تبليغاتX
تارنمای پناهجویان سوئد
در روز پنجم تحصن فردریک مالم نماینده مجلس از حزب فولک پارتی (لیبرال مردم) به سخنرانی پرداخت و پس از آن به سوالات حاضرین پاسخ گفت. متن سخنرانی به شرح زیر است:

 وضعیت ایران به نظر من وضعیت خوبی نیست و باید نگران بود. چه برای کسانی که در داخل ایران زندگی می کنند چه برای کسانی که خارج ایران هستند. پناهندگانی که خارج ایران هستند و آنهایی که مورد شکنجه و ازار قرا می گیرند. در خاور میانه نزدیک به۳۰۰ میلیون انسان زندگی می کنند که پیشینه عربی دارند. بیشتر، عربها به چشم می آمدند، ولی الان اینطور نیست کشورهای ایران و ترکیه و اسرائیل به علت قدرت و اهمیت آنها وزنه بیشتری پیدا کردند. به طور مثال مصر در دوران عبدالناصر می توانست تاثیر زیادی روی سودان داشته باشد، اما الان اینطور نیست. مصر الان نمیتواند تسلط روی جزایر خودش داشته باشد مثل شرم الشیخ که چند سال پیش عملیات تروریستی در آنجا رخ داد. رژیم بعث عراق و سوریه هم دیگر قدرتی ندارند. خالی بودن قدرت در منطقه باعث شده است که ایران از این جریان خلا قدرت سوءاستفاده سیاسی بکند. این اعمال به صورت اگاهانه انجام میشود و برای کل منطقه خیلی خطرناک است. جنگ اسرائیل با حزب الله در واقع جنگ ایرا ن و اسرائیل بود. در کشور مصر یک میلیون یا نیم میلیون شیعه وجود دارد که دولت تصمیم گرفته اینها را ثبت کند و ببیند در کجا قرار گرفتند. و این نتیجه خطری است که دولت مصر آن را به طور جدی احساس می کند. در اصل جنگی میان شیعه و سنی در گرفته که در اصل از ایران شروع شده است. من و حزبم بر این اعتقادیم که در رابطه با ارزیابی منطه  اشتباهاتی صورت می گیرد. مساله بحران اتمی ایران باعث شده که یک خطر دیگر متوجه اسرائیل بشه و این روی تمام منطقه اثر منفی می گذارد. بحران اتمی تهدیدی جدی برای خود مردم ایران است. اگر ایران به سلاح هسته ای دست پیدا کند، دنیا نمیتواند دست روی دست بگذارد و بسیار خطرناک خواهد شد و این ریسک وجود دارد که وقتی درآمد نفت کم شود زندگی و معیشت اقتصادی مردم بدتر می شود و این رژیم اگر خودش را در خطر ببیند روشهایی از این بدتر اتخاذ می کند.  من این بحث را بامخالفان رژیم که موافق سلاح هسته ای بودند کردم. من بر این عقیده هستم که سلاح اتمی  برای جمهوری اسلامی عمر می خرد. مشکلی که وجود دارد این است که دولتهایی مثل سوئد فکر میکنند که با دیالوگ میتوانند بر روی دولت ایران تاثیر بگذارند. کاری که دولت سوئد کرد و متکی رو دعوت کرد این یک اشتباه بود. و با این روشهاست که دولت ایران میتواند به زندگی اش ادامه بدهد. من یک انالیز دیگر دارم برای سوئد سازمان ملل و اتحادیه اروپا. آنهایی که رفرمیست بودند مثل خاتمی. وقتی درباره ادامه زندگی سیاسی خودشان با شورای امنیت بحث و مذاکره می کنند در آخر در کنار رژیم قرار می گیرند و در اصل از همانها هستند. فکر می کنم اگر از طریق اروپا بتوانیم روی آنها تاثیر بگذاریم و آنهایی که بدتر هستند را فشار بیشتری بیاوریم، موثرتر خواهد بود. ولی در این صورت باید قبول کنیم که دولت ایران باید باشد. و این نقطه کور این جریان است. چگونه میتوانیم برای دموکراسی ایران کار بکنیم در صورتیکه مردم ایران نمی توانند درست رای بدهند. جواب مشخصی برای این ندارم ولی باید فشار سیاسی شدیدی روی ایران باشد به خصوص احمدی نژاد. برای همین سفر ۲۰۰۳ آنا لیند به ایران را اشتباه میدانم. سفر متکی به سوئد را هم اشتباه میدانم. دیگر آنکه جنبشهای آزادیخواه که برای دموکراسی در ایران کار می کنند باید کمک دریافت کنند. رژیم ایران همیشه اپوزیسیون را سرکوب می کند و ما باید از نظر سیاسی این جنبشها را حمایت کنیم. 

جواب به سوالات

سوال: نگاه حزب ایشان در رابطه با سرنگونی رژیم ایران چیست؟

ما ۱۰۰ درصد موافق سرنگونی هستیم. ولی موافق جنگ نیستیم. اگر رک بگویم این است که سلطنت شاه هیچ وقت پشتیبانی مردم را در ایران نداشت. امریکاییها و انگلیسیها آن سلطنت را در ابران برقرار کرده بودند. جمهوری اسلامی هم پشتیبانی مردم را ندارد. ولی فرقش این است که خود مردم ایران خواستند که قدرت بگیرد. آخوندها و آیت اله ها میگویند ما از طریق انقلاب حکومت را گرفتیم. چیزی که شاه وملاها با هم مشترک بودند، این است که سازماندهی شده و خیلی وحشتناک و سرکوبگرانه عمل کردند و خیلی قدرتمند تر از اپوزیسیون عمل میکنند . اگر قرار باشد که دولت ایران رفتارش را عوض کند باید دنیا مقابلش بایستد.

سوال: اینها اختاپوس روحانیت را نمی شناسند و نمی دانند اینها ریشه ۱۴۰۰ ساله دارند. هیچ فرقی میان احمدی نزاد و متکی نیست. اینها در تحلیل دچار اشتباه میشوند. امروز ماموریت این قسمت مساله به عهده احمدی نژاد است ولی حرف، حرف این سیستم است این یک سناریو می باشد. اینها تماما مانند یک فیلم سینماییی عمل میکنند. و به اینها بروز میدهند که میشود با گروهی از اینها(منظور قسمتی از حکومت ایران) کنار آمد. این وقت را میکشد این را باور کنید که تفاوت بین احمدی نزاد و خاتمی نیست. احمدی نزاد چون نادانتر است بهتر می باشد.

من هم در صحبتهایم همین را گفتم که اعتماد کردن به اینها وقت خریدن برای بقای آنهاست.

سوال: اگر اروپا با امریکا در مورد ایران همکاری کند مشکل حل می شود. اروپا دارد از نظر نظامی ایران را تغذیه میکند حتی  اگر اروپا با امریکا همراه باشد امریکا برای حل مساله ایران ترس و دلهره ندارد. من اطلاع دقیق دارم که یک کشتی پر باروت از یکی از سواحل نزدیک اینجا به ایران فرستادند.

جواب : من میدانم که چین کمک زیادی به ایران میکند. در رابطه با زمین لرزه(ظاهرا زلزله بم منظور ایشان است) کمکهای اروپا و امریکا در دست رفسنجانی قرار گرفته است.  رابطه اقتصادی تا زمانی که با مردم باشد، من با آن مشکلی ندارم ولی اگر باعث شود رژیم سرکوبگر بیشتر بتواند سرکوب بکند، من باشما موافقم. من معتقدم اگر رژیم ایران از بین برود، مراودات اقتصادی با ایران بهتر خواهد شد همانطور که پس از فروپاشی اتحاد شوروی روابط اقتصادی مناسبتری با اقمار آن برقرار گردید. 

سوال: تصویر ایشان از ایران برای همه ما آشناست. هدف ما از تحصن این است که مساله پناهندگی را به جایی برسانیم. دو سوال هست با توجه به تفسیر ایشان از وضعیت ایران این تناقض کجا حل میشود دوم اینکه امروز مساله ما مساله پناهندگی ولی سیاستمداران وآن کسانی که در راس هرم قدرت هستند به دنبال روابط دوستانه با ایران هستند این چه طور است که جور دیگر عمل میشه شما اینجا اینطور حرف می زنید جای ذیگر شاید جور دیگه حرف بزنید. این مساله را چه طور باید حل کرد؟

جواب: اشخاص زیادی هستند که توانستند در زمان جنگ جهانی دوم در اروپا بمانند و زندگیشان را بسازند. کشور سوئد در مدت زیادی سیاست پناهنده پذیری سخاوتمندانه ای داشته ولی متاسفانه سختتر وسختتر شده است. دو بعد وجود دارد یکی اینکه یک کارمند اداره مهجرت چگونه کار میکند و دیگر سیاستی که به این اداره میآیدد که چه طور باید کار بکند. ولی خیلی عجیب است کشورهایی که امور خارجه سوئد میگوید به این کشورها سفر نکنید، خطرناک است ولی آدمهایی که از آنجا میایند را قبول نمیکنند. ولی میدانم زمانی که پرونده ای در اداره مهاجرت منفی میخورد بعدا در دادگاهها هم منفی بخورد خیلی سخت است که بشود دوباره این پرونده ها را باز کرد. دولت جدید میخواهد درها را باز کند برای نیروی کار. ولی از خود من اگر سوال شود نظر من این است که: اینطور نباشد که نیروی کار از کشورهای ذیگر بیاید بلکه از آدمهایی که اینجا هستند یا کار دارند یا میتوانند کار بگیرند استفاده بشود. من میدانم که این خیلی سخت است و همه آدمها نمیتوانند اینجا بمانند ولی به عنوان بک لیبرال دنبال چاره ای هستم که بتوانم کمک بکنم.

