

تحصن در روز شنبه 16 ژوئن ساعت 8 بعد از ظهر و در میان ابراز احساسات شرکت کنندگان و شور و شوق مبارزاتی که ایجاد شده بود به کار خود پایان داد.

 

دست اندرکاران این تحصن یکی دو تا نبودند از آنهاییکه حضور فیزیکی در تحصن نداشتند و پشت صحنه به ما کمک میکردند تا کسانی که در طول شش شبانه روز دنبال جبران کمبودها و تکمیل کار تحصن بودند. از واحد فدراسیون در استکهلم تا واحد فدراسیون در گوتنبرگ تا کسی که اطلاعیه ها را مینوشت و یا آن دیگری که نشریه به زبان سوئدی را تهیه و تنظیم کرد. از تشکیلات سوئد حزب کمونیست کارگری ایران تا پناهجویانی که در تمام شبانه روز با دل و جان کار میکردند و مسئولیت اداره امورتحصن را به عهده گرفته بودند همه ترکیبی از کار و نیروی جمعی بود که این تحصن عظیم و با شکوه را ممکن ساخت.

 

من به سهم خود از همه این عزیزان و همه کسانی که از شهرهای یوله، کارلسکوگاه، نورشوپینگ، وستروس و گوتنبرگ آمده بودند  قدردانی میکنم و این حرکت بزرگ را به همه این عزیزان تبریک میگویم.

 

 

21 ژوئن 2007

عبدالله اسدی

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در شنبه دوم تیر 1386 و ساعت 17:35 |

 روز ششم تحصن، تظاهراتی در بزرگداشت یاد قربانیان کشتارهای سال ٦۰ برگزار گردید. این تظاهرات با فراخوان حزب کمونیست کارگری ایران، کمیته بین المللی علیه اعدام و فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی انجام شد.گزارش کامل روز ششم تحصن در همبستگی، سایت فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی درج شده است.

    

این تحصن به بهترین نحو ممکن آغاز به کار کرد و با زیبایی هرچه تمامتر به کار خود پایان داد. یادمان عزیزان از دست رفته راه آزادی که همیشه جاودانی اند به شکوه این تحصن افزود.

چادر تحصن استکهلم برچیده شد، ولی یادمان زحمات بچه های یوته بوری و مالمو، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی و کلیه اعضا و مسئولان آن و پناهجویان وغیر پناهجویان عزیزی که در این راه در پیشبرد آن همراه و همگام بودند، از خاطر ما برچیده نخواهد شد.

همچنین از حزب کمونیست کارگری ایران و کمیته بین المللی علیه اعدام به علت حمایت گسترده از این تحصن و پناهجویان سپاسگزاریم.

از رادیوهای محلی استکهلم و یوته بوری که اخبار تحصن را انعکاس دادند. و همچنین شرکتها و رستورانهایی که مارا یاری کردند و ایرانیان خوب شهر استکهلم متشکریم.

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در شنبه دوم تیر 1386 و ساعت 13:38 |