شما قبل از انتخابات به امنستی رای مثبت دادید بعد از انتخابات که انتخاب شدید، به آن رای منفی میدهید. چرا؟

ما آن زمان جواب مثبت دادیم که با مخالفت مدراتها و سوسیال دموکراتها مواجه شد و بعد از آن قوانین موقت پناهندگی به بهترین وجه تنظیم شد. آن موقع چون اکثریت با سوسیال موکراتها و مدراتها بود به نتیجه نرسیدیم، الان هم نمیشود چون بازهم سوسیال دموکراتها جواب منفی خواهند داد. من نمیخواهم از هیچ حزبی بدگویی بکنم ولی حزب چپ برای امنستی تبلیغ میکند ولی وقتی ما پیشنهاد نیروی کار را میکنیم مخالفت می کنند. من این را را یک روزنه میدانم ولی آنها همکاری نمیکنند. مساله پناهندگی در مجلس سوئد احزاب مثل اپوزیسیون ایران در این مورد خیلی متفرق است.

سوال: کسانی که بین این دو سیستم گیر افتادند سر اینها چی میاد؟

در پاییزقرار است یک ارزیابی از قوانین به عمل بیاید. و در مورد کسانی که در این برزخ گیر افتادند در موردشان تصمیم گیری میشود. اینکه چه تصمیمی گرفته بشود کسی چیزی نمیداند.

سخنران دوم یوران لیند بلاد نماینده حزب مدرات

من گزارشگر شورای اروپا هستم در رابطه با بحران هسته ای ایران. همچنین در مورد نقض خشن حقوق بشر گزارش تهیه می کنم. این گزارشی که دادیم قرار است تا اخر یونی به شورای اروپا برود وقطعنامه ای نوشته بشود. در رابطه با قطعنامه گزارشهایی که قبلا در رابطه با کمونیسم نوشتم، در امریکا در مورد کسانی که مورد جنایت کمونیستها قرار گرفته بودند، یک مجسمه ساختند و در مورد ایرانیها گفتند که نمیخواهیم ۵۰ سال صبر کنیم و بعد این مجسمه را بسازیم، باید همین الان این کار را کرد. در رابطه با گزارش بحران هسته ای مطمئنم چیزی که در ایران درست میشود برای درست کردن برق نیست. این فقط برای رعب و وحشت و گرفتن قدرت است. رژیم جمهوری اسلامی تمامی چیزهایی که میگوید دروغ است. با سفیر فرانسه در ایران ملاقات داشتم که گفته تمام صحبتهای دولت ایران در رابطه با انرژی هسته ای دروغ است. و فقط برای قدرت گرفتن در منطقه است. تمام قطعنامه هایی که امضا کرده زیرش زده است و اگر این سلاح به دستش برسدخیلی خطرناک است. رژیم ایران به حماس و حزب الله کمک میکند.  ومیخواهد در منطقه قدرت باشد نه تنها قدرت بلکه پشتیبانی بکند از گروههای تروریستی. حقوق بشر در ایران نقض میشود و همه اگاهیم در نوامبر ایران بودم وقتی که به ایران رفتم گفتند که ما حقوق بشر داریم حقوق زن داریم ولی طبق قوانین شریعت. وقتی انجا بودم گفتم که ما مخالف نقض حقوف بشر هستیم در مورد مساله اسرائیل هم انتقاد داریم و در زمانی هم که متکی اینجا بود خود من در مورد نقض حقوق بشر با او صحبت کردم. خیلی ناراحت بود که من هر جا میرفت با او میرفتم، وقتی که در مجلس بود.از متکی پرسیدم اگر این تظاهرات در ایران بود با آنها چه کار می کردید. اینقدر ادم جالبی بربای کمونیستها شدم برای ملاها هم شدم.

تا زمانی که اقتصاد ایران سرپا باشد، دولت ایران میتواند به زندگی ادامه بدهد. نفت را ارزان میفروشند بنزین را گران میخرند و این باعث تورم در ایران میشود. تا زمانی که اپوزیسیون متحد نباشند مشکل بزرگی است. من معتقدم در برخورد با ایران اروپا با امریکا باید همکاری بکند. من این گزارشی که دارم میبرم به شورای اروبا و مطمئن هستم ۴۷ کشور این گزارش را قبول میکنند ما خواهان قطعنامه ای هستیم که سلاح هسته ای در ایران باید از بین برود و ایران نباید قدرت داشته باشد که روی گروههای تروریستس تاثیر بگذارد و نقض حقوق بشر در ایران تمام شود. در مورد امنستی نظر من را میدانیند من آن موقع بر خلاف حزبم رای مثبت دادم الان با فردریک موافقم که الان نمیتوانیم امنستی را بگیریم ولی مساله نیروی کار را باید هرچه زودتر به انجام برسانیم. به خاطر اینکه خیلی از شما با این قوانین میتوانید در سوئد بمانید.

در اینجا کیمیا پازوکی پرسید: با توجه به اینکه ما مخالف نیروی کار هستیم و ما اینجا هستیم که هر ایرانی که از ایران میآید یک شخص سیاسی است و باید اقامت بگیرد و نمی خواهیم مساله پناهندگان با نیروی کار مخلوط بشود. ولی اگر این کار را بکنید کسانی که پاس ندارند تکلیفشان چیست؟ 

من مخالف اینم که کسی به ایران برگردد ولی توجه بکنید که سیستم امروز به این نحو است. نیروی کار در این زمینه یک گشایش است و چندین نماینده عنوان کرده اند که به این قوانین جدید خیلی امیدواریم.

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 1:25 |
متاسفانه به دلیل نقصی که در دستگاه ضبط صدا در روز چهارم تحصن به وجود آمد، نتواستیم متن کامل مصاحبه را پیاده کنیم. برای دیدن گزارش و عکسهای روز چهارم، اطلاعیه شماره ۷ همبستگی به طور کامل به موضوع پرداخته است. اگر به روی لینک فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی کلیک کنید، گزارشها و عکسها قابل دریافت است.

.............................فدراسیون سراسری پناهندگان  ............................................

فقط به نکته بسیار مهمی که آنیتا دوراتسیو در مورد پناهجویان ایرانی به آن اشاره کرد می پردازیم:

((وی به پناهجویان کوبایی که شباهتهایی در پرونده هایشان با پناهجویان ایرانی است اشاره کرد و گفت که با وجود اینکه دولت کوبا از پذیرفتن کسانی که فاقد اوراق هویت بین المللی از جمله پاسپورت هستند خودداری می کند، (درست مانند دولت ایران) اداره مهاجرت سوئد به اعطای اقامت به آنان می پردازد.))

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 و ساعت 16:26 |
امروز کله لارشون نماینده مجلس از حزب چپ به سخنرانی پرداخت و به سوالات حضار پاسخ گفت.

وی حزب چپ را حامی پناهندگان معرفی و بر این امر تاکید کرد که حزب او به همراه حزب محیط زیست از احزاب موافق امنستی بودند. او همچنین حمایت خود را از این تحصن اعلام نمود .

حال به پرسش و پاسخها می پردازیم :

سوال: به موجب مصاحبه ای که چند هفته پیش آنیتا دوراتسیو با رادیو همسفر انجام داد از ایشان شنیدم که به علت تعداد زیاد پناهندگان عراقی و به علت اینکه دولت سوئد به این پناهندگان اقامت می دهد پناهندگان دیگر را نمی پذیرد.نظر شما در این مورد چیست؟

جواب: دولت این منطق را پذیرفته است و می گوید که نمی توانیم پناهندگان زیادی را قبول کنیم. ولی ما معتقدیم که نباید چنین باشد و باید به همه اقامت بدهیم.

سوال : نظر شما و حزبتان در ارتباط با تغییر قانون که یک عده این وسط قربانی می شوند و انسانند چیست؟

جواب: قبل از انتخابات برخی از احزاب دست راستی موافق امنستی بودند ولی بعد از انتخابات سیاستشان را عوض کردند و همین ،تغییر قوانین را دشوار کرده است و ما باید آنها را افشا کنیم.

سوال: آیا بهتر نیست حزب ایشان که حامی ماست ، احزاب دیگر را متقاعد کند که ایران نا امن است؟

جواب: من ایران را کشوری دیکتاتور می شناسم و ما دقیقا همین کار را میخواهیم بکنیم ولی به شما می گویم انتقادی بر ما وارد است که ما نمی توانیم ، به این علت  که در اقلیت هستیم.

وی در پایان اظهارات خود به این نکته اشاره کرد که اخیرا اتحادیه اروپا مجموعه مقرراتی در خصوص پناهندگی تنظیم کرده و به تک تک کشورهای عضو این اتحادیه با عنوان کتاب سبز ارسال کرذه است . حزب چپ و حزب محیط زیست نسبت به کتاب سبز و مقررات آن معترض هستند و مهمترین دلایلشان این است که اولا کتاب سبز توسط کارمندان تهیه شده که نمایندگان مردم نیستند. ثانیا این قوانین پناهندگی قبلا در جای دیگری تصویب شده که خود مردم و شهروندان سوئدی نمی توانند در آن تصمیم بگیرند و این اصلا برای شهروندان کشور خوب نیست.

دومین سخنران خانم بودین سبالسوس از حزب محیط زیست بود که چنین گفت:

مترجم زبان اسپانیایی است و بیست سال با پناهنده کار کرده است. اصالتا سوئدی می باشد ولی به عنوان یک بی اقامت سالها در اسپانیا زندگی کرده و طعم پناهندگی را چشیده است.وی اعلام کرد که از فعالین این امنستی بوده و با همکاری حزب چپ، کلیساها و سازمانهای پناهندگی، حزب سوسیال دموکرات را مجبور کرده اند که این قانون را بپذیرد . ما فکر می کردیم طبق قوانین موقت پناهندگی همه می توانند در سوئد بمانند ولی دیدیم که خیلی از آنها از جمله ایرانیها که نزدیک به ۱۰۰۰ نفر می باشند و نزدیک به چهار تا هشت سال است که در سوئد می باشند، اقامت نگرفته اند، در زمان تنظیم این قوانین فکر نمی کردیم اینگونه شود . البته این فقط در مورد ایرانیها نیست بلکه در مورد همه پناهنده ها است. عده جدیدی توانستند با قوانین جدید اقامت بگیرند. برای کسانی که این وسط افتاده اند باید کاری کنیم که قوانین جدید، اینها را نیز در بر بگیرد.من به این مسئله حقوقی نگاه می کنم و به جای حرفهای قشنگ باید سعی کنیم قوانین را در سوئد عوض کنیم و این امر به اروپا کشیده نشود. (برای نمونه یکی از پیشنهادات اتحادیه اروپا در کتاب سبز این است که اگر کار فرمایی به پناهجوی اخراجی کار بدهد، هشت سال زندان دارد. خوشبختانه دولت سوئد ، این قانون را نپذیرفته است). این کار را از راههای مختلفی می توان انجام داد از جمله مذاکره با مدراتها.بسیاری از اشخاص هستند که با پرونده هایشان به من مراجعه می کنند و من به آنها کمک می کنم. ولی ما نمایندگان نمی توانیم نامه ای برای پرونده یک شخص بنویسیم البته اگر پرونده شاخص باشد به طوریکه پرونده های دیگر را در بر بگیرد، می توانیم به مجلس ببریم و به کمیسیون بیمه های اجتماعی فرستاده می شود. در حدود ۱۵۰ سال پیش یک میلیون سوئدی برای فقر و اجبار مذهب به آمریکا رفتند. به موجب یک سرشماری در سال ۲۰۰۰ مشخص شد که همین مقدار به سوئد آمده اند متاسفانه به این نکته فکر نمی کنند که مجددا خیلی ها رفته و یا به فکر رفتن هستند. وی در ادامه به ذکر آمار هایی از پناهندگان پرداخت و پس از آن به سوالات حضار به شرح زیر پاسخ داد:

سوال: چرا شما در پیشنهادات خود نظرات فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی و ما را مطرح نمی کنید؟

  جواب: من خودم وقتی پیشنهادی مینویسم همیشه پیشنهادات دیگران را در نظر دارم و با این صحبت شما چیز جدیدی مطرح شده که آن را در نظر خواهم گرفت.

سوال: از دولتمردانی که ایران و خاور میانه را مناطقی امن می شناسند، تقاضا می کنیم که تعطیلات تابستانی خود را در ایران، عراق و افغانستان بگذرانند و اگر برایشان اتفاقی نیافتاد بعد به ما بگویند که به آنجا برگردیم.

جواب: نماینده های زیادی هستندکه به ایران می روند و می آیند و خود من به عنوان وکیل ، قوانین ایران را مطالعه کرده ام. قوانین ایران خصوصا در قسمت مجازات اعدام بسیار خشن و غیر قابل پذیرش است. ولی من باید به یک نکته اشاره کنم که ایران یک فاکتوری است در منطقه که می خواهند با آن دیالوگ داشته باشندو این یک سیاست بین المللی است. 

سوال: چه پیشنهادی برای کسانی که از قانون موقت مانده اند و اقامت نگرفته اند دارید؟

جواب: ما پیشنهادهایی دادیم در خصوص بازماندگان قانون موقت که اگر اینها اقامت بگیرند از نظر اقتصادی توانایی تامین آنها را داریم. زیرا مخالفین اعطای پناهندگی همواره می نشینند و حساب می کنند که اعطای اقامت چقدر خرج دارد.

حضور در تجمع اعتراضی پاپر لوس:

پس از پایان سخنرانی بودین ، کلیه حاضرین در تحصن به تجمع اعتراضی پاپرلوس در میدان سرگل پیوستند. این تظاهرات در حمایت از پناهجویان مخفی و مخالفت با اخراج پناهجویان بر گزار شده بود. نسیم سحر ، کیمیا پازوکی و بودین و کله لارشون، سوسن ، لین و معاون (LO) از سخنرانان این تجمع اعتراضی بودند.

حمایت کمیته بین المللی علیه اعدام از تحصن:

منوچهر ماسوری، حمایت این کمیته را از تحصن اعلام کرد. وی اظهار داشت که کمپین گسترده ای در لغو اعدام کودکان در پیش داریم. کبری نجار و یک مرد دیگر حکم سنگسارشان تایید شده و همچنین حکم اعدام خالد هردانی . دوشنبه و سه شنبه در مینت توریت یک تظاهرات برای حمایت از این سه نفر و مخالفت با اعدام آنها برگزار میشود. از این قضیه برای نا امن اعلام کردن ایران استفاده خواهد شد.

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 3:47 |
مهمترین رویداد روز تحصن حضور توبیاس کرانتس نماینده مجلس از حزب فولک پارتی در تحصن بود که پس از سخنرانی به سوالات پناهندگان پاسخ داد. ترجمه گفتار وی توسط خانم کیمیا پازوکی صورت گرفت.

متن سخنرانی: من و فدریک مالم در کمیسیون بیمه های اجتماعی در مجلس هستیم و کارما در مورد مسایل پناهندگی و مهاجرت است. من خوشحالم که این برنامه اعتراضی را گذاشتید،  و اینکه در نظر سنجی مردم شرکت میکنید و می توانید نظر مردم را با توجه به عکسها و اطلاعاتی که وجود دارد عوض کنید. و در عوض اطلاع رسانی می کنید در رابطه با رژیمی که در ایران است، رژیمی که با جبار بودن دارد کار خود را پیش می برد. اینجا اطلاعات زیادی در رابطه با وضعیت زنان و اتفاقاتی که در روزنامه ها بوده مورد توجه جهانی را جلب کرده و من خوشحالم از این که شما و این که شما این صحبتها را در جامعه دوباره مطرح می کنید. من امیدوارم انسانهایی که از کشورهای دیگر به کشور ما می آیند احساس آرامش بکنند درست مانند شهروندان خودمان. کشور سوئد کنوانسیونهای بین المللی بسیاری را در رابطه با امور پناهندگی امضا کرده و گفته که نباید انسانها را به کشورهایی که در آنها شکنجه و زندان هست و امنیت نیست دیپورت کرد. برای من که در یک حزب لیبرال هستم مهمه که این کار انجام بشه. یک تغییر جدیدی در قوانین پناهندگی ایجاد شده و کسانی که از نظر جنسی مورد تعقیب و شکنجه قرار می گیرند و جانشان در خطراست حزب لیبرال در این زمینه بسیار کار کرده و این قانون را عوض کردند تا آنها بتوانند در سوئد تقاضای پناهندگی کنند و حق پناهندگی بگیرند. و این قانون تصویب شده است.

پروسه قدیم پناهندگی به هم خورده. زمانی که شما نامه نگاری می کردیدبه اداره اتباع بیگانه و الان دادگاهها هستند. و در این دادگاهها شخص میتواند خودش در آن حضور داشته باشد و از خودش دفاع کند. البته وجود این دادگاهها باعث نمیشود که همه اقامت بگیرند.

روشی که حزب در پیش گرفته این است که با حکومت ایران به عنوان یک حکومت ستمگر برخورد بشود. این به عنوان دیپلماسی حزب تعیین شده است. و بعد برای اینکه بتوانند دموکراسی را در ایران به وجود بیاورند از طریق حمایت از گروههای اعتراضی که در ایران هستند و کاری بکنند که موج پناهندگی در ایران کمتر شود.

سوال: اینهایی که از جریانات ایران و جنایاتی که در ایران اتفاق می افته آگاهی دارند چرا در مجلس ایران را کشوری فاشیست و نا امن اعلام نمی کنند؟

جواب: ما به صورت آشکار اعلام کردیم که ایران را یک کشور دموکراتیک نمی دانیم. و زمانی که متکی به سوئد آمده بود حزب ما اولین حزبی بود که انتقاد کرد. و آشکارا گفت که مخالف این جریان است.

سوال: بسیاری از موارد بوده که اشخاص نتوانستند در این دادگاههایی که به وجود آمده اند حضور داشته باشند. چه طور می توانند از حق خودشان دفاع کنند؟

جواب: اینکه همه نمی توانند در دادگاهها حضور داشته باشند به این خاطر است که دادگاهها هستند که تصمیم می گیرند که در کدام پرونده نیاز به حضور پناهنده در دادگاهها می شود. کیمیا پازوکی به او گفت که شما قانون را تغییر دادید و دادگاهها را به وجود آوردید که همه بتوانند از حقشان دفاع کنند. چه طور یک عده می توانند در دادگاه حاضر شوند .و چرا یک عده نمی توانند. حالا شما به عنوان یک سیاستمدار برای این موضوع چه کار می خواهید بکنید؟ او در جواب گفت که: این قوانین قطعا ارزشیابی می شود و ما می توانیم نظرات شما را به عنوان نظر سنجی در این ارزیابی مطرح کنیم.

سوال: چرا وقتی که قانون موقت تصویب شد و قرار شد که به خانواده های بچه دار اقامت بدهند چه طور شد که به همه پناهجویان گفتند که خود را به اداره مهاجرت معرفی کنند. اگر قرار بود اقامت به مجردها تعلق نگیرد اساسا چرا اعلام شد که خود را معرفی کنند. کسانی که جدیدا به سوئد آمده اند و پرونده هایشان به دادگاهها رفته، توانسته اند در دادگاه حضور داشته باشند و خیلی از آنها اقامت گرفته اند. اما همان کسانی که از قانون موقت مانده اند و پرونده به دادگاه هم می رود اجازه حضور در دادگاه را ندارند و اکثرا منجر به حکم اخراج می شود و این عادلانه نیست.

جواب: متاسفانه وقتی یک سیستم عوض میشود به سیستم دیگر، یک عده هستند که می بازند. این تغییر سیستم باعث میشود که آدمهایی این وسط گیر می کنند. و مهم این است که من این حرفها را می شنوم و در حزب مطرح می کنم.

سوال: آیا شما دستگیریها، ضرب و شتمها و شکنجه های زنان و کودکان در ایران خبر دارید؟ این حقوق بشری که در ایران هست کجاست؟ و ما به چه کسی می توانیم این درد خودمان را بگوییم؟

جواب: در نظر من کشور ایران کشور دیکتاتوری است و در آن حقوق زنان، کودکان و همجنسگرایان رعایت نمیشود و در آن نقض حقوق بشر صورت می گیرد. و حتی به عنوان یک فاکتور می تواند در منطقه و کل جهان خطرناک باشد. من و دیگر نماینده ها به عنوان یک نظر سنجی نظرات شما را با خود به مجلس خواهیم برد و مطرح خواهیم کرد و تلاش می کنیم که ایران را به عنوان یک کشور دیکتاتوری مطرح کنیم.

سوال: شما که مخالف ورود متکی به سوئد هستید می توانید در مجلس با دیگر احزاب که قدرت تصمیم گیری در مجلس دارید باعث شوید که این مورد تکرار نشه. اینها نماینده مردم ایران نیستند و در ایران کشتار می کنند. و مبارزات گسترده ای که در ایران علیه رژیم شکل گرفته شما می توانید به آن کمک کنید و این از طریق دعوت کردن دولتمردان ایران به اینجا نمی باشد.

جواب: شاید تعجب کنید از اینکه ما تنها حزبی بودیم که مخالف ورود متکی به اینجا بودیم ولی ما تنها بودیم. ما می گفتیم وقتی که دولتی مثل سوئد متکی را دعوت می کند دولت ایران میتواند از آن استفاده تبلیغاتی کند. و ما می توانیم به جنبشهای کارگری و گروههایی که اعتراض می کنند کمک بکنیم برای برقرای دموکراسی در ایران. و هر حزبی می توانند هم حزب خود را در ایران پیدا کرده و از آن حمایت کند.

و در جواب این سوال که چه طور می توانید به ما کمک کنید گفت: شما باید اطلاعات زیادی در مورد ایران در اختیار ما قرار دهید مثلا همین امروز من چیزهای زیادی یاد گرفتم که به مجلس ببرم.

سوال: چگونه یک دولت مترقی و مخالف نقض حقوق بشر می تواند چشمش را بر روی جنایاتی که در ایران اتفاق می افتد ببندد و روابط اقتصادی دوستانه با آن برقرار کند. اینها مطمئنا اطلاعاتشان بیشتر از ماست و این سوال همه ایرانیان داخل و خارج کشور است.

ما چشممان را نمی بندیم ما اختناق را می بینیم و ما این اختناقی که در ایران هست در مقالات در روزنامه ها می آوریم. یکی از فشارهایی که میتوانیم بیاوریم این است که که ایران نباید سلاح اتمی داشته باشه چون که یک تهدیدی میشود برای کشورهای منطقه و ما روابط دیپلماسی داشتن با ایران در سطح بالا و آمدن متکی به سوئد را نمی پذیریم بلکه باید در سطح پایینتری این روابط وجود داشته باشد. ولی خواستار بایکوت اقتصادی نیستم چون مردم ایران لطمه می خورند. ولی کیمیا پازوکی عنوان کرد که منظور سوال کننده بایکوت سیاسی است نه بایکوت اقتصادی که در جواب بایکوت سیاسی را تایید کرد.

سوال: در خصوص نا امن بودن ایران صراحتا نظر خود را اعلام نمایند. دولت سوئد کاملا برخلاف موازین حقوق بشر با پناهجویان رفتار می کند در صورتی که ماده ۲۳ قانون اساسی بخش حقوق و آزادیهای اساسی تصریح دارد که با کسانی که در سوئد زندگی می کنند باید طبق موازین حقوق بشر رفتار شود.

ضمنا آیا به راحتی می توان این حرف را زد که به موجب تغییر قانون یک عده ای میسوزند آیا در مورد یک عده انسان به راحتی می توان چنین اظهار نظری کرد.

جواب: صریحا می گویم که رژیم ایران دیکتاتوری است. من به عنوان یک سیاستمدار در رابطه با تغییر قوانین می توانم کار کنم و نظرات شما را به پارلمان ببرم.

در جواب این در خواست که سفارت ایران باید بسته شود گفت من این نظر را ندارم باید جایی وجود داشته باشد که بتوانیم گفتگو داشته باشیم. باید روابط در یک سطح معمولی داشته باشیم. 

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 3:37 |
این تحصن در روز دوشنبه ۱۱ ژوئن با شرکت جمعی از پناهجویان و فعالین امور پناهندگی در چادر بزرگی  در میدان سرگل فعالیت خود را آغاز نمود که طی آن به جمع آوری امضاء از مردم پرداخته شد. تارنمای پناهجویان سوئد در نظر دارد که تا پایان این تحصن به تهیه گزارش از وقایع مهم این تحصن بپردازد. گزارش روز اول به شرح زیر است:

   عبدالله اسدی...

 اولین سخنران این برنامه بود . وی با اشاره به عکسهایی که از ضرب و شتم جوانان در ایران حکایت می کند این چنین می گوید:دلیل این ضرب و شتمها تنها داشتن آستین کوتاه و یا بیرون بودن موی سر خانمها و از این قبیل مسایل بوده است . اوج بی احترامی به انسان در ایران می شود ولی یک عده می گویند که اینها سیاسی هستند.  مگر جمهوری اسلامی چیزی برای کسی باقی گذاشته که مردم سیاسی نباشند .در این مملکت همه چیز سیاسی است. چرا سیاسی نیست وقتی دختری را به خاطر موی سرش گرفتند و زیر لگد له می کنند. چرا آفتابه انداختند گردن آن پسر و اوج بی احترامی را در خیابان به او می کنند . آیا اینها سیاسی نیست؟ برای ما مهمه از حرمت انسانهایی دفاع بکنیم که با هزاران مشکل وارد این مملکت شدند . اینجا به آنها جواب نمی دهند و آنها را به رسمیت نمی شناسند ، باید هفت خوان رستم را طی کنند تا مشکلات واقعی خودشان را ابراز کنند و به رسمیت بشناسندشان . این همه درد و رنج، اما  وزیر مهاجرت دولت سوئد به خاور میانه رفته و گزارش داده که در آنجا صلح و آرامش هست . در کجا ؟ در افغانستان ،در ایران یا شمال عراق ؟ ما نمی خواهیم کاری کنیم که همه مردم ایران بیایند و در اینجا زندگی کنند . ما هیچ وقت نگفتیم همه مردم ایران دارند فرار می کنند ولی از ۷۲ میلیون نفر که در ایران زندگی می کنند روزی هزار نفر به دست جلادان اسلامی به دلایل مختلف دستگیر و بازداشت و زیر شکنجه قرار می گیرند و بزرگترین جریمه برایشان صادر می کنند در این صورت مردم فرار میکنند و با خودشان فکر می کنند که وقتی از ایران فرار می کنند در سوئد خیلی بهتر می توانند زندگی کنند . با خود می گویند آیا من حق ندارم، آیا من بشر نیستم. من هیچ تفاوتی با مردم اروپا ندارم. فلسفه وجودی فدراسیون ما برای دفاع از انسان و حقوق بشر است نه چیز دیگر. بشری که امروز می بینیم در ایران حقوقی ندارد، نه زن نه مرد و نه کارگر. کارگر را زیر لگد له می کنند . کارگری که میگه شش ماهه حقوق نگرفتم کجا برم اعتراض کنم . میرم جلوی وزارت کار میگیرند ، می کشند ، بیرونم میکنند ، اخراجم می کند، بعد هم بچه ام نون نداره که بخوره. ما بیشتر از همه دردو رنج مردم را می فهمیم و ازآنها دفاع می کنیم.همه ما گرفتاریم و  جای طرح گرفتاریها اینجاست.

چه کسانی می توانند مساله پناهندگی را سرپرستی کنند، خود پناهجویان، دوستانشان و کسانی که سالهاست در اینجا دارند زندگی می کنند و کسانی که دلشان برای پناهنده ها می طپد.

ما باید به دنبال روشهای مختلف باشیم، اگر در یک روش موفق نشدیم باید به دنبال راه یا روش دیگری باشیم باید کاری کنیم که به حرف ما گوش بدهند اگر ساکت باشیم به ما توجه نمی کنند. من انتظارم اینه که همه دراین تحصن حضور داشته باشند.

 برای تاثیر بیشتر نشریه سوئدی تهیه کردیم که زحمت بسیاری برده من هم نامه ای به وزیر مهاجرت سوئد نوشتم. نامه ای اعتراضی به اداره مهاجرت تنظیم کردیم که به امضای همگان برسد و امیدواریم که با این نامه چشم دولت سوئد به مشکلات باز بشه.  اداره مهاجرت این موضوع را به ما عنوان کرده  که احتمالا در مورد پناهندگان ایرانی تصمیم مثبتی گرفته خواهد شد و وجود  این فعالیتهاست که باعث میشه این تصمیمات را بگیرند و این همه پناهنده را اخراج نکنند

ما به ایمیل کلیه احزاب، مطبوعات و... همه نامه های اعتراضی و نشریه را ارسال کردیم.

دیروز یا پریروز با رادیویی صحبت می کردم، می گفت آقا همه دارند می روند ایران، خودشان شرکت نمی کنند. من به او گفتم آیا درسته که  تو هم مثل جمهوری اسلامی و دولت سوئد بزنی تو سر پناهنده و او را له کنی؟ مگر چه گناهی کرده ؟  آیا باید حکم اعدام براشون صادر بشه و جنازه شون بیاد سوئدکه باورشون بکنید.

فردا ساعت ۵ بعد از ظهر احزاب به اینجا میایند کله لارشون از حزب چپ و فردریک مالم از فولک پارتی خیلی مهمه که تعداد پناهجویان زیاد باشد.

در ادامه برنامه،رحیم یزدانپرست اظهار داشت که ما باید کاری کنیم که این چادر پر بشه این عکسها تاثیر گذار هستند. و این وظیفه ماست که تبلیغات انجام بدیم و مردم را جمع کنیم. من می خواهم بگویم هر زمان که دیکتاتوری، شکنجه و زندان هست، فرار هست و هر زمان که فرار هست سیاست پناهنده پذیری سخت می شود. تا زمانی که سیاست پناهنده پذیری سخت میشه باید مبارزه کرد. اگر مبارزه نبود وضعیت از این سختتر بود.

جا دارد از بنتی محمدی به خاطر اشعار زیبایی که در اختیار ما گذاشته است تشکر کنیم. بنتی فعال امور زنان است، او یکی از دلسوزترین حامیان پناهندگان است.

یکی از اشعارش را با هم مرور می کنیم:

غریبه

غریبه، دلت گرفته می دونم/ همه دنیا سرابه می دونم/ تن تو تشنه تر از خاک کویر/ تو سینه ات پر آهه می دونم/ غریبه، ای سوخته خورشید عشق/ تار و پود تو گسسته می دونم/ میون غنچه پاک قلب تو/ خنجر رفیق نشسته می دونم/ می رسه از گرد راه گلوله سربی/ فقط عشقه که دنیا رو می گیره می دونم/

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 4:42 |

                                        

کیست که محسن رضایی را نشناسد. ژنرال جوانی که زمانی به جنگ پشه رفت. زمانی با آفتابه زرین به آبیاری باغ مجمع تشخیص مصلحت نظام پرداخت. البته در این راه نعلینهای رفسنجانی را به پا می کرد و چنان می دوید، که حتی مادرش با نگرانی فریاد می زد: سبزوار! بپا نیفتی تو حوض. البته منظور مادرش حوض سیاست بود، اما چه سود که دیگر دیر شد و سبزوار چنان با ملاج خود در آب فرو رفت که دیگر بیرون آوردنش کار حضرت فیل بود. از پناهندگی دل خوشی ندارد. به دو دلیل: یکی جنگ تحمیلی، که خودش آن قدر به آتشش فوت کرد که دچار مشکلات عدیده جسمی از جمله تنفسی و ... شد ولی به موجب آن استکبار جهانی به ایرانیان پناهندگی می داد. دلیل دیگر پناهندگی پسرش به آمریکا بود که آن هم دردی جانگداز و جانکاه بر دردهای دیگرش افزود. آیا در کل دنیا می توان شخصی را یافت که تا این حد از پناهنده و پروسه پناهندگی رنج دیده باشد.   

پس بر آن شد باز هم برای رزم آماده شود( یکی مرد جنگی به از صد  هزار )، البته چون دیگر حال و حوصله لشکر کشی نداشت، بازتابش را مامور عملیات ایذایی و تخریب و از این قبیل کرد.

بازتاب هم به فرموده عمل کرد و چنان گزارش مفصلی از وضعیت پناهجویان در اروپا تهیه کرد که در نوع خود ( متاسفانه یا خوشبختانه ) نظایر فراوان دارد و صد البته اشکالات فراوان.

اول: قبلا تحقیقات مفصلتری در این خصوص صورت گرفته است. و آنها بسیار مفصلتر، دقیقتر و در عین حال بی ادعاتر از این تحقیق به موضوع پرداخته اند. برای نمونه عزیز فولادوند مقاله ای تحقیقی با عنوان ( کنکاشی پیرامون حق پناهندگی و التزامات ورود به جبهه جهانی پناهندگی ) را نوشته که این مقاله در سایت دیدگاه درج شده و قابل بازبینی است.  

دوم: صالح زمانی که برای تهیه گزارش تحقیقی به بهشت پنهان(اروپا) آمده، آنقدر حواسش پی حوریان بهشتی، جویهای شراب و... بوده که یادش رفته، حاج سبزوار مساله چه قدر براش جدیه. همین طور نشسته جلوی رایانه، بدون هیچ مصاحبه، یا تحقیقات میدانی با سرچ گوگل اطلاعاتی سرهم کرده و به خورد حاجی و بازتابش داده. البته صالح میدونه که حاجی مرد جنگه، مرد مطالعه و تحقیق نیست که به راحتی متوجه گند زدنهای اون در گزارش آبکیش بشه. یکی نیست بگه مرد حسابی وقتی میگی: ( اما عامل مهم و همیشگی که همواره وجود دارد در واقع تاکید غیر واقعی بر عدم رعایت حقوق بشر در ایران است... جمهوری اسلامی از نظر این کشورها سرزمینی امن محسوب می شود. ) و تو همون پاراگراف بعد از یکی، دو تا جمله میگی: ( و اگر هم کسانی در ایران در نا امنی به سر ببرند افرادی هستند که به فعالیتهای مدنی و حقوق بشری می پردازند... ) خودت داری حرف خودت رو نقض می کنی. 

سوم: من به صالح حق میدم چون حتما به وبلاگ حاج سبزوار به آدرسrezaee.ir یه سری زده و خاطراتش رو خونده. مخصوصا اون جایی که حاجی میگه:( در همان جا با کتابهای علمی آشنا شدم و به مسائل فیزیک علاقه مند شدم. یک کتاب بزرگی به نام ماده زمین و آسمان نوشته آقای ژرژ هاوون بود که در ایران ترجمه شده بود من برای فهم هر صفحه روزانه ۵ ـ ۶ ساعت در همان کتابخانه انباری مسجد وقت می گذاشتم. ۷ ـ ۸ ماه این کتاب دستم بود و با آن ور می رفتم چون خیلی علاقه داشتم. )

چهارم: گیرم حاجی هر صفحه که میخواد بخونه ۵ ـ ۶ ساعت طولش میده تو که محققی باید بدونی که وقتی خبری یا نقل قولی میاری آخر جمله باید رفرنس دقیق منبع رو بیاری نه اینکه وقتی همه چی رو سر هم کردی آخرش چند تا منبع بیاری که معلوم نیست در کجا از اونا استفاده کردی.

پنجم: اگه یه کم دیگه به جای اینکه حواست به حوریا و جویهای شراب و... باشه، به آزادیهای مدنی و سیاسی اروپا هم توجه می کردی، این چیزارو نمی نوشتی. من پناهجو که تو این کشور یک خارجی هستم وقتی که اعتراض می کنم، عوض اینکه من رو به زندان اوین، رجایی شهر، دیزل آباد و امثال اینها ببرند، نماینده مجلس میاد و به سوالهای من جواب میده. مسئول اداره مهاجرت میاد و جواب میده. به من که اقامت اینجا رو هم ندارم حق برگزاری تجمع میدن. ولی آیا تو مملکت خودم این شرایط هست؟

خودت، حاج سبزوار و بازتاب هم میدونین که اینطور نیست. بلایی که سر کارگرا، معلما، دانشجوها و همه  به خاطر اعتراض و تجمع اومده همه دیدن.

اینجا هم واقعا به قول خودتان بهشت است. ( دقیقا مصداق یک تکیه کلام عامیانه: بهشت آنجاست که آزاری نباشد کسی را با کسی کاری نباشد ) یعنی امر به معروف و نهی از منکر وجود نداره که یه سری به لباس پوشیدن و غذا خوردن و مسائل خصوصی زندگی مردم کار داشته باشن. پس تا وقتی که در رو اون پاشنه میگرده ایران بیا نیستیم. 

بابک فرهمند

     

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 و ساعت 5:31 |
                                              

وقتی سخن از روش دولت سوئد در برخورد با پناهجویان به میان می آید، چنین می شنویم

الف . ظرفیت اقتصادی این کشور محدود است و بیشتر از این نمی تواند پناهنده بپذیرد

ب . کشور کوچکی است و گنجایش آن برای پذیرش انبوه پناهجویان اندک است

 ج . پناهجویان پس از گرفتن اقامت از کار کردن در این کشور خودداری و به کمک هزینه پرداختی دولت اکتفا میکنند

 د . بزه کاری در میان خارجی ها بسیار است و دولت نمی خواهد بر آن بیافزاید

به جرات می توان گفت که جواب اکثر هموطنان ما و حتی بسیاری از پناهجویان به سیاست پناهنده پذیری سوئد پاسخهایی از این قبیل است . آیا به این نکته توجه کرده ایم که با این برخورد دوش به دوش همراه با دموکراتهای سوئد و ناسیونال دموکراتها و دیگر گروههای نژادپرست ناخواسته شعارهای خارجی ستیزانه سر میدهیم؟ این بینش که شاید حاصل یک بار قدم زدن در میدان رینکبی یا تنستا باشد، مبتنی بر یک آمار گیری دقیق از میزان بیکاری خارجی ها یا بزه کاری آنان نیست، که منتهی به چنین اظهار نظرها یا پاسخهای ما به این سوال باشد ما روند پناهنده پذیری کشور سوئد را از بعد دیگری نیز می توانیم بررسی کنیم. شهروندان سوئد دستاوردهای تاریخی مهمی دارند که در حفظ و پاسداشت آنها بسیار حساس و دقیق هستند. یکی از این دستاوردها قانون اساسی سوئد است. تکامل و رشد آزادیهای سیاسی، آزادی مطبوعات و در نهایت رشد اقتصادی این کشور مرهون رعایت قانون اساسی آن میباشد. شاید لازم باشد به ماده 23 قانون اساسی از فصل دوم، حقوق و آزادیهای اساسی، اشاره ای داشته باشیم که میگوید: قانون و سایر مقررات وضع شده نباید در تضاد با تعهداتی باشد که سوئد به استناد کنوانسیون اروپا، در زمینه ی تامین حقوق بشر و آزادیهای اساسی پذیرفته است پس مجلس و دولت و ادارات دولتی به موجب این ماده در تنظیم کلیه قوانین ، آیین نامه ها، بخشنامه هاو کلیه تصمیمات متخذه مکلف به رعایت مواد حقوق بشر می باشند. اینجا به موادی از حقوق بشر که ناظر به وضعیت ما پناهجویان است و حقوقی را برای ما به رسمیت شناخته، اشاره می کنیم ماده 2 : هرکس میتواند بی هیچگونه تمایزی به ویژه از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دین، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین منشا ملی یا اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر وضعیت دیگر، از تمام حقوق و همه آزادیهای ذکر شده در این اعلامیه بهره مند گردد

ماده6: هر کس حق دارد که شخصیت حقوقی اش در همه جا به رسمیت شناخته شود

ماده 9: هیچ کس را نباید خودسرانه توقیف، حبس یا تبعید کرد

ماده13:بند1 . هر شخص حق دارد در داخل هر کشور آزادانه رفت و آمد کند و اقامتگاه خود را برگزیند بند2: هر شخص حق دارد هر کشوری از جمله کشور خود را ترک کند و یا به کشور خود بازگردد ماده 14: بند1. در برابر شکنجه، تعقیب و آزار هر شخصی حق درخواست پناهندگی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای دیگر را دارد

 بند 2: در موردی که تعقیب واقعا در اثر جرم عمومی و غیر سیاسی یا در اثر اعمالی مخالف با هدفها و اصول ملل متحد باشد، نمی توان به این حق استناد کرد

 ماده 23: بند 1. هر شخص حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه برگزیند، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در برابر بیکاری حمایت شود

برای اطلاعات بیشتر می توانید به اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب 10 دسامبر 1948 مراجعه فرمایید همانطور که در مواد حقوق بشر ملاحظه کردید در شروع جملات از عبارتهای: هر شخص حق دارد، هیچ کس را نباید استفاده شده است و هیچ قیدی که بخواهد پناهجویان یا خارجی ها را از شمول این مواد مستثنی کند وجود ندارد. قانون اساسی سوئد هم به رعایت حقوق بشر در تنظیم قوانین و تصمیمات دولت تاکید کرده است در نتیجه رفتار با پناهجویان مغایر با قانون اساسی است. ادامه این روند ظهوری ناخجسته است که خیز برداشتن دولت در تعرض به قانون اساسی که تضمین کننده حقوق اساسی و اولیه شهروندان سوئدی است را شدت می بخشد.چنانچه گروهها و احزاب خارجی ستیز در اعلامیه های خود کاملا در مخالفت آشکار با مواد 22و 23 فصل دوم قانون اساسی جهتگیری می کنند، تا جایی که از لغو اقامت خارجی های مقیم سوئد و اخراج آنها دم میزنند. متاسفانه نه تنها عکس العمل متناسبی از جمله اخطار قانون اساسی یا انتشار بیانیه رسمی از جانب دولت در برابر اینگونه اظهارات مشاهده نمی کنیم، شاهد پرداخت کمک مالی و حمایت از جانب دولت راستگرا به ایشان هستیم از کلیه پناهجویان و مردم علاقه مند به حفظ و پاسداشت حقوق انسانی تقاضا می کنیم در تحلیل امور پناهندگی به حقوق اولیه انسانی هم نظری داشته باشند. تعرض به حقوق اولیه یک پناهجو، تعرض به حقوق اولیه و اساسی همه ماست و شاید سرآغازی ناخجسته بر گامهای دیگر قدرت در زیر پا نهادن این حقوق به طریق آرام و خزنده . بیایید با حضور پرقدرت در تحصن بر رعایت حقوق خود از جانب دولت سوئد پافشاری کنیم

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 و ساعت 20:49 |

با تمام نیرو به تحصن بزرگ پناهجویان ایرانی در شهر استکهلم بپیوندید
از 11 یونی تا 16
این پناهجویان همنوع شما هستند و از همان کشوری آمده اند که شما چند سالها پیش آمده اید
دلایل پناهندگیشان هم همان است که ما و شما و دیگران را به اینجا رسانده است
تعلق سیاسی، باور مذهبی، گرایش جنسی، تبعیض برحسب جنسیت، تعلق قومی، قوانین مردسالار و ضد زن، تجاوز جنسی، محرومیت اجتماعی، حجاب اجباری، تحقیرو هتک حرمت، دستگیری و زندان، شکنجه های وحشیانه، سرپیچی افراد از اجرای قوانین ظالمانه در نهادها و ارگانهای دولتی، قوانین سخت خانواده، قوانین قصاص، اعدام و محاکمات ظالمانه و در یک کلام فضای سرکوب و اختناق و ناهنجاریهای اجتماعی و هزار و یک درد دیگر از جمله دلایلی هستند که زنان و جوانان از ایران را وادار به ترک کشور کرده و هر روز دهها درد و مشکل دیگرنیز به زندگی جهنمی آنها در ایران افزوده میشود
اگر امروز دولت سوئد چشمش را برروی تمام حقایقی که در ایران میگذرد بسته است، حق کار و زندگی پناهجویان را پس میگیرد، هزینه ناچیزی که به آنها تعلق میگرفت را قطع میکند و از خدمات درمانی و امکانات پزشکی محرومشان می کند! افکار عمومی جامعه سوئد و جنبشی که 15 نوامبر را به وجود آورد به علاوه ایرانیانی که به دلایل فوق به اینجا آمده و با پوست و گوشت خود آن فشارها را لمس کرده اند چشمانشان رابرروی آنچه که در ایران میگذرد نمیبندند
در اعتراض به آنچه که بر پناهجویان ایرانی میگذرد از روز دوشنبه 11 ژوئن (یونی) در میدان سرگل مقابل کلتورهوست چادر بزرگی بعنوان محل تحصن بطور 24 ساعته با امکانات لازم دائرخواهد شد. به علاوه همه روزه از ساعت 5 تا 8 شب در این چادر جلسات گفت و شنودی از سوی نمایندگان احزاب دردولت سوئد و نمایندگانی از سازمانهای غیر دولتی با پناهجویان برگزار خواهد شد. باید در طول این چند روز میدان مرکزی شهر استکهلم را به کارزاری بزرگ برعلیه جمهوری اسلامی و سیاست ضد پناهندگی دولت سوئد تبدیل نمائیم. حول خواسته های زیر با ما دست همکاری دهید وبا تمام نیرو به حمایت و پشتیبانی ازاین پناهجویان بشتابید.
الف . هیچ پناهجویی نباید به ایران دیپورت شود
ب . به همه پناهجویانی که برطبق قانون موقت 15 نوامبر برای چندمین بار، پاسخ منفی گرفته اند اقامت دائم داده شود
ج . با توجه به تشدید سرکوب و اختناق در ایران، هر نوع مانعی در مورد پذیرش پناهجویان ایرانی باید برداشته شود

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – سوئد
بیست و نهم مای 2007

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 و ساعت 15:26 |

دعوت از احزاب پارلمانی و سازمانهای غیر دولتی در سوئد
به اطلاع میرسانیم که پناهجویان ایرانی از روز دوشنبه 11 تا 16 ژوئن در شهر استکهلم به مدت یک هفته بطور شبانه روزی دست به تحصن خواهند زد. این پناهجویان از هم اکنون برای آگاه کردن افکار عمومی جامعه سوئد تبلیغات وسیعی را شروع کرده اند
سخت گیری در مورد پذیرش پناهجویان درسوئد به یک معضل مهم تبدیل شده است. در حدود هزارنفر از آنها پناهجویانی هستند که 4 تا 8 سال است در سوئد زندگی میکنند و طی این مدت هرکدام چندین بار از اداره مهاجرت درخواست مجدد کرده و از سوی این اداره پاسخ منفی گرفته اند. بعلاوه هزینه بسیاری از آنها قطع شده، پروندههایشان به پلیس فرستاده شده و خدمات درمانی نیز به آنها تعلق نمی گیرد. پناهجویانی که شامل قانون موقت پناهندگی نبوده اند و یا جدیدا به سوئد آمده و درخواست پناهندگی میکنند با همان سرنوشت روبرو هستند.
امروز دیگر هیچکس نیست که به وضعیت واقعی مردم در ایران ناآشنا باشد. اگر کسی در طول دو ماه اخیر اخبار ایران را تعقیب کرده باشد، میداند که گروههای سرکوب چگونه به جان زنان و جوانان به دلیل بدحجابی افتاده اند. در ایام تابستان صدها هزار زن و مرد فقط بخاطر عدم رعایت پوشش اسلامی کتک میخورند، زندانی میشوند، جریمه میگردند و به آنها توهین و بی احترامی میشود.
اینها فقط بخشی از دلایل فرار مردم از ایران است. در ماه رمضان سیگار کشیدن در خیابان ممنوع است. زنانی که رابطه خارج از ازدواج میگیرند احکام اعدام دریافت میکنند. بعلاوه به هنگام جدایی حق حضانت و سرپرستی فرزندشان را ندارند. دسته ها و گروههای سرکوب هر روز به دهها مورد به عروسی و جشن تولد مردم که جز خصوصیترین امر آنها محسوب میشود حمله میکنند و بدلیل رقص و شادی، نوع لباس پوشیدن و خوردن مشروب دهها نفر را زندانی و یا جریمه سنگین مینمایند. کارگرانی که در اعتراض به حقوق معوقه شان در مقابل ادارات دولتی جمع میشوند، بشدت سرکوب میگردند. زندانیان سیاسی را زیر بدترین شکنجه های روانی و جسمی فرسوده مینمایند. روزانه دهها و صدها مورد عکاس، روزنامه نگار و هر کسی که دوربینی در دست داشته باشد بازداشت و داراییش ضبط و توقیف می شود
سرکوب و اختناق سیاسی زندگی عادی مردم را در ایران مختل کرده است. به گزارش سازمان عفو بین الملل فقط در سال جاری 72 نفر در ایران اعدام شده اند
به همین دلیل سیاست پناهنده پذیری دولت سوئد در قبال ایرانیان، یک سیاست بغایت غیر انسانی میباشد با توجه به نکات فوق موضوع تحصن پناهجویان در استکهلم، دلایل فرار آنان و سیاست پناهنده پذیری دولت سوئد در قبال پناهجویان ایرانی میباشد
زمان: 11 تا 16 ژوئن
مکان: استکهلم میدان سرگل مقابل کولتور هوست Kulturhuset در یک چادر بزرگ
سخنرانی: از روز سه شنبه 12 تا 16 ژوئن هر روز با 2 الی 3 تن از نمایندگان احزاب و سازمانهای دعوت شده از ساعت 17 تا 20
همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – سوئد
پانزدهم ماه مه 2007

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 و ساعت 15:24 |

در سراسر سوئد آماده شوید تا در تحصن بزرگ در شهر استکهلم شرکت نمایید. این تحصن از روز دوشنبه 11 تا 16 ژوئن در میدان مرکزی شهر استکهلم به طور شبانه روزی برگزار خواهد شد. همانطور که در جریان هستید 1400 پناهجوی شمال عراق و همچنین پناهجویان افغان که به آنها نیز اقامت یک ساله داده بودند، سرنوشتی همچون پناهجویان ایرانی پیدا کرده اند. به عراقیها گفته اند که باید برگردند و در این دوره اقامت یک ساله افغانها را نیز تمدید نکرده اند. نکته مهمتر آنکه سیاست دولت سوئد برای اخراج پناهجویان با توسل به زور با شکست کامل روبرو شده است. تصمیم به پرداخت 20 هزار کرون برای هر پناهجو که داوطلبانه کشور را ترک نماید، نشان شکست سیاست اخراج با توسل به زور است. با توجه به وضعیت فوق تحصن پناهجویان ایرانی از 11 تا 16 ژوئن باید در بر گیرنده شرکت وسیع همه پناهجویانی باشد که از جای جای دنیا آمده اند. به علاوه باید توجه افکار عمومی را به این تحصن جلب کرد و به طور گسترده سازمانها و نهادهای دفاع از حقوق پناهندگی را در آن درگیر نمود. در طول این یک هفته باید میدان مرکزی شهر استکهلم و چادر بزرگی که در آنجا دائر خواهد شد را به مکانی پر قدرت برای اعتراض به سیاست دولت سوئد در برخورد به حقوق پناهندگی تبدیل کرد. برای شرکت و سخنرانی، علاوه بر همه احزاب پارلمانی سوئد از اداره مهاجرت و همه سازمانهای دفاع از حق پناهندگی نیز دعوت خواهد شد. دامنه گسترش این تحصن در درجه اول در گرو شرکت وسیع خود پناهجویان در سراسر سوئد در جهت یک سازماندهی خوب برای اداره امور تحصن، تبلیغ و تدارک وسیع آن می باشد
رئوس کلی
الف. از هم اکنون و تا زمان برگزاری تحصن در همه کمپها و شهرهای سوئد لازم است نامه ای که در همین مورد برای دولت سوئد تهیه و تنظیم شده است به امضاء هزاران نفر رسیده باشد. در طول تحصن نیز این کار در ظرفیتی بالا و در دسته ها و گروههای مختلف صورت خواهد گرفت
ب. یکی از برنامه ریزیهای این کمپین، گرفتن وقت مذاکره با وزیر مهاجرت و یا هیاتی از دولت سوئداست که در این مذاکره ضمن توضیح وضعیت ایران و دلایل فرار مردم، مشکلات واقعی پناهجویان بویژه 1200 پناهجوی ایرانی که از 4 تا 8 سال است در سوئد زندگی می کنند ضمن در اختیار گذاشتن این امضاها به عنوان خواسته اصلی پناهجوی ایرانی و اینکه هیچ پناهجویی نباید به آن کشور بازگردانده شود پافشاری خواهدشد
ج. در همین زمینه لازم است هزاران بیانیه که مشکلات واقعی پناهجویان را منعکس می کند، در میان مردم توزیع شود. تصمیم فدراسیون این است که یک شماره ویژه نشریه سوئدی به این کمپین اختصاص دهد و در ابعاد وسیعی آن را توزیع نماید
د. برای آگاهی هر چه بیشتر از وضعیت ایران و پناهجویان ایرانی و نظرخواهی از احزاب پارلمانی سوئد ضمن دعوت از همه احزاب پارلمانی برای سخنرانی و پاسخگویی به سوالات پناهجویان از اداره مهاجرت، سازمان عفو بین الملل، صلیب سرخ، کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در استکهلم و بسیاری از سازمانها و نهادهای طرفدار حقوق پناهندگی در سوئد دعوت خواهد شد
ه. هر روز از ساعت 17 تا 20 در محل تحصن با احزاب و سازمانهای دعوت شده به مدت سه ساعت گفتگو خواهد شد
و. تا آنجایی که به دخالت و شرکت وسیع جامعه ایرانی در تحصن برمی گردد، لازم است خود پناهجویان از هم اکنون به ویژه در شهر استکهلم در این رابطه از طریق رادیوهای محلی و سراسری فارسی زبان، رفتن به محل انجمنهای سیاسی، فرهنگی و هنری و جشن و جلسات ایرانیان برای شرکت گسترده آنها در این تحصن تبلیغ نمایند
هر حزب و جریان ایرانی که خود را در سرنوشت و آینده ایران دخیل می داند و دفاع از حق پناهندگی را امر و وظیفه خود تعریف میکند، تریبون این تحصن بیست و چهار ساعته در اختیارشان خواهد بود. به علاوه فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد از همه رادیوهای محلی فارسی زبان که به امر دفاع از حقوق پناهندگی علاقه مند هستند، انتظار دارد از هر طریق ممکن کمپین دفاع از حق پناهجویان ایرانی را منعکس کنند و توجه افکار عمومی را به آن جلب نمایند
ایرانیان مقیم گوتنبرگ غذا و امکانات تحصن یک هفته ای در ماه فوریه را کاملا تامین کردند، انتظار می رود در تحصن استکهلم نیز این تجربه به مراتب وسیعتر تکرار گردد
ز. هزینه تحصن بسیار بالاست. باید تلاش کنیم که از طریق جمع آوری کمک مالی و برگزاری جشن و غیره هزینه تحصن را تامین کنیم
از همه پناهجویان که در هر شهر و کمپی که هستند خواسته می شود با دریافت این اطلاعیه با ما تماس بگیرند تا در مورد چگونگی پیشبرد کار این کمپین، شرکت در آن و امکاناتی که به آن اختصاص می یابد حرف بزنیم و هماهنگی لازم را ایجاد نماییم
همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی 15 آوریل 2007
تماس با عبدالله اسدی
تلفن دستی: 0737178819
تماس با مجید حمیدیان
تلفن دستی: 0739096603

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 و ساعت 15:21 |

این مصاحبه در تاریخ 30 مای 2007 در رادیو همسفرتوسط نوید آزادی مسئول محترم این رادیو انجام شد. نظر به اینکه مصاحبه طولانی می باشد متن خلاصه شده آن جهت استفاده پناهجویان عزیز در زیر آورده می شود
آنیتا دوراسیو: ما در سال 1986 آسیل کمیته راتشکیل دادیم، با پناهنده ها کار می کنیم. در دهه هفتاد با پناهندگان ویتنامی کار می کردیم. و به آنها کمک می کردیم. در حال حاضر سیاست پناهنده پذیری سوئد نسبت به چهل سال پیش تغییر کرده است، کسانی که قبلا اقامت می گرفتند اگر الان می آمدند، نمی توانستند اقامت بگیرند. در مقابل سوال نوید آزادی که پرسید چرا چنین شده است؟ اینطور توضیح می دهد: از سال 1987 به بعد سیاست دولتهای سوئد این بوده که حق پناهندگی را تنگتر کنند و کمتر اقامت بدهند. دولت سوئد همراه با کشورهای اتحادیه اروپا دیواری به دور خود کشیدند و حق پناهندگی را پایین آوردند و عوض اینکه طبق کنوانسیونهای بین الملی که سوئد امضا کرده به پناهنده ها اقامت بدهند کشور خودشان را از پناهنده حفظ می کنند. از تعداد زیادی از کشورهایی که جنگ بوده پناهنده پذیرفته و به همان اندازه یا بیشتر از کشور اخراج کرده است. دهه 1980 که ایرانیها آمدند، خیلیها اقامت گرفتند ولی دراین اواخر تعداد کمی می توانند اقامت بگیرند. حتی کسانی که از بدترین دیکتاتوریهای جهان می آیند خیلی سخت اقامت می گیرند. دهه 1990 که دولت دست راستی بر سر کار آمد حق مسائل پزشکی را خیلی کم کرد و از پناهنده ها گرفت و به این معنی بود که پناهجویان باید برای امور پزشکی مانند یک توریست هزینه ها را پرداخت کتتد و خیلیها نمی توانستند. روند خصوصی سازی بیمارستانها و این مساله که خارجیهایی که 4 شماره نداشتند هزینه را باید خودشان پرداخت می کردند، خیلی زیاد بود. خیلیها که می آمدند شکنجه شده و تحت تعقیب بودند، چون نمی توانستند اجازه اقامت بگیرند و نمی توانستند به بیمارستانها مراجعه کنند، وضع روحیشان هم بدتر می شد. کشور سوئد با زیر پا گذاشتن تعهدات خود و حق پناهنده پذیری که قبلا اجرا می کرد، خیلیها را به کشور خود برگرداند که این از سال 89 شروع شد و تا 94 ادامه داشت. بسیاری به بیماریهای مختلفی دچار می شدند مانند ت ب ث و هیو که مسری بود و نمی توانستند که دارو بگیرند. ما در 9 مای سال نود و پنج این کلینیک را راه انداختیم وآن به پناهجویانی که اجازه اقامت ندارند کمک می کند. این کلینیک به عنوان یک درمانگاه کار می کند . به دلیل اینکه امنیت پناهجویان که تحت تعقیب پلیس هستند حفظ شود ما آدرس داریم ولی آدرس را عوض می کنیم تا امنیت پناهجو رعایت شود و پلیس دسترسی پیدا نکند. ما تقریبا 30 ، 40 پرستار، دکتر و ماسور و ماما داریم که به ما کمک می کنند و خیر خواه هستند. اما کمبود روانپزشک داریم .
در جواب سوال نوید آزادی که آیا کار کلینیک غیر قانونی هست یا خیر؟ پاسخ می دهد: خیر غیر قانونی نیست و وظیفه اخلاقی پزشک است که کمک کند، کمک به مردم هنوز در این کشور غیر قانونی نیست. وی خواهش کرد داروهایی را که لازم ندارید دور نریزید و به داروخانه ها ندهید بلکه برای ما بفرستید. این کلینیک فقط برای کسانی است که اخراجی گرفته و مخفی هستند و سایر پناهندگانی که تقاضای پناهندگی کرده اما هنوز اخراجی نگرفته اند را شامل نمی شود
در پاسخ سوال نوید آزادی که چه شد که جامعه به اینجا کشیده شد؟ آیا مردم خواستار این وضعیت بوجود آمده برای پناهندگان بودند یا صرفا خواست سیاستمداران بوده است؟ چنین می گوید: این دو حزب بزرگ یعنی مودراتها و سوسیال دموکراتها هستند که این وضعیت را ایجاد کرده اند. از سال 89 به بعد این سیاست را با یکدیگر به پیش برده و قوانین پناهندگی را سختتر می کنند. و همیشه در آراء اتحادیه اروپا سوئد در راس سختگیریها نسبت به پناهندگان ایستاده است. اگر به کنوانسیون دفاع از حقوق کودکان که در سال 91 توسط سوئد امضا شده توجه کنیم و رفتار این دولت را در این چند سال اخیر با بچه های پناهنده ها و بچه های آپاتی ببینیم و آن را با این کنوانسیون مقایسه کنیم می بینیم که این کنوانسیون در نظر مقامات سوئد کاغذی بیش نیست
در پاسخ به سوال نوید آزادی که آیا این رفتار غیر قانونی نیست؟ جواب داد که کاملا غیر قانونی و غیر انسانی است. حق انسانی این بچه ها را زیر پا می گذارد و به بیماریهایی که آنها مبتلا هستند بی اعتنایی می کند و این غیر قانونی و خلاف قوانین بین المللی است. وی به ماده 3 کنوانسیون ژنو اشاره می کند که سوئد بیشترین اخطار ها را درمورد رعایت حقوق پناهندگی گرفته که به 11 مورد اخطار اشاره کرده است مخصوصا در مورد برخی پناهجویان ایرانی که در ایران شکنجه می شوند و تحت تعقیب قرار می گیرند و با وجودی که شکنجه کردن در ایران معمول است، دولت سوئد آنها را به ایران بر میگرداند، در حالی که سوئد حق برگرداندن پناهجویانی که در کشورشان شکنجه می شوند را ندارد
وی در ادامه به کمبود دارو، پزشک و پرستار اشاره می کند مخصوصا به کمبود روانپزشک و از ایرانیهایی که در این زمینه ها تخصص دارند، خواهش می کند با این کلینیک همکاری نمایند. وی همچنین به کمبود امکانات مالی اشاره می کند و می گوید که ما به پول هم نیاز داریم
در طی مصاحبه پرسش و پاسخهایی نیز صورت گرفت که برخی از آنها در زیر آورده می شود
سوال: خانم و آقایی 3 سال پیش در ایران ازدواج کردند . پس از دو بار تمدید اقامت برای بار سوم اقامت مورد تایید قرار نگرفته و ازدواج از طرف اداره مهاجرت مشکوک اعلام شده است. با توضیح اینکه شوهر دارای اقامت دائم می باشد. شوهر مایل به ادامه زناشویی نیست و می خواهد جدا شود. وضعیت اقامت این خانم چگونه می باشد؟
پاسخ نیما رستمی ( حقوقدان ) : در ابتدادوسال اقامت موقت می دهند. بعضا 6 ماهه یا 1 ساله . به نظر می رسد به این خانم 6 ماه به 6 ماه اقامت داده اند تا دو سال را پر کند. ظاهرا یا شوهر یا شخص دیگری به اداره مهاجرت اطلاع داده که این ازدواج واقعی نیست. زن و شوهر باید دو سال با هم زندگی کنند و اگر زودتر از این دوسال طلاق بگیرند اقامت لغو می شود. مگر آنکه زن مورد آزار و اذیت یا سوء استفاده قرار بگیرد که در این صورت حق و حقوقی برای او در نظر گرفته می شود
سوال: دختر من 12 سال پیش به سوئد آمد در حالی که مجرد بود. بعد از 9 ماه از وکیلش خواست که تقاضای اقامت را پس بگیرد. و به ایران برگشت. در حال حاضر ازدواج کرده و صاحب دو فرزند می باشد. و قصد دارد برای دیدار من به سوئد بیاید. آیا می تواند ویزا بگیرد یا خیر؟
آنیتا دوراسیو: البته که می تواند. باید مدارکی به سفارت سوئد در ایران ارائه بدهد که آنها را متقاعد کند که قصد اقامت در سوئد را ندارد و بعد از دیدن مادر به ایران بر میگردد. در این صورت به احتمال زیاد به او ویزا می دهند
سوال: دختر من در ایران است و 3 سال پیش با یک مرد ازدواج کرده . توضیح آنکه مرد دارای اقامت سوئد است. به علت کار شکنی داماد مشکلاتی به وجود آمده است زیرا اوباید به ایران برود و از این کار اجتناب می کند. آیا من که مادر او هستم و 7 سال است که اقامت گرفته ام می توانم برای او ویزای ورود به کشور سوئد را بگیرم یا خیر؟
نیما رستمی ( حقوقدان ): خیر به او ویزا نمی دهند. شوهر باید به ایران یا ترکیه برود و در آنجا یکدیگر را ملاقات کنند
سوال: خانمی دارای اقامت سوئد یک سال و نیم پیش به ایران رفته و با آقایی جوانتر از خود ازدواج کرده است. در زمان مصاحبه جوابهای متضادی به سوالات داده اند. از نظر اداره مهاجرت به دلیل یکی نبودن حرفهای زوجین، ازدواج آنان واقعی شناخته نشده و یک جواب رد صادر شده است. با وجود مدارکی از قبیل فیلم عروسی واین که در حال حاضر با یکدیگر زندگی می کنند، ازدواج آنها واقعی می باشد. چگونه می توانند ازدواج واقعی خود را ثابت کنند؟
نیما رستمی ( حقوقدان ): طبیعی است که گاهی حرفها مثل هم نیست. ولی بستگی دارد که در چه زمینه ای بوده باشد. بعدا می توانند با توضیحات بیشتر این سوء تفاهمات را برطرف کنند. می توانند به دادگاه شکایت کنند و سوظن را از بین ببرند
سوال: زوجی یک سال است که ازدواج کرده و به سوئد آمده اند. ( یکی از آنها دارای اقامت سوئد می باشد ) بعد از مدتی با یکدیگر دچار مشکل گردیده ودر اداره پلیس پرونده دارند. ولی بعد از مدتی آشتی کرده و اکنون با هم زندگی می کنند. آیا برای اخذ اقامت مشکلی پیش خواهد آمد یا خیر؟
نیما رستمی( حقوقدان ): تا زمانی که با هم زندگی می کنند و جدا نشده اند هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد، اما چنانچه پلیس دنباله آن را گرفته و پرونده را به دادگاه یا اداره مهاجرت ارائه کند مشکل ایجاد خواهد شد، اما چنانچه پرونده در اداره پلیس خاتمه یابد و پی گیری نشود مشکلی پیش نخواهد آمد
شماره تلفن دستی آنیتا دوراسیو: 0708162161

+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 و ساعت 15:20 |
این تارنما با پیشنهاد یکی از پناهجویان خوب و عزیز به نام علیرضا حبیبیان راه اندازی شد. خانم کیمیا پازوکی و آقای سیامک بهاری و آقای رحیم یزدانپرست و خانم سارا نخعی از مسئولین فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی، مشوقین ما در راه اندازی این تارنما بودند
+ نوشته شده توسط بابک فرهمند در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 و ساعت 15:17 |